﻿WEBVTT

00:00:01.024 --> 00:00:02.901
‫نخ سرخ می‌تونست
‫مدت‌ها پیش من رو بکشه

00:00:02.901 --> 00:00:05.654
‫اگه مطمئن بود
‫نقش حیاتی‌ای توی موفقیت‌شون ندارم
‫« آنچه گذشت... »

00:00:05.654 --> 00:00:07.614
‫آقای شرلوک هولمز،
‫خوش اومدید

00:00:07.614 --> 00:00:08.990
‫ممنون، جناب نخست‌وزیر

00:00:08.990 --> 00:00:10.951
‫‏یکی توی دفتر سربازرس ویتلاک

00:00:10.951 --> 00:00:13.036
‫فوراً به لرد ودرسی زنگ زده

00:00:13.036 --> 00:00:14.829
تا بهش هشدار بده که

00:00:14.829 --> 00:00:15.956
‫واتسون و خانم هادسون دارن میان،

00:00:15.956 --> 00:00:17.624
‫اما خبری از جواهرات سفیر نیست

00:00:17.624 --> 00:00:20.377
‫مگه اینکه تا فردا بعدازظهر
‫جواهرات رو پیدا کنم

00:00:20.377 --> 00:00:23.380
‫وگرنه سفیر ۵۰ هزار پوند
‫دریافت می‌کنه

00:00:23.380 --> 00:00:26.174
‫آدم‌رباها باید با هم تماس بگیرن

00:00:26.174 --> 00:00:28.468
‫اونوقت واتسون و خانم هادسون

00:00:28.468 --> 00:00:30.554
‫یه بار دیگه جابه‌جا میشن

00:00:30.554 --> 00:00:33.515
‫متحدین و دوستان ما از همین الان
‫توی موقعیت‌های استراتژیک قرار گرفتن

00:00:33.515 --> 00:00:36.685
‫من هم با دو سیگنال
‫آسمون رو روشن می‌کنم

00:00:36.685 --> 00:00:38.520
‫نور اول جاییـه که واتسون و خانم هادسون

00:00:38.520 --> 00:00:40.146
‫نگه داشته شده بود و

00:00:40.146 --> 00:00:43.692
‫رنگ دوم مربوط به
‫جاییـه که قراره برده بشن

00:00:43.692 --> 00:00:45.527
‫جرمی، آماده شو یه حکم بنویسی برای...

00:00:46.319 --> 00:00:47.028
‫اسمش چیـه؟

00:00:47.028 --> 00:00:48.196
‫شنود تلفنی، قربان

00:00:48.196 --> 00:00:50.782
‫‏می‌تونم تمامی مکالمات سربازرس رو

00:00:50.782 --> 00:00:52.659
‫‏شنود و ضبط کنم

00:00:52.659 --> 00:00:55.996
‫‏حالا باید برم بالا و سر بالادستی‌هات خراب شم

00:01:03.943 --> 00:01:05.340
‫« اسکاتلندیارد »

00:01:08.133 --> 00:01:09.301
‫هنوز کسی تماس نگرفته، قربان

00:01:09.301 --> 00:01:11.761
‫نه، کسی که از تلفن استفاده می‌کنه،

00:01:11.761 --> 00:01:14.014
‫باید صبر کنه تا دفتر ویتلاک خالی بشه

00:01:14.014 --> 00:01:14.681
‫چقدر طول می‌کشه، قربان؟

00:01:14.681 --> 00:01:16.016
‫خیلی نه

00:01:16.016 --> 00:01:17.851
‫بازه‌ی زمانی‌ای که من مشخص کردم
‫برای حذف احتمال وجود

00:01:17.851 --> 00:01:20.353
‫یه پیغام‌رسون طراحی شده بود

00:01:20.353 --> 00:01:21.271
‫جون‌تون در خطره، قربان؟

00:01:21.271 --> 00:01:22.522
‫نه، نه، نه

00:01:23.481 --> 00:01:24.858
‫خطری من رو تهدید نمی‌کنه،

00:01:24.858 --> 00:01:27.360
‫بلکه عزیزترین کس‌هام رو
‫تحت شعاع قرار داده

00:01:27.360 --> 00:01:28.903
‫اگه اشتباه کنم،

00:01:28.903 --> 00:01:31.197
‫اگه دوباره این مجرم
‫از تلفن دفتر ویتلاک استفاده نکنه،

00:01:31.197 --> 00:01:34.743
‫اگه چیزی برای ضبط کردن نداشته باشیم،

00:01:34.743 --> 00:01:37.537
‫اونوقت همه‌ی نقشه‌هام نقش‌برآب میشه و

00:01:37.537 --> 00:01:40.415
‫ممکنه دوست‌هام، عزیزترین دوستانم بمیرن

00:01:48.715 --> 00:01:50.634
‫تلفن‌چی، تلفن‌چی!

00:01:50.634 --> 00:01:51.468
‫ویتلاک؟

00:01:51.468 --> 00:01:53.219
‫پلیس نه

00:01:53.219 --> 00:01:54.429
اینجا اسکاتلندیارده

00:01:54.429 --> 00:01:56.973
‫زنگ بزن بلگریو نزدیک ۴۸۳، سریع

00:01:59.601 --> 00:02:01.936
سنگ افتاده توی مسیرت

00:02:04.898 --> 00:02:08.234
‫فکر کنم یه کفاش توی
‫کنزینگتون پیدا میشه، سریع

00:02:12.822 --> 00:02:14.866
‫گروگان‌ها دارن از پیش

00:02:14.866 --> 00:02:17.160
‫دوشس بیوه‌ی لینکلن‌شر میان

00:02:17.160 --> 00:02:18.411
‫منطقه‌ی، همون جایی که شاو و

00:02:18.411 --> 00:02:20.205
‫نیروهای نامنظم مستقرن

00:02:21.873 --> 00:02:24.042
‫به سمت کنزینگتون، قلمرو دوک لستر،

00:02:24.042 --> 00:02:27.629
‫منطقه‌ی زرد جاییـه که
باید از دم رودخونه رد بشن

00:02:27.629 --> 00:02:30.298
‫حالا، با عرض معذرت،
‫باید از تک‌تک ثانیه‌هام استفاده کنم

00:02:31.174 --> 00:02:32.592
‫ولی قربان، من چیکار کنم؟

00:02:32.592 --> 00:02:34.636
‫تماس‌ها رو ضبط کن و

00:02:34.636 --> 00:02:37.013
‫دعا کن تغییری توی نقشه ایجاد نشه

00:02:37.013 --> 00:02:38.807
‫برام آرزوی موفقیت کن، سوان

00:02:39.975 --> 00:02:44.897
‫« شرلوک و دخترش »
‫« فصل اول »
‫« قسمت هفتم: دزدیِ سبز »

00:02:45.005 --> 00:02:55.906
« برتر موویز – مرجع دانلود فیلم و سریال » [ bartarmoviz ]

00:02:55.930 --> 00:03:06.830
« برتر موویز – مرجع دانلود فیلم و سریال » [ bartarmoviz ]

00:03:06.854 --> 00:03:17.755
‫«ترجمه از iredprincess و امیر فرحناک»
‫ <c.red>.:: FarahSub &amp; iredsub ::.</c>

00:03:17.779 --> 00:03:28.679
‫در تلگرام:
<c.red>‫t.me/IRedSub
‫t.me/FarahSub</c>

00:03:29.149 --> 00:03:30.275
‫سبزه، پسرها

00:03:30.275 --> 00:03:31.943
‫جلو رو نگاه کنید، برای ماست

00:03:39.159 --> 00:03:41.327
‫دو تا کالسکه،
‫احتمال داره از همدیگه جداشون کرده باشن

00:03:41.327 --> 00:03:42.662
‫چراغ‌های نصفه و نیمه

00:03:42.662 --> 00:03:44.038
‫شما دو تا برید دنبال دومی، خب؟

00:03:44.038 --> 00:03:45.039
‫یالا

00:04:09.647 --> 00:04:11.316
‫خودشـه

00:04:11.316 --> 00:04:13.026
‫بریم دوک لستر

00:04:13.026 --> 00:04:14.736
‫خودشـه، آقای هریگن، بریم!

00:05:07.247 --> 00:05:10.500
‫از جاده‌ی زرد برید سمت دوک لستر!

00:05:18.508 --> 00:05:21.010
‫وقت طلاست، دنکلیف

00:05:21.010 --> 00:05:21.845
‫همینطوره، قربان

00:05:30.228 --> 00:05:33.356
‫کالسکه‌ی نخ سرخـه، بریم

00:05:33.356 --> 00:05:35.149
‫برو دنبالش!

00:05:47.287 --> 00:05:48.913
‫تهشـه؟

00:06:19.903 --> 00:06:21.738
‫یالا، برو!

00:06:22.864 --> 00:06:23.948
‫چیزی نمونده!

00:06:24.824 --> 00:06:29.704
‫برو، برو!

00:06:33.833 --> 00:06:35.376
‫درشکه‌چی‌ها رو بیخیال

00:06:35.376 --> 00:06:36.461
‫گروگان‌ها رو پیدا کنید

00:06:37.587 --> 00:06:39.047
‫خواهرمـه!

00:06:39.047 --> 00:06:40.715
اجازه بدید، خانم

00:06:41.883 --> 00:06:43.509
‫گیر کرده

00:06:43.509 --> 00:06:44.761
‫تکون نمی‌خوره!

00:06:45.637 --> 00:06:47.430
برید کنار

00:06:52.977 --> 00:06:55.605
‫جناب هولمز، لطف کردید به ما ملحق شدید

00:06:55.605 --> 00:06:57.774
‫ممنون مو به مو دستوراتم رو اجرایی کردید

00:06:57.774 --> 00:06:59.901
‫دو تا کالسکه، خدای من،

00:06:59.901 --> 00:07:02.111
‫هوشمندانه‌ست، ولی نه خیلی

00:07:02.111 --> 00:07:02.946
‫بیا

00:07:05.198 --> 00:07:06.282
‫آقای هولمزه؟

00:07:07.492 --> 00:07:09.285
‫حتماً دارم خواب می‌بینم

00:07:09.285 --> 00:07:13.456
‫انگار همه رو هواییم، نه؟

00:07:13.456 --> 00:07:15.416
‫آروم، خانم هادسون، آروم

00:07:15.416 --> 00:07:17.418
‫ای خواهر، خواهر عزیزم

00:07:17.418 --> 00:07:19.170
‫خانم هادسون رو تا درشکه‌ی من مشایعت کنید

00:07:19.170 --> 00:07:22.298
‫خیلی مراقب باشید،
‫مقدار زیادی افیون بهش تزریق شده

00:07:29.347 --> 00:07:30.264
‫وای، واتسون

00:07:31.349 --> 00:07:32.934
‫بیا، شاو

00:07:32.934 --> 00:07:34.727
‫این رو بازش کن، یالا!

00:07:39.565 --> 00:07:40.858
‫هولمز

00:07:40.858 --> 00:07:42.860
‫- هولمز، هولمز
‫- آخیش

00:07:44.362 --> 00:07:45.363
‫واتسون

00:07:45.363 --> 00:07:46.030
‫پیدامون کردی

00:07:46.030 --> 00:07:47.031
‫البته

00:07:47.031 --> 00:07:48.324
‫- ازت مطمئن بودم
‫- البته

00:07:48.324 --> 00:07:49.701
‫به شدت تحت تأثیر افیونی

00:07:49.701 --> 00:07:50.785
‫آره

00:07:50.785 --> 00:07:51.828
‫- می‌رسونیمت خونه
‫- آره

00:07:51.828 --> 00:07:52.787
‫می‌تونی با خیال راحت استراحت کنی

00:07:52.787 --> 00:07:54.455
‫نه، نه، نه، طلا،

00:07:54.455 --> 00:07:55.623
‫بانک، سرقت،

00:07:55.623 --> 00:07:56.833
‫می‌خوان بانک انگلیس رو بزنن

00:07:56.833 --> 00:07:57.917
‫چی؟

00:07:57.917 --> 00:07:58.960
‫شاید هم تا حالا کارشون رو کرده باشن

00:07:58.960 --> 00:08:00.878
‫- کی‌ها؟
‫- الان میفتم

00:08:00.878 --> 00:08:01.879
‫چی؟

00:08:01.879 --> 00:08:03.089
‫دارم میفتم

00:08:03.089 --> 00:08:03.965
‫بریم

00:08:03.965 --> 00:08:06.718
‫کلارنس، بگیرش، بگیرش

00:08:06.718 --> 00:08:09.470
‫ببرش توی کالسکه‌ی من، یالا

00:08:11.222 --> 00:08:12.432
‫باریکلا، مراقب باش، پسر

00:08:16.263 --> 00:08:19.663
‫« اقامتگاه سفیر آمریکا »

00:08:32.118 --> 00:08:33.995
‫بانو وایولت،
‫چه کمکی از دستم ساخته‌ست؟

00:08:33.995 --> 00:08:35.747
‫باید با سفیر صحبت کنم

00:08:35.747 --> 00:08:37.373
‫جدای از اینکه الان دیروقتـه،

00:08:37.373 --> 00:08:38.666
‫همسرم هنوز توی سفارتـه

00:08:38.666 --> 00:08:40.376
‫می‌خواید براش پیغام بذارید؟

00:08:40.376 --> 00:08:42.712
‫شرمنده مزاحم شدم،

00:08:42.712 --> 00:08:44.547
‫ولی باید منتظر بمونم تا برگرده

00:08:44.547 --> 00:08:46.466
‫امکانش هست از
‫تلفن‌تون استفاده کنم؟

00:08:46.466 --> 00:08:49.677
‫باید یه تماس ضروری
‫با اسکاتلندیارد بگیرم

00:08:59.645 --> 00:09:01.272
‫سربازرس ویتلاک هستم

00:09:01.272 --> 00:09:02.523
‫می‌فرمایید شما کی هستید؟

00:09:02.523 --> 00:09:03.941
‫بالادست جنابعالی هستم

00:09:03.941 --> 00:09:05.359
‫به یه مشکل جدی هم برخوردم

00:09:05.359 --> 00:09:08.905
‫قبلاً به وفور مشکلات‌تون رو برطرف کردم

00:09:08.905 --> 00:09:10.490
‫بانو وایولت، مِن‌جمله اونهایی که

00:09:10.490 --> 00:09:14.285
‫با مرگ نه‌چندان تصادفی یکی از
‫دخترهای شما مرتبط بود

00:09:15.453 --> 00:09:17.288
‫علاقه‌ی شما به خشونت...

00:09:17.288 --> 00:09:19.749
‫الان حوصله ندارم
‫بهم درس اخلاق بدید،

00:09:19.749 --> 00:09:23.294
‫علی‌الخصوص جنابعالی که
‫به خاطر زیر پا گذاشتن قانون

00:09:23.294 --> 00:09:24.378
‫پاداش قابل‌توجهی گرفتید

00:09:24.378 --> 00:09:27.590
‫اگه برنامه داری
‫با جایزه‌ات فرار کنی،

00:09:27.590 --> 00:09:29.008
‫باید به من هم کمک کنی

00:09:29.008 --> 00:09:30.092
‫کمک؟

00:09:30.092 --> 00:09:31.344
‫چه کمکی؟

00:09:31.344 --> 00:09:34.097
‫در رابطه با اون دخترک مزخرف،
‫آمیلیا روهاس که

00:09:34.097 --> 00:09:36.265
‫سفیر آمریکا اصرار داشت

00:09:36.265 --> 00:09:38.267
‫من توی خونه‌اش بهش جا بدم

00:09:38.267 --> 00:09:41.479
‫خبر داره نقشه‌های مادرش دست منـه

00:09:41.479 --> 00:09:43.689
‫می‌خوام از سر راهم برداشته بشه

00:09:43.689 --> 00:09:46.818
‫نفرت شما به این دختر
‫باعث شده هولمز رو فراموش کنید

00:09:46.818 --> 00:09:49.403
‫کسی که همچنان دست‌کم می‌گیریدش

00:09:49.403 --> 00:09:52.448
‫تا حالا تموم حرف‌هام درباره‌ی شرلوک
‫درست از آب در اومده!

00:09:53.658 --> 00:09:57.119
‫ولی این دختر هم غیرقابل‌پیش‌بینی و
‫هم تهدید بزرگیـه

00:09:57.119 --> 00:09:59.497
‫فی‌الحال شدیداً درگیر حساس‌ترین بخش از

00:09:59.497 --> 00:10:00.957
‫عملیات‌مون هستم و

00:10:00.957 --> 00:10:03.918
‫هولمز هم نباید خبردار بشه که
‫ما اون رو بازیچه‌ی

00:10:03.918 --> 00:10:05.169
‫خودمون کردیم

00:10:05.169 --> 00:10:07.755
‫غرورش نمی‌ذاره شک کنه،

00:10:07.755 --> 00:10:11.008
‫در خصوص دختره هم
‫یکی از بازرس‌های بی‌عقلت رو بفرست

00:10:11.008 --> 00:10:14.095
‫دستگیرش کنه و
‫توی زندان کلکش رو بکَنه،

00:10:14.095 --> 00:10:16.055
‫همونجوری که کلک چارلی درشکه‌چی رو کَندید

00:10:16.055 --> 00:10:18.641
‫تا زمانی که اون دختر
‫توی اقامتگاه سفیره،

00:10:18.641 --> 00:10:20.518
‫کاری از دست من برنمیاد

00:10:20.518 --> 00:10:22.937
‫بسیار خب!

00:10:22.937 --> 00:10:24.605
‫توی اولین فرصت،

00:10:24.605 --> 00:10:26.816
‫با دست‌های خودم می‌کشمش

00:10:43.499 --> 00:10:44.959
‫هیس، ساکت

00:10:47.753 --> 00:10:49.964
‫زهره‌ترکم کردی

00:10:49.964 --> 00:10:51.674
‫ببخشید، نمی‌تونستم
‫از در ورودی بیام

00:10:51.674 --> 00:10:52.550
‫چرا؟

00:10:52.550 --> 00:10:53.384
‫چون دیروقتـه؟

00:10:53.384 --> 00:10:54.927
‫نه، منظورم ساعت نیست،

00:10:54.927 --> 00:10:57.054
‫هر چند باید برای پینکرتون‌هایی که من رو دیدن

00:10:57.054 --> 00:10:58.097
‫توضیح بدم

00:10:58.097 --> 00:10:59.682
‫این دیر اومدنت

00:10:59.682 --> 00:11:01.350
‫ربطی به آقای وایلی داره؟

00:11:01.350 --> 00:11:03.436
‫نه، نه، هیس

00:11:03.436 --> 00:11:04.312
‫اصلاً

00:11:04.312 --> 00:11:05.771
‫راستش...

00:11:07.690 --> 00:11:09.358
‫کلارا، به من گوش کن، خب؟

00:11:10.860 --> 00:11:14.196
کسی که پشت پرده‌ی
ربودن من و تو بود

00:11:14.196 --> 00:11:17.283
‫کسی که اِما و مادر من رو کشت

00:11:17.283 --> 00:11:20.995
‫الان طبقه‌ی پایینـه، توی دفتر کار پدرت

00:11:20.995 --> 00:11:23.748
‫از کی حرف می‌زنی؟

00:11:23.748 --> 00:11:26.000
‫بانو وایولت سامرست
‫دو ساعت پیش از راه رسید و

00:11:26.000 --> 00:11:27.209
‫اصرار داشت که منتظرت بمونه و

00:11:27.209 --> 00:11:28.920
‫با تلفن ما تماس گرفت

00:11:28.920 --> 00:11:30.087
‫یعنی باهات چیکار داره؟

00:11:30.087 --> 00:11:31.589
‫دم‌دم‌های صبحـه

00:11:31.589 --> 00:11:34.508
‫هر چی زودتر باهاش صحبت کنم،
‫سریع‌تر میره پی کارش

00:11:36.010 --> 00:11:38.012
‫اگه برات مشکلی پیش اومده، عزیزم

00:11:38.012 --> 00:11:40.264
‫اگه برات مزاحمت ایجاد می‌کنه...

00:11:40.264 --> 00:11:42.975
‫صرفاً به همین مزاحمت آزارهنده ختم میشه که

00:11:42.975 --> 00:11:44.936
‫اون هم به زودی تموم میشه

00:11:51.943 --> 00:11:53.152
‫چه عجب

00:11:55.112 --> 00:11:58.324
‫رفتارت هر ساعت بی‌پرواتر میشه

00:11:58.324 --> 00:12:01.160
‫لحن جنابعالی هم گستاخانه‌تر

00:12:01.160 --> 00:12:03.454
‫شاید توی جامعه‌ی لندن
‫جایگاه خاصی داشته باشی،

00:12:03.454 --> 00:12:07.041
‫اما هیچ قدرت مشروعی نداری

00:12:07.041 --> 00:12:09.168
‫در حالی که من
‫سفیر ایالات متحده

00:12:09.168 --> 00:12:12.046
‫توی دربار شاه جیمز و
‫نماینده‌ی قانونی

00:12:12.046 --> 00:12:13.673
‫کشورم و بریتانیای کبیر هستم

00:12:13.673 --> 00:12:15.258
‫کاملاً به جایگاه شما واقف هستم

00:12:15.258 --> 00:12:16.467
‫در واقع، شما رو

00:12:16.467 --> 00:12:19.011
‫یکی‌ از ارزشمندترین کارمندان خودم می‌دونم

00:12:19.011 --> 00:12:20.388
‫کارمندت؟

00:12:20.388 --> 00:12:22.014
‫شاید به ظاهر در خدمت من نباشی،

00:12:22.014 --> 00:12:23.516
‫ولی بدون شک برای من کار می‌کنی

00:12:23.516 --> 00:12:26.227
‫بعلاوه، در آستانه‌ی دریافت
‫پاداشی فوق‌العاده

00:12:26.227 --> 00:12:27.561
‫به واسطه‌ی زحماتت هستی

00:12:27.561 --> 00:12:30.189
‫فردا همین موقع،
‫تو رو یکی از قهرمان‌های مردمی و

00:12:30.189 --> 00:12:33.067
‫یکی از ثروتمندترین مردان جهان
‫معرفی می‌کنم

00:12:33.067 --> 00:12:35.152
‫- یکی از ثروتمندان؟
‫- هیس

00:12:35.152 --> 00:12:36.821
‫ناگفته نمونه

00:12:36.821 --> 00:12:39.740
‫نقشه‌ای که قراره عملی بشه،
‫مال منـه

00:12:39.740 --> 00:12:41.742
‫اگه من نبودم،
‫موفقیت توطئه‌ی شما

00:12:41.742 --> 00:12:45.871
‫در بهترین حالت،
‫کشور مورد نظرتون رو به

00:12:45.871 --> 00:12:47.206
‫ورشکستگی مالی می‌کشوند

00:12:47.206 --> 00:12:50.209
‫اعتراف می‌کنم،
‫با نبوغ خاصی به مقامات رشوه دادی و

00:12:50.209 --> 00:12:52.795
‫تغییرت من‌باب اینکه سرقت باید
‫به چه چیزی منجر بشه،

00:12:52.795 --> 00:12:55.298
‫به طرز غیرمعمولی هوشمندانه بود

00:12:55.298 --> 00:12:56.632
‫ولی من تو رو انتخاب کردم

00:12:56.632 --> 00:12:58.843
‫این من بودم که به بهونه‌ی
‫کمک به دخترت

00:12:58.843 --> 00:13:00.219
‫تا آمریکا اومدم،

00:13:00.219 --> 00:13:04.265
‫چون با وجود تموم شکست‌های عیان،

00:13:04.265 --> 00:13:07.351
‫تشخیص دادم که تو
‫اراده، ابزار و مصونیت لازم

00:13:07.351 --> 00:13:09.645
‫برای انجام کاری که
‫از هیچکدوم‌مون برنمیومد رو داری

00:13:09.645 --> 00:13:12.565
‫پس اگه بخوای توی فروش این سلاح

00:13:12.565 --> 00:13:15.234
‫دخالت کنی،
‫در حالی که می‌دونی چقدر

00:13:15.234 --> 00:13:18.654
‫برای هدف نهایی من حائز اهمیتـه،

00:13:18.654 --> 00:13:21.407
‫خب، به چشم من یکی
‫دست‌کم حکم بی‌وفایی رو داره

00:13:21.407 --> 00:13:25.578
‫مخصوصاً که من تاریخ جشن دخترت رو
‫با پایمال کردن جون یکی دیگه

00:13:25.578 --> 00:13:27.079
‫تعیین کردم

00:13:27.079 --> 00:13:31.459
‫که بدون اطلاع و رضایت من انجام گرفت

00:13:31.459 --> 00:13:33.461
‫قول دادی قتلی رخ نده و

00:13:33.461 --> 00:13:36.630
‫حالا اجساد بی‌شماری روی هم تلنبار شده!

00:13:36.630 --> 00:13:39.633
‫پس نه، اجازه نمیدم توی جشن کلارا یا

00:13:39.633 --> 00:13:43.179
‫سفارت من، برای فروش تسلیحاتت
‫مزایده راه بندازی

00:13:43.179 --> 00:13:46.223
‫هیچ مکان یا مناسبت بهتری

00:13:46.223 --> 00:13:47.975
‫برای این مزایده وجود نداره!

00:13:47.975 --> 00:13:50.770
‫هر دیپلمات خارجی‌ای
‫توی لندن می‌تونه بدون جلب سوءظن

00:13:50.770 --> 00:13:52.396
‫توی جشن شرکت کنه

00:13:53.147 --> 00:13:55.608
‫مبادله‌ی واقعی
‫به صورت محرمانه توی اصطبل شما

00:13:55.608 --> 00:13:56.984
‫اتفاق میفته

00:13:56.984 --> 00:14:00.029
‫شاید کمی از طرف من
‫بابت کشت‌وکشتار گمراه شده باشی،

00:14:00.029 --> 00:14:02.323
‫ولی هرگز منکر هدف نهایی‌مون نشدم

00:14:02.323 --> 00:14:03.866
‫لطفاً فکر کن

00:14:03.866 --> 00:14:05.659
‫این یه سلاح معمولی نیست

00:14:05.659 --> 00:14:07.787
‫می‌تونه تعیین‌کننده‌ی
‫نتیجه‌ی جنگی باشه که

00:14:07.787 --> 00:14:09.663
‫شما تا این حد برای شروعش مصمم هستید

00:14:10.164 --> 00:14:13.793
‫یعنی یه ذره هم عِرق ملی نداری؟

00:14:13.793 --> 00:14:14.877
‫اینقدر ساده نباش

00:14:17.046 --> 00:14:19.423
‫این جنگ توی میدون نبرد پیروز نمیشه

00:14:21.092 --> 00:14:23.928
‫در واقع، فاتحان قبلاً تاج‌گذاری شدن

00:14:23.928 --> 00:14:27.473
‫به هیئت‌مدیره، بانک و کارخونه‌ها
‫حکومت می‌کنن

00:14:27.473 --> 00:14:29.391
‫تا روز تسلیم که کسی متوجه نمیشه

00:14:29.809 --> 00:14:33.062
‫لندن توسط صنعت و سیستم مالی‌ای که

00:14:33.062 --> 00:14:36.565
‫من باید توی خانواده‌ی خودم گدایی کنم

00:14:36.565 --> 00:14:40.486
‫بلعیده میشه و
‫به پایان می‌رسه!

00:14:40.486 --> 00:14:42.988
‫میگی به کشورم هیچ عِرقی ندارم

00:14:42.988 --> 00:14:46.200
‫این کشورمـه که نسبت به من
‫هیچ عِرقی نداره!

00:14:46.200 --> 00:14:49.412
‫این آینده‌ای نیست که
‫دن موریارتی تأیید کنه

00:14:49.412 --> 00:14:51.372
‫خب، اون مضحکـه و

00:14:51.372 --> 00:14:55.459
‫مثل هولمز، به زودی به هدفش می‌رسه

00:14:55.459 --> 00:14:57.545
‫نخ می‌تونه جفت‌شون
‫بعلاوه‌ی اون دخترک بدبخت رو

00:14:57.545 --> 00:14:59.964
‫از میدون به در کنه

00:14:59.964 --> 00:15:01.340
‫اینکه چطور جنگی رو شروع کنی و

00:15:01.340 --> 00:15:03.175
‫امیدوار باشی چه چیزی عایدت بشه

00:15:03.175 --> 00:15:06.637
‫به خودت و همدست‌های خونخوارت بستگی داره

00:15:07.471 --> 00:15:12.476
‫ولی اون دختر تحت حمایت شخص منـه،

00:15:12.476 --> 00:15:14.311
‫زیرش هم نمی‌زنم

00:15:14.311 --> 00:15:15.396
‫نه بابا؟

00:15:17.440 --> 00:15:19.817
‫نکنه رابطه‌ی عاشقونه‌ی کلارا و

00:15:19.817 --> 00:15:21.318
‫درشکه‌چی سابقت رو فراموش کردی؟

00:15:21.318 --> 00:15:23.487
‫تو مشوق پیشرفت‌هاش بودی

00:15:23.487 --> 00:15:26.615
‫گروگان‌گیری دخترم هم خیانت بودم و

00:15:26.615 --> 00:15:27.783
‫هم توهین

00:15:27.783 --> 00:15:30.453
‫اگه همون موقع که ازت خواستم
‫دسته‌کلید رو می‌دادی،

00:15:30.453 --> 00:15:33.414
‫اغواکردن دخترت اتفاق نمیفتاد

00:15:33.414 --> 00:15:34.582
‫تو چاره‌ای برام نذاشتی

00:15:34.582 --> 00:15:37.251
‫اگه دوباره این کار رو بکنی، خب،

00:15:37.251 --> 00:15:40.880
‫ممکنه مصونیت دیپلماتیکت
‫باعث بشه بازداشت نشی،

00:15:40.880 --> 00:15:45.301
‫ولی هیچ چیز نمی‌تونه از تو
‫در مقابل همچین رسوایی‌ای محافظت کنه

00:15:45.301 --> 00:15:47.720
‫تا حالا با خودت فکر کردی، بانو وایولت،

00:15:47.720 --> 00:15:51.473
‫که ممکنـه داری زیاده‌روی می‌کنی؟

00:15:55.978 --> 00:15:59.815
‫حتی شرلوک هولمز رو هم فریب دادم

00:15:59.815 --> 00:16:02.985
‫تو که دیگه نصفش هم نیستی

00:16:02.985 --> 00:16:05.821
‫امیدوارم ثروت و تحسین جهانیت

00:16:05.821 --> 00:16:08.032
‫خشمت رو آروم کنه

00:16:08.866 --> 00:16:10.701
‫خوب مخفیش کن!

00:16:13.412 --> 00:16:15.539
‫با خودت بیارش جشن کلارا

00:16:16.457 --> 00:16:20.002
‫وگرنه معارفه‌ی دخترت به جامعه

00:16:21.302 --> 00:16:23.804
‫میشه آخرین شبی که
‫توی انظار عمومی ظاهر میشه

00:16:29.720 --> 00:16:30.596
‫عفریته!

00:16:31.639 --> 00:16:32.932
‫می‌خواد من رو نابود کنه

00:16:32.932 --> 00:16:34.225
‫نمی‌تونه

00:16:34.225 --> 00:16:36.018
‫از دسته‌کلیدی حرف می‌زد که

00:16:36.018 --> 00:16:38.437
‫حتم دارم برای مراسم معارفه
‫استفاده میشه

00:16:38.437 --> 00:16:39.730
‫ولی برای چه قفلی؟

00:16:39.730 --> 00:16:42.608
‫من اینجا نگران آینده‌ی خودمم،

00:16:42.608 --> 00:16:44.485
‫در حالی که بانو وایولت
‫نقشه‌ی قتل تو رو می‌کِشه

00:16:44.485 --> 00:16:47.071
‫فقط زندگی من نیست که در خطره،

00:16:47.071 --> 00:16:48.280
جون ‫آقای هولمز هم هست

00:16:48.280 --> 00:16:49.073
‫جنگ؟

00:16:49.073 --> 00:16:50.282
‫باورم نمیشه

00:16:50.282 --> 00:16:52.660
‫چرا بانو وایولت می‌خواد
‫جنگ راه بندازه؟

00:16:52.660 --> 00:16:54.537
‫آمیلیا، کجا داری میری؟

00:16:54.537 --> 00:16:56.121
‫میرم که جواب سؤال‌هات رو پیدا کنم

00:16:56.121 --> 00:16:58.540
‫می‌خوام مطمئن بشم که
‫نه اتفاقی برای تو میفته و

00:16:58.540 --> 00:17:01.252
‫نه مایکل وایلی و جناب هولمز

00:17:02.628 --> 00:17:03.921
‫مراقب خودت باش

00:17:03.921 --> 00:17:06.215
‫دیگه هیچی توی دنیا
‫عین بانو وایولت نمی‌ترسونتم

00:17:06.215 --> 00:17:08.717
‫طبیعیـه

00:17:08.717 --> 00:17:10.302
‫برام آرزوی موفقیت کن

00:17:19.311 --> 00:17:20.437
‫خانم روهاس

00:17:21.355 --> 00:17:22.356
‫کارآگاه سوان؟

00:17:22.356 --> 00:17:23.190
‫شرمنده ترسوندم‌تون

00:17:24.149 --> 00:17:25.276
‫اینجا چیکار می‌کنید؟

00:17:25.276 --> 00:17:26.443
‫اومدم بهتون بگم که

00:17:26.443 --> 00:17:28.237
‫خطر بزرگی تهدیدتون می‌کنه و

00:17:28.237 --> 00:17:31.282
‫باید تا صبح ازتون محافظت کنم

00:17:34.560 --> 00:17:36.980
‫« خیابان بیکر، ساختمان ۲۲۱، واحد ب »

00:17:37.246 --> 00:17:39.123
‫به زودی اثرات افیون از بین میره

00:17:39.123 --> 00:17:41.208
‫اما باید به طور کامل بهبود پیدا کنن

00:17:41.208 --> 00:17:43.961
‫به هوش که اومدن،
‫توصیه می‌کنم آب تازه و

00:17:43.961 --> 00:17:46.463
‫سوپ گرم بخورن و حموم آب گرم کنن

00:17:47.631 --> 00:17:50.342
‫ممنون، دکتر ولز

00:17:50.968 --> 00:17:53.304
‫آقا و خانم هلیگن،
‫بیمارهامون رو شما می‌سپارم

00:17:53.304 --> 00:17:56.473
‫خودم باید برم پیگیر ماجرا بشم

00:17:56.473 --> 00:17:57.683
‫نگران نباشید، هولمزجان

00:17:57.683 --> 00:18:00.102
‫ما این آدم‌رباها رو
‫به خاک سیاه می‌نشونیم

00:18:00.811 --> 00:18:02.271
‫مطمئنم همینطوره،

00:18:02.271 --> 00:18:04.481
‫ولی حالا باید توجهم رو

00:18:04.481 --> 00:18:07.443
‫به سرقت مقدار قابل توجهی طلا
‫از بانک انگلستان معطوف کنم

00:18:07.443 --> 00:18:09.862
‫نمی‌دونم چطور ازش باخبر شدید

00:18:10.529 --> 00:18:13.115
‫انتقال طلای آفریقای جنوبی

00:18:13.115 --> 00:18:14.533
‫از اسکله‌ها به بانک

00:18:14.533 --> 00:18:17.036
‫به صورت محرمانه انجام شد

00:18:17.036 --> 00:18:19.371
‫دیروز بولیوانت ناظر این انتقال بود

00:18:19.371 --> 00:18:21.540
‫حتی اگه سارقین می‌تونستن وارد بانک بشن،

00:18:21.540 --> 00:18:22.958
‫آخه چطوری می‌خواستن با

00:18:22.958 --> 00:18:25.252
‫هشت هزار اونس طلای خالص فرار کنن؟

00:18:25.252 --> 00:18:27.379
‫سؤال خیلی خوبیـه، بولیوانت

00:18:27.379 --> 00:18:30.549
‫من هم باید از بانک انگلیس بخوام که
‫خزانه‌ی خودشون رو باز کنن تا

00:18:30.549 --> 00:18:32.051
‫بتونم بهش جواب بدم

00:18:32.051 --> 00:18:35.846
‫اگه اجازه بدید، برم.
‫چون می‌ترسم همینجوریش هم دیر شده باشه.

00:18:49.902 --> 00:18:51.612
‫جناب هولمز،

00:18:52.237 --> 00:18:54.782
‫امیدوارم اجازه بدید همراهی‌تون کنیم

00:18:54.782 --> 00:18:57.451
‫اگه اتهامات شما صحت داشته باشه،
‫باید فی‌الفور

00:18:57.451 --> 00:18:58.702
‫به تعقیب بپیوندیم

00:18:58.702 --> 00:19:00.371
‫یعنی حضور خبرنگار و

00:19:00.371 --> 00:19:03.207
‫عکاس پشت‌سرتون ضروریـه؟

00:19:03.207 --> 00:19:04.416
‫خب، شرایط ایجاب می‌کنه که

00:19:04.416 --> 00:19:06.794
‫فوراً مردم رو در جریان بذاریم

00:19:06.794 --> 00:19:08.462
‫دیلی کرانیکل متقاعد شده که

00:19:08.462 --> 00:19:10.005
‫چاپ نیم‌روز رو به تعویق بندازه

00:19:10.005 --> 00:19:12.424
‫شاید نیاز باشه
‫خبرمون بره صفحه‌ی اول

00:19:12.424 --> 00:19:13.884
‫خب، من اسکاتلندیارد رو
‫از همچین افشاگری شرم‌آوری

00:19:13.884 --> 00:19:17.429
‫معاف می‌کردم، اما تصمیم با شماست

00:19:22.101 --> 00:19:23.310
‫خدای بزرگ، جناب هولمز

00:19:23.310 --> 00:19:25.854
‫هشدارهای شما ما رو وحشت‌زده و
‫مات و مبهوت کرده

00:19:27.481 --> 00:19:30.109
‫این محموله‌ی طلای آفریقای جنوبی

00:19:30.109 --> 00:19:32.444
‫برای ذخایر سرمایه‌ی بانک حیاتیـه

00:19:32.444 --> 00:19:36.782
‫بدون اینها، بازارهای
‫سرتاسر امپراتوری سقوط می‌کنن

00:19:36.782 --> 00:19:40.119
‫باید امیدوار باشم که
‫اشتباه می‌کنید، آقای هولمز

00:19:40.119 --> 00:19:41.620
‫بهتون اطمینان میدم، فرماندار کاونر

00:19:41.620 --> 00:19:43.372
‫هیچ چیز بیشتر از این مایه‌ی مسرت بنده نیست

00:19:49.086 --> 00:19:53.090
‫وای، خدا رو شکر

00:20:02.433 --> 00:20:03.684
‫آقای هولمز، جناب،

00:20:03.684 --> 00:20:06.603
‫امکانش هست جلوی طلا ژست بگیرید؟

00:20:06.603 --> 00:20:08.021
‫کدوم طلا؟

00:20:09.773 --> 00:20:11.859
‫خب، این طلای آفریقای جنوبی که

00:20:11.859 --> 00:20:15.612
‫تحت نظارت مستقیم من از کشتی

00:20:15.612 --> 00:20:17.698
‫به خزانه منتقل شده

00:20:18.866 --> 00:20:20.576
‫اجازه هست، بازرس؟

00:20:20.576 --> 00:20:23.203
‫مراقب باش، هولمز، خیلی سنگینـه

00:20:23.203 --> 00:20:27.332
‫به پودر ظریفی که روی سطح شمش ظاهر شده
‫دقت کنید

00:20:27.332 --> 00:20:30.627
‫این نشون دهنده‌ی حرکت
‫نمک‌های محلول به روی سطحـه

00:20:30.627 --> 00:20:31.712
‫اثر رطوبتـه،

00:20:31.712 --> 00:20:33.964
‫احتمالاً مربوط به بارون‌های اخیره

00:20:33.964 --> 00:20:37.468
‫امیدوارم این پودر
‫روی ارزش‌شون تأثیری نذاره

00:20:37.468 --> 00:20:38.677
‫نه، ابداً

00:20:38.677 --> 00:20:41.430
‫ارزش طلا دقیقاً همون‌قدریـه که

00:20:41.430 --> 00:20:44.016
‫برای اولین بار وارد خزانه‌تون شد

00:20:44.016 --> 00:20:46.685
‫ببینید، آقایون، این شمش‌ها

00:20:49.396 --> 00:20:50.689
‫تیکه‌های سرب رو پوشوندن

00:20:51.774 --> 00:20:53.442
‫رنگ قابل‌قبولی دارن و

00:20:53.442 --> 00:20:55.444
‫مهر مناسبی روشون خورده که

00:20:56.820 --> 00:20:58.697
‫یعنی صد درصد

00:21:00.866 --> 00:21:03.035
‫تقلبی‌ان

00:21:03.035 --> 00:21:04.703
‫ولی چطوری؟

00:21:04.703 --> 00:21:08.373
‫خودم دیدم طلا رو از جعبه در آوردن و

00:21:08.373 --> 00:21:10.375
‫بررسی و
‫از کشتی منتقل‌شون کردن به

00:21:10.375 --> 00:21:11.585
‫کاروان کالسکه‌ها

00:21:11.585 --> 00:21:13.629
‫تا اینجاش قطعاً درستـه

00:21:13.629 --> 00:21:14.755
‫خودم هم همراه با این کالسکه‌ها

00:21:14.755 --> 00:21:15.797
‫تموم راه رو از اسکله تا بانک اومدم

00:21:15.797 --> 00:21:17.257
‫حرف‌تون رو باور می‌کنم

00:21:17.257 --> 00:21:19.718
‫دیدم که طلا رو بردن توی بانک

00:21:19.718 --> 00:21:22.387
‫اینش غیرممکنـه

00:21:22.387 --> 00:21:26.308
‫خزانه نه باز شد و نه کسی به داخلش نفوذ کرد

00:21:26.308 --> 00:21:30.145
‫با این حال، این طلا نیست،
‫بنابراین اصلاً طلایی اینجا نبوده

00:21:30.145 --> 00:21:31.688
‫از کشتی‌ خالی شده و

00:21:31.688 --> 00:21:33.857
‫توسط گروهی از درشکه‌چی‌ها
‫از کنار شما عبور داده شده که

00:21:33.857 --> 00:21:36.777
‫همش بخشی از توطئه
‫برای سرقت بانک بوده

00:21:36.777 --> 00:21:38.570
‫اونها با کالسکه‌هایی که

00:21:38.570 --> 00:21:41.532
‫پُر از شمش‌های تقلبی و گچی بودن
‫به اسکله رسیدن و

00:21:41.532 --> 00:21:43.283
‫طلای واقعی توی کف کاذب

00:21:43.283 --> 00:21:45.661
‫کالسکه‌ها مخفی شد

00:21:45.661 --> 00:21:49.540
‫حالا شما طلای این درشکه‌چی‌های دزد رو

00:21:49.540 --> 00:21:51.542
‫توی سراسر لندن همراهی کردید و
‫بعد از رسیدن به بانک،

00:21:51.542 --> 00:21:54.002
‫شمش‌های تقلبی رو
‫وارد خزانه کردن و

00:21:54.002 --> 00:21:56.171
‫طلای واقعی رو بردن جای دیگه

00:21:56.171 --> 00:21:58.173
‫اینکه کجا جای فکر داره،

00:21:58.173 --> 00:22:00.842
‫ولی مهم‌ترین سؤال این نیست

00:22:00.842 --> 00:22:02.177
‫محل طلاها

00:22:02.177 --> 00:22:03.846
‫مهم‌ترین سؤال نیست؟

00:22:03.846 --> 00:22:04.972
‫خیر، نیست

00:22:04.972 --> 00:22:07.307
‫مهم‌ترین سؤال اینـه که

00:22:07.307 --> 00:22:12.312
‫چطور تونستم این جرم رو
‫به این سرعت و

00:22:12.896 --> 00:22:15.566
‫با این دقت خارق‌العاده پیش‌بینی کنم؟

00:22:15.566 --> 00:22:18.527
‫عادت دارم استنباط‌هایی فراتر از
‫محدوده‌ی ذهن‌های ناشی

00:22:18.527 --> 00:22:22.281
‫انجام بدم، ولی
‫مجرم‌ها به ندرت سرنخ‌های آشکاری

00:22:22.281 --> 00:22:26.243
‫مثل این گرد و غبار گچ آغشته
‫به رنگ طلا رو برام می‌ذارن که

00:22:26.243 --> 00:22:28.996
‫دست‌کم توی دوتا از کالسکه‌های استفاده شده

00:22:28.996 --> 00:22:31.248
‫توی سرقت باقی مونده بود

00:22:31.248 --> 00:22:33.333
‫ولی چطور با این کالسکه‌ها روبرو شدید؟

00:22:33.333 --> 00:22:35.377
‫خب، چند ساعت بعد،
‫با همون‌ها برای انتقال

00:22:35.377 --> 00:22:38.255
‫واتسون و خانم هادسون
‫استفاده کردن

00:22:38.255 --> 00:22:40.382
‫پالتوهاشون به کل گردِ طلا داشت و

00:22:40.382 --> 00:22:42.009
‫درست به موقع نجات‌شون دادیم که
‫بهمون بگن

00:22:42.009 --> 00:22:45.554
‫گروگان‌هاشون مشغول سرقت از
‫بانک انگلیس بودن

00:22:45.554 --> 00:22:46.930
‫خب، چه حسن تصادفی

00:22:46.930 --> 00:22:48.265
‫این هم یکی دیگه

00:22:48.265 --> 00:22:50.475
‫تونستم یه کالسکه‌ی مشابه رو
‫درست بعد از اینکه

00:22:50.475 --> 00:22:53.145
‫در تلاش برای ربودن خدمتکار سابقم
‫استفاده شده بود رو

00:22:53.145 --> 00:22:57.524
‫از هم باز کنم، بنابراین
‫از کف‌های کاذب خبر داشتم

00:22:57.524 --> 00:23:00.444
‫گمونم اسکاتلندیارد این وسایل نقلیه رو

00:23:00.444 --> 00:23:05.032
‫از آسایشگاه گرین و کرِست
‫برای مجرمین دیوانه اجاره کرده بود

00:23:05.032 --> 00:23:07.075
‫این تلاشی بود برای انتقال طلا

00:23:07.075 --> 00:23:10.495
‫به خزانه با استفاده از
‫وسایل نقلیه‌ی معمولی

00:23:11.288 --> 00:23:12.748
‫نه، نه، نه

00:23:12.748 --> 00:23:15.083
‫محال ممکنـه!

00:23:26.271 --> 00:23:30.112
« بازار بورس لندن »

00:23:32.059 --> 00:23:33.226
‫هـوع!

00:23:33.226 --> 00:23:35.003
‫نباید به خیابون بیکر می‌بردمت؟

00:23:35.055 --> 00:23:37.470
‫نه، باید بفهمم مایکل وایلی کجا کار می‌کنه

00:23:37.756 --> 00:23:39.322
‫خانم روهاس، صبر کنید، صبر کنید

00:23:39.347 --> 00:23:41.887
‫بانوان حق ورود به
‫بازار بورس رو ندارن

00:23:41.912 --> 00:23:44.012
‫خودم میرم داخل،
‫مایکل وایلی رو پیدا می‌کنم و

00:23:44.037 --> 00:23:45.164
‫میارمش پیش شما

00:23:45.189 --> 00:23:46.539
‫باشه، ولی تو که نمی‌دونی چه شکلیـه

00:23:46.564 --> 00:23:47.625
‫آهای، تو!

00:23:47.682 --> 00:23:49.338
‫این کالسکه رو از جلوی در...

00:23:49.363 --> 00:23:50.572
‫اسکاتلندیارد!

00:23:53.747 --> 00:23:55.540
‫با نشانت می‌تونی من رو ببری تو

00:23:57.209 --> 00:23:58.460
‫کار پلیسـه!

00:23:59.544 --> 00:24:01.838
‫اسکاتلندیارد، همگی برید کنار لطفاً

00:24:01.838 --> 00:24:04.022
‫پلیس باهاتون صحبت می‌کنه،
‫اسکاتلندیارد، پلیس!

00:24:04.047 --> 00:24:05.892
‫- اسکاتلندیارد!
‫- سرکار! سرکار!

00:24:05.917 --> 00:24:07.858
‫آمیلیا، اینجا چیکار می‌کنی؟

00:24:08.066 --> 00:24:10.405
‫ببخشید، سرکار، ولی
‫محترمانه ازتون می‌خوام که

00:24:10.430 --> 00:24:12.000
‫فوراً خانم روهاس رو رها کنید

00:24:12.025 --> 00:24:13.740
‫می‌تونم بهتون قول بدم، آقای وایلی

00:24:13.765 --> 00:24:16.400
‫باید حتماً دست خانم روهاس رو می‌گرفتم

00:24:16.425 --> 00:24:18.010
‫تا بتونم ایشون رو وارد سالن بورس بکنم

00:24:18.035 --> 00:24:19.954
‫چون ایشون اصرار داشتن
‫خودشون دنبال شما بگردن

00:24:19.979 --> 00:24:20.979
‫مشکلی نیست

00:24:22.609 --> 00:24:24.767
‫با گوش‌های خودم شنیدم که
‫بانو وایولت به سفیر گفت

00:24:24.792 --> 00:24:27.445
‫می‌خواد شر ما دوتا رو کم کنه

00:24:27.470 --> 00:24:29.395
‫مگه بانو وایولت
‫چه پدرکشتگی‌ای باهامون داره؟

00:24:29.420 --> 00:24:30.435
‫چیزی نگفته؟

00:24:30.460 --> 00:24:33.051
‫شاید بخاطر حمایتت از حاکمیت محلیـه

00:24:33.076 --> 00:24:34.519
‫اون از کجا می‌دونه؟

00:24:34.544 --> 00:24:38.522
‫نپرس از کجا می‌دونی،
‫ولی شنیدم می‌خواد یه جنگی رو شروع کنه

00:24:38.547 --> 00:24:39.548
‫چی؟ چطور؟

00:24:39.573 --> 00:24:41.359
‫امکان نداره

00:24:43.880 --> 00:24:45.576
‫بازار بورس داره سقوط می‌کنه

00:24:47.342 --> 00:24:48.760
‫نزدیک بانو وایولت نشو

00:24:48.760 --> 00:24:50.303
‫بذار شرلوک هولمز به حسابش برسه

00:24:50.303 --> 00:24:52.055
‫باید برگردم سر کارم

00:24:52.055 --> 00:24:53.056
‫چه خبر شده؟

00:24:53.056 --> 00:24:54.400
‫یه دزدی بزرگ

00:24:54.425 --> 00:24:56.788
‫به بانک انگلیس دستبرد زدن و

00:24:56.813 --> 00:24:58.509
‫احتمالاً ورشکست میشه

00:24:58.534 --> 00:25:00.077
‫باید همین الان بریم

00:25:00.102 --> 00:25:02.669
‫توی مسیر اسکاتلندیارد
‫می‌برمت خیابون بیکر

00:25:02.694 --> 00:25:04.873
‫نه، اگه واقعاً دزدی بزرگیـه،

00:25:04.898 --> 00:25:07.188
‫شرلوک رو فقط یه جا میشه پیدا کرد

00:25:15.877 --> 00:25:20.502
‫این حرف‌هایی که بین بانو وایولت و
‫سفیر آمریکا شنیدی

00:25:20.527 --> 00:25:21.601
‫همه چی رو روشن می‌کنه

00:25:21.626 --> 00:25:24.877
‫حالا دیگه مطمئنم چرا جواهرات
‫اینقدر مهم بودن و

00:25:24.902 --> 00:25:26.673
‫- کجا رفتن
‫- کجا؟

00:25:26.673 --> 00:25:27.966
‫پیش سربازرس ویتلاک

00:25:27.966 --> 00:25:31.405
‫از اولش هم قرار بود
‫به عنوان رشوه به خودش برسه

00:25:31.430 --> 00:25:33.273
‫ایشون خودش
‫تحقیقات پرونده رو به عهده گرفت و

00:25:33.298 --> 00:25:35.697
‫قبل از اینکه لرد ودرسی خودش رو بکشه،

00:25:36.540 --> 00:25:39.085
‫حتماً به ویتلاک گفته که
‫کجا می‌تونست جواهرات رو پیدا کنه

00:25:39.110 --> 00:25:41.537
‫ولی سفیر چه نقشی توی دزدی از بانک داره و

00:25:41.562 --> 00:25:43.426
‫چطور قراره یه قهرمان ملی بشه؟

00:25:43.451 --> 00:25:44.457
‫نه، نمی‌دونم. ولی...

00:25:44.482 --> 00:25:46.075
‫ می‌دونم جوابش دست کیـه

00:25:46.100 --> 00:25:47.667
‫سربازرس ویتلاک

00:25:47.692 --> 00:25:48.902
‫چون خودش به شما گفت

00:25:48.927 --> 00:25:51.104
‫هر روز وزارت کشور لیستی از

00:25:51.129 --> 00:25:53.700
‫انقلابی‌های بالقوه، افراد ناهنجار و
‫خلافکارهای سابق برام می‌فرسته

00:25:53.700 --> 00:25:55.973
‫حتماً چندتایی‌شون رو
‫به عنوان کالسکه‌چی استخدام کرده

00:25:55.998 --> 00:25:57.239
‫تا طلاها رو بدزدن

00:25:57.264 --> 00:25:59.345
‫ویتلاک امروز یه خبرنگار و
‫یه روزنامه‌نگار هم با خودش

00:25:59.376 --> 00:26:01.126
‫داخل خزانه برده بود

00:26:01.151 --> 00:26:02.218
‫خب، شاید فکرش رو نمی‌کرد

00:26:02.243 --> 00:26:03.636
‫شما ته و توی ماجرا رو در بیارید

00:26:03.661 --> 00:26:06.035
‫شاید می‌خواست ثابت کنه که
‫باهوش‌تر از شرلوک هولمزه

00:26:06.060 --> 00:26:08.421
‫این اشتباهیـه که خیلی‌ها کردن و
‫تقاص پس دادن

00:26:08.446 --> 00:26:10.969
‫ولی این هم در نظر بگیرید که
‫نخ سرخ باعث شد بتونم

00:26:10.994 --> 00:26:12.824
‫ماجرای سرقت رو برملا کنم، پس...

00:26:12.849 --> 00:26:13.862
‫پس؟

00:26:13.887 --> 00:26:16.473
‫پس، نباید بدونم طلاها کجان؟

00:26:16.473 --> 00:26:18.016
‫چرا باید بخوان که
‫طلاها رو پیدا کنی؟

00:26:18.016 --> 00:26:19.976
‫چرا اصلاً باید بخوان
‫چیزی راجع‌به دزدی بدونم؟

00:26:19.976 --> 00:26:23.230
‫خب، این...

00:26:23.230 --> 00:26:25.708
‫این همون چیزیـه که
‫بهش میگن نظریه‌ی جرم

00:26:26.900 --> 00:26:28.318
‫حالا چطور اثباتش کنیم؟

00:26:28.318 --> 00:26:31.681
‫باید بدون اینکه دنبال طلاها بگردیم،
‫موقعیت مکانیش رو پیدا کنیم

00:26:32.989 --> 00:26:34.533
‫کاری کنیم ویتلاک بهمون بگه

00:26:34.533 --> 00:26:36.746
‫اون فقط توی سرقت دست نداشته،

00:26:36.771 --> 00:26:39.014
‫بلکه همدست بانو وایولت هم هست

00:26:39.746 --> 00:26:43.250
‫سوان یه مکالمه‌ی تلفنی ضبط‌‌شده ازش داره

00:26:43.250 --> 00:26:45.598
‫با دست‌های خودم می‌کشمش

00:26:45.623 --> 00:26:47.657
‫ولی من به نخست‌وزیر قول دادم که

00:26:47.682 --> 00:26:50.235
‫چیزی از شنودها
‫به عنوان مدرک استفاده نمیشه

00:26:50.260 --> 00:26:52.095
‫ولی ویتلاک که این رو نمی‌دونه

00:26:53.051 --> 00:26:54.293
‫درستـه

00:26:54.318 --> 00:26:55.637
‫آره، ایده‌ی خیلی خوبیـه

00:26:55.637 --> 00:26:57.889
‫پس، از این نادونی ویتلاک
‫به نفع خودم استفاده می‌کنم و

00:26:57.889 --> 00:26:59.266
‫اگه درست حدس زده باشم،

00:26:59.266 --> 00:27:01.741
‫می‌تونیم محل طلاها رو

00:27:01.766 --> 00:27:03.620
‫از روی سرنخ‌هایی که بدست آوردیم پیدا کنیم

00:27:03.645 --> 00:27:06.448
‫یادتـه شنیدم لرد ودرسی توی اصطبل گفت

00:27:06.473 --> 00:27:08.583
‫تابوت‌ها قراره به زودی باارزش‌تر بشن و

00:27:08.608 --> 00:27:10.902
‫الان ارزون‌تر از یکی دو هفته‌ی آینده‌ان؟

00:27:10.902 --> 00:27:14.296
‫ولی ودرسی نیاز فوری بهشون داشت

00:27:14.321 --> 00:27:17.699
‫بعلاوه، تو اون مکالمه رو
‫بدون اینکه باخبر بشه شنیدی

00:27:17.756 --> 00:27:22.889
‫اگه نظریه‌ی من درست باشه، تمامی
‫سرنخ‌هایی که توسط نخ سرخ به جا می‌مونن،

00:27:22.914 --> 00:27:24.864
‫باید عمدی باشن

00:27:24.889 --> 00:27:26.084
‫تماس‌های تلفنیِ

00:27:26.084 --> 00:27:27.551
‫بین ویتلاک و کارخونه‌ی تابوت‌سازی

00:27:27.576 --> 00:27:29.479
‫نه، ویتلاک با همه تماس گرفت

00:27:29.504 --> 00:27:31.472
‫نه، باید دنبال یه چیز بخصوص‌تر باشیم

00:27:34.319 --> 00:27:36.039
‫این چطوره؟

00:27:38.443 --> 00:27:42.083
‫پیچ تابوت از کالسکه‌ی سفیر

00:27:43.685 --> 00:27:45.437
‫چرا این رو همراه خودت داری؟

00:27:45.437 --> 00:27:47.936
‫گمونم به عنوان یه یادگاری

00:27:47.961 --> 00:27:50.421
‫از روز اولی که با هم کار کردیم

00:27:51.067 --> 00:27:54.902
‫آمیلیا، کاش روز اولی که
‫همدیگه رو دیدیم، می‌دونستم

00:27:54.927 --> 00:27:57.095
‫کاش درک می‌کردم

00:27:57.120 --> 00:27:59.290
‫کاش صبحونه‌ی بهتری درست می‌کردم

00:27:59.428 --> 00:28:01.579
‫از اون صبحونه‌ی لعنتی که نگم

00:28:01.604 --> 00:28:03.013
‫تا آخر عمر یادم می‌مونه

00:28:04.108 --> 00:28:05.851
‫ولی راستش یه لقمه هم نخوردی

00:28:05.876 --> 00:28:09.230
‫زنده موندن رو انتخاب کردم
‫چون تصمیم منطقی‌تری بود

00:28:09.673 --> 00:28:11.550
‫ولی کاملاً حق با توئـه

00:28:11.802 --> 00:28:16.807
‫این پیچ مختص کارخونه‌ی ودرسیـه

00:28:17.594 --> 00:28:18.887
‫آره

00:28:18.887 --> 00:28:20.349
‫آره، خودشـه

00:28:21.848 --> 00:28:24.695
‫واسه همین ویمز و مگت کشته شدن

00:28:24.720 --> 00:28:27.329
‫برای پنهون کردن راه فرارشون
‫دقیقاً همون جایی رو آتیش زدن که

00:28:27.354 --> 00:28:29.307
‫طلاها مخفی شده بودن

00:28:29.332 --> 00:28:31.333
‫حتماً اعضای نخ سرخ عصبانی شدن

00:28:31.358 --> 00:28:32.754
‫شما هم از کوره در رفتی

00:28:32.779 --> 00:28:35.269
‫به نظرت از قصد پیچ رو
‫اونجا گذاشتن که پیدا کنی؟

00:28:35.294 --> 00:28:36.296
‫آره

00:28:36.321 --> 00:28:38.907
‫آره، یه نفر به زیرکی
‫حرکاتم رو پیش‌بینی کرده بود،

00:28:38.907 --> 00:28:41.304
‫ولی از پیش‌بینی تو عاجز موند

00:28:41.329 --> 00:28:45.483
‫پس بذار با پیدا کردن جواهرات
‫این نظریه رو اثبات کنیم

00:28:45.508 --> 00:28:47.775
‫اگه همچنان درشکه‌چی‌ها
‫توی کارخونه باشن چی؟

00:28:47.800 --> 00:28:49.844
‫چون تعدادشون کم نیست

00:28:49.869 --> 00:28:51.839
‫به کمک پلیس نیاز داریم؟

00:28:51.864 --> 00:28:53.939
‫نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه

00:28:53.964 --> 00:28:57.846
‫نمی‌تونیم ریسک این که ویتلاک تلفنی
‫بهشون هشدار بده رو به جون بخریم

00:28:57.871 --> 00:29:01.103
‫وایسا، من یه فکر بکری به سرم زد. آره

00:29:03.640 --> 00:29:07.352
‫سوان، فکر کنم بدونم کجا میشه
‫جواهرات دزدیده‌شده رو پیدا کرد

00:29:07.352 --> 00:29:08.840
‫ولی باید فوراً دست‌به‌کار شیم

00:29:08.865 --> 00:29:10.706
‫ولی قربان، باید این رو فوراً گزارش بدم

00:29:10.731 --> 00:29:12.169
‫خب، ممکنـه اشتباه کنم

00:29:12.194 --> 00:29:14.417
‫اول باید مطمئن شیم جواهرات

00:29:14.442 --> 00:29:15.882
‫اون جایی که فکر می‌کنیم هستن

00:29:15.907 --> 00:29:17.553
‫بعد به مافوق‌هات خبر بدیم که

00:29:17.578 --> 00:29:19.953
‫مبادا پرونده رو از چنگت در بیارن

00:29:19.978 --> 00:29:21.062
‫بله، قربان

00:29:21.878 --> 00:29:23.087
‫کجا بریم؟

00:29:23.112 --> 00:29:25.053
‫کارخونه‌ی تابوت‌سازی ودرسی، زود!

00:29:25.078 --> 00:29:26.078
‫برو حیوون!

00:29:33.979 --> 00:29:37.218
‫« کارخونه‌ی تابوت‌سازی ودرسی »

00:29:39.342 --> 00:29:41.469
‫اینجا از اون چیزی که فکر می‌کردم

00:29:41.469 --> 00:29:43.096
‫بیشتر نگهبان داره

00:29:43.096 --> 00:29:46.533
‫خودم هم می‌خواستم همین رو بگم

00:29:46.558 --> 00:29:48.846
‫شرط می‌بندم اگه کسی رو ببینن
‫تا توی کارخونه دنبالش کنن

00:29:48.871 --> 00:29:51.796
‫امیدوارم منظورت از «کسی» خودت نباشی

00:29:51.821 --> 00:29:53.614
‫من نگهبان‌ها رو می‌کشونم داخل

00:29:53.639 --> 00:29:55.836
‫من هم می‌تونم از روی سقف
‫راه خروج رو ببندم

00:29:55.861 --> 00:29:57.152
‫به من اعتماد کن، آقای هولمز

00:29:57.177 --> 00:29:58.512
‫این کارمون جواب میده

00:29:59.928 --> 00:30:02.317
‫تا همه داخل نرفتن دنبالم نیاید

00:30:14.836 --> 00:30:17.744
‫هی، اینجا کلی دزد و قاتلـه!

00:30:22.698 --> 00:30:24.200
‫برو عقب!

00:30:29.976 --> 00:30:31.159
‫آروم بگیر!

00:30:33.676 --> 00:30:35.360
‫روز بخیر، آقایون

00:30:35.385 --> 00:30:37.679
‫ازتون می‌خوایم اینجا بمونید تا

00:30:37.704 --> 00:30:40.371
‫بتونیم شرایط مناسب‌تری براتون فراهم کنیم

00:30:40.396 --> 00:30:42.288
‫به خیالت داری چیکار می‌کنی؟

00:30:42.313 --> 00:30:43.349
‫- پلیسی؟
‫- نه، نیستم

00:30:43.374 --> 00:30:45.396
‫ولی بذارید معرفی کنم

00:30:45.421 --> 00:30:47.171
‫کارآگاه سوان از اسکاتلندیارد

00:30:47.196 --> 00:30:49.971
‫همگی شما رو به نام ملکه دستگیر می‌کنم!

00:30:49.996 --> 00:30:51.548
‫جای نگرانی نیست، آقای هولمز

00:30:51.573 --> 00:30:53.205
‫در رو از بالا بستیم

00:30:53.230 --> 00:30:55.786
‫تنها جایی که این آقایون میرن، هلفدونیـه

00:30:55.811 --> 00:30:57.034
‫ممنون، کلارنس

00:30:57.059 --> 00:30:58.938
‫با زحمت‌هات شرمنده‌ام کردی

00:30:58.963 --> 00:31:00.323
‫بازی دیگه تمومـه، آقایون

00:31:00.348 --> 00:31:01.648
‫حالا همگی رو به دیوار وایسید

00:31:01.673 --> 00:31:02.674
‫یالا

00:31:02.878 --> 00:31:04.486
‫تا اینجای کار که خوب پیش رفت،

00:31:04.511 --> 00:31:06.635
‫ولی جواهرات دزدیده‌شده‌ی من هم دارن؟

00:31:06.660 --> 00:31:08.203
‫نه، نه، برتی

00:31:08.228 --> 00:31:10.186
‫فعلاً باید به همین طلاها

00:31:10.211 --> 00:31:12.824
‫رضایت بدیم ولی جواهرات هم

00:31:12.849 --> 00:31:13.866
‫به زودی به دستت می‌رسن

00:31:13.891 --> 00:31:14.924
‫می‌دونم کجان

00:31:14.949 --> 00:31:17.267
‫شاو، بی‌زحمت تو و مابقی بچه‌ها

00:31:17.292 --> 00:31:19.175
‫سربازرس بولیوانت رو پیدا کنید و

00:31:19.175 --> 00:31:20.541
‫این خبر خوش رو بهش بدید

00:31:20.566 --> 00:31:22.683
‫بعدش به نیروهای کمکی نیاز داریم

00:31:22.804 --> 00:31:24.875
‫باز هم انگلیس رو نجات دادیم، آقای هولمز؟

00:31:24.900 --> 00:31:26.055
‫صد البته

00:31:26.080 --> 00:31:27.959
‫تا به حال انگلیس رو نجات نداده بودم

00:31:27.984 --> 00:31:29.076
‫چه حسی داره؟

00:31:29.101 --> 00:31:30.561
‫خب، به نسبت بد نیست

00:31:30.561 --> 00:31:33.257
‫به خانم هادسون سخت‌تر گذشت تا من

00:31:33.282 --> 00:31:34.519
‫حالش چطوره؟

00:31:34.544 --> 00:31:35.551
‫داره بهتر میشه

00:31:35.576 --> 00:31:38.130
‫اینکه خواهر دوقلوش کنارشـه
‫خیلی بهش کمک می‌کنه

00:31:38.155 --> 00:31:40.886
‫یه هدیه‌ی کوچیک برات دارم

00:31:42.228 --> 00:31:44.587
‫گمونم دکمه‌های تو باشه

00:31:46.273 --> 00:31:47.816
‫خوشحالم جلیقه‌ام رو بیهوده

00:31:47.841 --> 00:31:49.335
‫نابود نکردم

00:31:49.360 --> 00:31:51.600
‫لاأقل فهمیدی که زنده‌ایم

00:31:51.625 --> 00:31:54.705
‫حالا بیا، دل تو دلم نیست که
‫تمام ماجرا رو بشنوم

00:31:54.730 --> 00:31:56.107
‫جنایت قرن

00:31:56.132 --> 00:31:57.550
‫اونجوری‌ها هم نبود

00:31:57.575 --> 00:31:59.076
‫چرند نگو، طلاها رو پیدا کردی،

00:31:59.101 --> 00:32:02.985
‫یه کارخونه پر از دزد رو
‫گیر انداختی و نجات‌مون دادی

00:32:03.010 --> 00:32:06.613
‫که البته از این بابت خیلی خوشحالم

00:32:06.638 --> 00:32:08.330
‫هیچوقت شک به دلت راه نده

00:32:09.312 --> 00:32:11.648
‫ولی قبل از اینکه لرد ودرسی خودش رو بکشه

00:32:11.673 --> 00:32:14.408
‫به جنایتی اشاره کرد که
‫از تصورات من خارجـه و

00:32:14.433 --> 00:32:15.768
‫هنوز اتفاق نیفتاده

00:32:15.793 --> 00:32:18.633
‫خیلی از تکه‌های این پازل بی‌جواب موندن

00:32:18.658 --> 00:32:21.501
‫چرا باید نقشه‌های ساختِ
‫یه سلاح توی کالیفرنیا رو بدزدن؟

00:32:21.526 --> 00:32:24.118
‫چرا باید دسته‌کلید سفیر آمریکا رو بخوان؟

00:32:24.143 --> 00:32:26.117
‫نه، دزدی و آدم‌ربایی

00:32:26.117 --> 00:32:27.410
‫تمام ماجرا نیست

00:32:27.410 --> 00:32:28.961
‫یه اتفاق بدتری هم افتاده

00:32:29.218 --> 00:32:32.741
‫چه جنایت هولناکی اعضای پراکنده‌ی نخ سرخ رو

00:32:32.766 --> 00:32:34.059
‫به هم وصل می‌کنه؟

00:32:34.084 --> 00:32:37.460
‫نخ سرخ، چه عنوان وحشتناکی

00:32:37.937 --> 00:32:39.772
‫لعنتی، خیلی زود خسته میشم

00:32:39.797 --> 00:32:42.523
‫اینا اثرات مصرف
‫بیش از اندازه‌ی افیونـه، پسرجان

00:32:42.548 --> 00:32:44.050
‫به زودی از بین میره

00:32:46.075 --> 00:32:47.289
‫اون دیگه کیـه؟

00:32:47.314 --> 00:32:49.147
‫خانم روهاس

00:32:50.273 --> 00:32:54.266
‫اجازه بده بهت معرفی کنم:
‫خانم آمیلیا روهاس

00:32:54.291 --> 00:32:55.928
‫ایشون در واقع...

00:32:56.957 --> 00:32:57.999
‫در واقع...

00:32:58.790 --> 00:33:00.459
‫خدای من، ساعت رو ببین

00:33:00.484 --> 00:33:01.608
‫هر چی سؤال پرسیدیم کافیـه

00:33:01.633 --> 00:33:04.285
‫دکتر اومده تا روند بهبودت رو بررسی کنه

00:33:04.310 --> 00:33:06.272
‫یکم سکوت و آرامش برات خوبـه

00:33:06.297 --> 00:33:07.297
‫آمیلیا

00:33:17.458 --> 00:33:18.606
‫حالش بهتره

00:33:18.631 --> 00:33:20.982
‫به زودی شریک قدیمیت برمی‌گرده

00:33:21.007 --> 00:33:22.110
‫فکر نکنم زود خوب بشه

00:33:22.135 --> 00:33:23.941
‫دو روز دیگه جشن کلاراست و

00:33:23.966 --> 00:33:26.036
‫تا اون موقع
‫جواب تمام سؤالات‌مون مشخص میشه

00:33:26.061 --> 00:33:28.891
‫تا الان خیلی‌هاشون رو جواب دادم

00:33:28.916 --> 00:33:29.957
‫کدوم‌ها رو؟

00:33:29.982 --> 00:33:32.241
‫اینکه چرا نکشتنت

00:33:32.266 --> 00:33:34.352
‫چرا قرار بود طلاها رو پیدا کنیم و

00:33:34.352 --> 00:33:38.939
‫چطور سفیر آمریکا یه قهرمان ملی میشه

00:33:38.939 --> 00:33:40.800
‫خب، قدرت استدلالت

00:33:40.825 --> 00:33:42.547
‫پیشرفت زیادی کرده

00:33:42.572 --> 00:33:44.503
‫چطور از پس این سؤال‌ها بر اومدی؟

00:33:45.000 --> 00:33:46.533
‫روزنامه‌ی عصر

00:33:46.908 --> 00:33:48.493
‫اسم شما هم آوردن!

00:33:48.518 --> 00:33:51.636
‫به عنوان زبده‌ترین کارآگاه دنیا

00:33:51.661 --> 00:33:53.275
‫خب، آمیلیا، این که خبر تازه‌ای نیست

00:33:53.300 --> 00:33:54.963
‫دیگه همه می‌دونن

00:33:54.988 --> 00:33:57.850
‫خدا رو صد هزار مرتبه شکر که
‫با تعریف مردم شل نمیشم

00:33:57.875 --> 00:33:59.364
‫هر چند که باید همیشه قدردان بود

00:33:59.389 --> 00:34:03.185
‫وقتی که روزنامه‌ها دقت به خرج میدن

00:34:04.087 --> 00:34:05.478
‫خدای بزرگ

00:34:05.799 --> 00:34:07.744
‫بعد از پخش شدن خبر دزدی،

00:34:07.902 --> 00:34:12.713
‫سفیر آمریکا با عجله گروهی از
‫سرمایه‌گذارها رو جمع کرد

00:34:12.738 --> 00:34:15.056
‫خرید سهام در حال سقوط بانک باعث شد

00:34:15.081 --> 00:34:16.891
‫جلوی وحشت عمومی گرفته بشه و

00:34:16.916 --> 00:34:20.862
‫ثبات به بازار بی‌ثبات برگرده

00:34:22.211 --> 00:34:25.991
‫بعداً توی صحبتش با خبرنگارها توضیح داده

00:34:26.979 --> 00:34:28.885
‫وقتی که شنیدم رئیس بانک انگلیس

00:34:28.910 --> 00:34:31.095
‫پای شرلوک هولمز زبده رو
‫به ماجرا باز کرده،

00:34:31.201 --> 00:34:33.161
‫می‌دونستم که طلاها پیدا میشن

00:34:33.531 --> 00:34:36.469
‫کارگزار من، جناب نایجل پارکس،
‫کمکم کرد تا بقیه‌ی مداخله‌گرها رو

00:34:36.494 --> 00:34:38.849
‫پیدا کنیم و باهمدیگه

00:34:38.874 --> 00:34:41.168
‫تونستیم با خرید عمده‌ی سهام

00:34:41.168 --> 00:34:45.732
‫جلوی ورشکستگی بانک انگلیس رو بگیریم

00:34:45.757 --> 00:34:47.967
‫اما کار ما هیچ اهمیتی نداشت

00:34:47.992 --> 00:34:50.390
‫اگه بزرگ‌ترین کارآگاه دنیا

00:34:50.415 --> 00:34:53.963
‫از توانایی‌های معجزه‌آساش استفاده نمی‌کرد

00:34:53.988 --> 00:34:58.033
‫پیروزی اصلی متعلق به شرلوک هولمزه

00:34:58.857 --> 00:35:01.527
‫بله، وقتی ویتلاک با بردن
‫خبرگزاری‌ها به داخل خزانه

00:35:01.552 --> 00:35:03.850
‫کاری کرد تمام دنیا از سرقت بانک باخبر بشن و

00:35:03.875 --> 00:35:05.699
‫همین باعث یه بحران مالی شد که

00:35:05.724 --> 00:35:07.546
‫به نخ سرخ
‫این اجازه رو داد تا بانک رو

00:35:07.571 --> 00:35:09.603
‫مفت و ارزون بخره

00:35:09.924 --> 00:35:11.728
‫همین امروز بعد از ظهر،

00:35:11.753 --> 00:35:13.592
‫سفیر اندرسون از
‫سرمایه‌گزاری ۵۰ هزار پوندیش

00:35:13.617 --> 00:35:16.151
‫ده میلیون سود کرد

00:35:16.176 --> 00:35:17.594
‫آره، آره، آره، آره

00:35:17.619 --> 00:35:20.599
‫توی این فاصله،
‫درشکه‌چی‌ها رو فرستادن زندان

00:35:20.624 --> 00:35:23.126
‫بدون اینکه بدونن چطور و چرا لو رفتن

00:35:23.151 --> 00:35:26.543
‫گمونم جنایت قرن رو حل نکردیم

00:35:26.568 --> 00:35:28.362
‫ولی امکان حلش رو فراهم کردیم

00:35:30.572 --> 00:35:32.980
‫بنابراین هنوز اون جنایت بزرگ
‫در انتظارمونـه

00:35:35.586 --> 00:35:38.046
‫این کارگزار، جناب نایجل پارکس،

00:35:38.071 --> 00:35:40.320
‫همونی نیست که
‫دن موریارتی براش کار می‌کنه؟

00:35:40.345 --> 00:35:42.135
‫دن هم توی این نقشه دستی داشته؟

00:35:42.160 --> 00:35:43.498
‫پولش رو از کجا می‌خواست بیاره؟

00:35:43.523 --> 00:35:46.875
‫با اعمال نفوذ به تشکیلات پدرش

00:35:47.134 --> 00:35:49.762
‫تشکیلاتی که بیشتر از چیزی که
‫نشون می‌داد ازش اطلاع داشت

00:35:52.394 --> 00:35:53.394
‫آره

00:35:54.984 --> 00:35:55.999
‫بذار ببینم

00:35:56.024 --> 00:35:57.817
‫هم باید به حرفه‌ی ریاضیدانیم می‌پرداختم و

00:35:57.842 --> 00:36:00.136
‫هم آرمان بزرگ‌ترم رو سر پا نگه می‌داشتم

00:36:00.161 --> 00:36:02.023
‫آرمان بزرگ‌تر؟

00:36:02.048 --> 00:36:04.718
‫منظورت استثمار ضعف‌های انسانیـه

00:36:04.743 --> 00:36:08.154
‫اون هم از طریق مخفیگاه‌های تریاک،
‫قمار، فاحشه‌خونه‌هایی که

00:36:08.179 --> 00:36:10.695
‫به دست مردانی اداره میشه که
‫تعهد رو رذیلت می‌دونن و

00:36:10.720 --> 00:36:12.519
‫درمان دردشون طمعـه؟

00:36:12.544 --> 00:36:16.799
‫توی مهمونی بانو وایولت هم
‫موریارتی جوان بود که

00:36:16.915 --> 00:36:18.451
‫من رو کشوند بیرون

00:36:18.476 --> 00:36:21.449
‫منظورت چیـه که
‫جلوی ورود آمیلیا رو گرفتن؟

00:36:21.474 --> 00:36:23.309
‫هیچ عذری پذیرفتنی نیست

00:36:23.529 --> 00:36:24.701
‫ببخشید

00:36:24.726 --> 00:36:26.531
‫- با ایشون صحبت کردم
‫- ببخشید، آقای هولمز

00:36:26.556 --> 00:36:27.607
‫صبر کنید، آقای وایلی

00:36:29.567 --> 00:36:30.902
‫هولمز!

00:36:31.141 --> 00:36:34.853
‫اگه من بیرون نمی‌رفتم،

00:36:35.280 --> 00:36:37.345
‫نه هرگز کالسکه رو می‌دیدم،

00:36:37.785 --> 00:36:39.968
‫نه می‌فهمیدم طلاها چطور

00:36:39.993 --> 00:36:42.156
‫توی مسیرشون از کشتی به بانک گم شدن

00:36:42.181 --> 00:36:44.380
‫همش تقصیر اون پسر عوضیـه

00:36:47.066 --> 00:36:49.027
‫البته. واسه همینـه که
‫اون یکی درشکه منتظر بود

00:36:49.052 --> 00:36:51.201
‫تا آدم‌ربای قلابی رو سوار کنه

00:36:51.226 --> 00:36:53.273
‫آدم‌رباها به کالسکه‌ی فرار نیازی ندارن

00:36:53.298 --> 00:36:55.261
‫اونا همیشه کنار اونی که
‫می‌خوان بدزدن می‌مونن

00:36:55.932 --> 00:36:58.518
‫همه‌ی اینها کاملاً منطقیـه

00:36:58.543 --> 00:37:01.694
‫اگه فقط یه نتیجه‌گیری رو عوض کنیم

00:37:01.719 --> 00:37:02.812
‫چی رو؟

00:37:02.837 --> 00:37:04.631
‫تعجب می‌کنم یکی با هوشِ تو

00:37:04.656 --> 00:37:08.076
‫شرایط کنونی رو با آینده اشتباه بگیره

00:37:08.101 --> 00:37:10.459
‫دن موریارتی

00:37:10.484 --> 00:37:12.614
‫درشکه‌چی رو نکشت تا نجاتت بده

00:37:12.639 --> 00:37:13.890
‫شاید به مرور زمان متوجه بشید که

00:37:13.915 --> 00:37:16.401
‫چقدر توانایی‌های من رو دست‌کم گرفتید

00:37:16.426 --> 00:37:17.981
‫اون کار رو کرد تا من رو نجات بده

00:37:22.147 --> 00:37:24.065
‫« زندان نیوگیت »

00:37:29.336 --> 00:37:30.733
‫مایکل وایلی هستم، برای ملاقات با

00:37:30.758 --> 00:37:32.536
‫پروفسور جیمز موریارتی اومدم

00:37:45.286 --> 00:37:46.286
‫بابا

00:37:49.025 --> 00:37:50.025
‫پسر عزیزم

00:37:53.473 --> 00:37:54.617
‫پسر عزیزم

00:37:56.971 --> 00:38:00.170
‫برو، اگه کاری داشتم صدات می‌کنم

00:38:00.195 --> 00:38:03.103
‫بابت رفتار ناشایست
‫دیدار قبلیم معذرت می‌خوام

00:38:03.128 --> 00:38:06.273
‫لازم بود حتماً اون
‫احمق خودشیفته، هولمز، رو گول بزنم

00:38:06.298 --> 00:38:08.621
‫خیالم راحت شد، پسرکم

00:38:08.646 --> 00:38:09.977
‫ولی دست‌کم نگیرش

00:38:10.002 --> 00:38:12.963
‫سرسخت‌ترین دشمن من
‫شاید خودشیفته باشه،

00:38:12.963 --> 00:38:14.575
‫ولی هولمز احمق نیست

00:38:14.600 --> 00:38:15.983
‫نه تنها دوستانش رو نجات داد،

00:38:16.008 --> 00:38:18.456
‫بلکه جلوی یه سرقت بی‌نقص
‫از بانک انگلیس هم گرفت

00:38:18.481 --> 00:38:19.568
‫بهت قول میدم، بابا

00:38:19.593 --> 00:38:22.156
‫هولمز هیچ جوره جلوی چیزی رو نگرفته

00:38:22.181 --> 00:38:24.533
‫تقریباً تمام حرکاتش توی حل این جنایت

00:38:24.558 --> 00:38:26.434
‫توسط خودم چیده و طراحی شده

00:38:26.459 --> 00:38:27.573
‫چی؟

00:38:27.598 --> 00:38:28.646
‫قطعاً کار تو نبوده

00:38:28.646 --> 00:38:30.344
‫من از بانک انگلیس سرقت کردم و

00:38:30.369 --> 00:38:32.457
‫بهتر از چیزی که
‫انتظارش رو داشتم پیش رفت

00:38:32.482 --> 00:38:33.942
‫ولی هولمز طلاها رو پیدا کرد و

00:38:33.967 --> 00:38:35.438
‫دزدها رو دستگیر کرد

00:38:35.463 --> 00:38:38.526
‫چون فقط این اتفاقات
‫برای موفقیتم ضروری بودن

00:38:38.786 --> 00:38:40.635
‫وقتی که همه مطمئن بودن

00:38:40.660 --> 00:38:42.733
‫سهام قرار سقوط کنه، من خریدم

00:38:42.758 --> 00:38:46.762
‫وقتی هم هولمز طلاها رو پیدا کرد
‫سود بزرگی به جیب زدم

00:38:46.787 --> 00:38:48.641
‫برام سؤالـه که کارمند یه کارگزار

00:38:48.666 --> 00:38:50.469
‫پولِ این همه سرمایه‌گزاری رو از کجا آورده

00:38:50.494 --> 00:38:52.705
‫اون هم وسط یه بحران ناگهانی بازار

00:38:52.730 --> 00:38:53.808
‫البته که از تو

00:38:53.833 --> 00:38:54.835
‫از من؟

00:38:54.860 --> 00:38:58.545
‫دقیق‌تر بخوام بگم،
‫از بخش‌هایی از باند موریارتی که

00:38:58.570 --> 00:39:01.195
‫از راه نوچه‌های کم‌وفاترت به دستم رسید

00:39:01.266 --> 00:39:05.089
‫این کار رو با تقسیم عادلانه‌تر سود و

00:39:05.114 --> 00:39:07.357
‫ترفیع‌هایی که مدت‌ها رد شده بود انجام دادم

00:39:07.382 --> 00:39:08.615
‫ولی تو که هرگز
‫کار و کاسبی من رو دست نگرفتی!

00:39:08.640 --> 00:39:09.829
‫اون کار نخ سرخ بود

00:39:09.854 --> 00:39:11.541
‫هنوز متوجه نیستی؟

00:39:11.566 --> 00:39:14.875
‫نخ سرخ خود منم!

00:39:14.900 --> 00:39:16.588
‫لاأقل مهم‌ترین بخشش

00:39:16.613 --> 00:39:18.486
‫امشب هم به هدفی به مراتب بزرگ‌تر از

00:39:18.511 --> 00:39:20.047
‫یه ثروت عظیم می‌رسیم

00:39:20.072 --> 00:39:21.764
‫هیچ جاه‌طلبی‌ای بزرگ‌تر از ثروت نیست

00:39:21.789 --> 00:39:24.259
‫کل امپراتوری‌مون
‫حول محور همین می‌چرخه

00:39:24.284 --> 00:39:25.886
‫قبل از اینکه فردا خورشید طلوع کنه،

00:39:25.911 --> 00:39:28.163
‫من اون امپراتوری رو به زانو در میارم و

00:39:28.163 --> 00:39:30.842
‫میرم تا مسیر آزادی مستعمره‌هاش رو هموار کنم

00:39:30.867 --> 00:39:32.577
‫برای همیشه

00:39:33.317 --> 00:39:35.778
‫ما منابع مالیش رو داریم

00:39:35.803 --> 00:39:37.611
‫سلاحش رو داریم

00:39:37.636 --> 00:39:39.179
‫حالا تنها چیزی که می‌خوایم

00:39:39.899 --> 00:39:42.027
‫یه جرقه‌ی اولیه‌ست

00:39:42.720 --> 00:39:45.828
‫خودت گفتی هر وقت که بخوای
‫می‌تونی از اینجا بری

00:39:45.853 --> 00:39:47.567
‫الان هم یه کشتی و یه ویلا

00:39:47.592 --> 00:39:49.602
‫توی ریوانا منتظرتـه

00:39:49.627 --> 00:39:51.256
‫یه لحظه وایسا

00:39:52.097 --> 00:39:53.825
‫به خیلی چیزها باید فکر کرد

00:39:53.850 --> 00:39:55.423
‫اول از همه، منظورت چیـه که

00:39:55.448 --> 00:39:58.067
‫امپراتوری رو به زانو در بیاری؟

00:39:58.134 --> 00:40:00.773
‫مسلماً قصدی نداری به علیاحضرت آسیبی بزنی

00:40:00.798 --> 00:40:01.883
‫فکر کردی ملکه و

00:40:01.908 --> 00:40:05.077
‫کلی شاهزاده رو می‌کشم تا جاش رو بگیرم؟

00:40:05.102 --> 00:40:06.102
‫نه

00:40:06.896 --> 00:40:08.887
‫من به چیزی کمتر از

00:40:08.912 --> 00:40:12.249
‫آزادی مستعمره‌های تاج‌وتخت
‫از سلطه‌ی بریتانیا راضی نمیشم

00:40:12.800 --> 00:40:15.934
‫واسه رسیدن به اون،
‫باید جنگ به پا کنم

00:40:15.959 --> 00:40:17.377
‫علیه انگلستان؟

00:40:17.402 --> 00:40:20.202
‫علیه تمامی ملت‌هایی که
‫می‌خوان مردم آزاد رو زیر سلطه بگیرن

00:40:20.227 --> 00:40:21.436
‫وقت زیادی ندارم

00:40:21.461 --> 00:40:23.996
‫- می‌تونیم همه چی رو توضیح بدیم
‫- دن، دن، دن!

00:40:25.067 --> 00:40:27.046
‫می‌خوای خودت رو واسه

00:40:27.071 --> 00:40:30.616
‫یه هدف سیاسی گذرا فدا کنی؟

00:40:30.641 --> 00:40:32.226
‫گذرا نیست

00:40:33.228 --> 00:40:35.014
‫ولی آب تو دلت تکون نخوره،
‫قرار نیست خودم رو قربونی کنم

00:40:35.039 --> 00:40:36.872
‫ولی داری همین کار رو می‌کنی

00:40:37.232 --> 00:40:39.659
‫اول ازم می‌دزدی و
‫بعد پُزش رو به خودم میدی و

00:40:39.684 --> 00:40:41.795
‫به جای جبران این گستاخیت،

00:40:41.820 --> 00:40:43.906
‫پیشنهاد میدی مثل خودت فراری بشم!

00:40:43.906 --> 00:40:46.241
‫یا شاید نقشه‌ات این بوده که با فرارم

00:40:46.241 --> 00:40:48.213
‫حواس مقامات رو پرت کنی که

00:40:48.238 --> 00:40:50.698
‫فکر کنن من پشت

00:40:50.723 --> 00:40:53.101
‫جرقه‌ی تمام این اتفاقات بودم؟

00:40:54.146 --> 00:40:57.657
‫آفرین، بابا. آفرین

00:40:58.128 --> 00:41:01.263
‫آره، همچین قصدی داشتم

00:41:01.288 --> 00:41:03.170
‫تا کارهای امشب رو پیش ببرم و

00:41:03.217 --> 00:41:05.688
‫همه‌ی حواس‌ها رو
‫ببرم سمت ناپدید شدن

00:41:05.713 --> 00:41:08.242
‫پورفسور موریارتی،

00:41:08.267 --> 00:41:12.405
‫مشهورترین روان‌پریش جنایتکار دنیا

00:41:12.813 --> 00:41:15.523
‫و وقتی جست‌وجوها بیشتر میشد،

00:41:15.548 --> 00:41:17.770
‫پام به در ویلایی که گفتی می‌رسید؟

00:41:17.795 --> 00:41:22.258
‫یا جنازه‌ام جوابی برای خیانتت میشد؟

00:41:22.994 --> 00:41:28.020
‫در تلگرام:
<c.red>‫t.me/iredsub
‫t.me/FarahSub</c>

00:41:28.104 --> 00:41:29.397
‫دنکلیف!

00:41:29.422 --> 00:41:30.824
‫بله، پروفسورخان، قربان

00:41:30.849 --> 00:41:33.972
‫این جوان ناخلف رو بنداز بیرون و

00:41:33.997 --> 00:41:36.667
‫دیگه اجازه نده پاش رو اینجا بذاره

00:41:37.330 --> 00:41:39.040
‫اعتراف کن، پدر

00:41:39.065 --> 00:41:41.160
‫لاأقل یه کوچولو بهم افتخار می‌کنی، نه؟

00:41:41.185 --> 00:41:43.051
‫موریارتی‌ها امپراتوری‌ها رو سرنگون نمی‌کنن

00:41:43.076 --> 00:41:44.658
‫ما برای سودجویی خودمون
‫اون‌ها رو به فساد می‌کشیم و

00:41:44.683 --> 00:41:46.786
‫من هم نمی‌تونم به مجرمی که

00:41:46.811 --> 00:41:48.767
‫فرصت کشتن شرلوک هولمز رو داشت و

00:41:48.792 --> 00:41:51.600
‫موفق به انجامش نشد افتخار کنم

00:41:51.625 --> 00:41:53.669
‫منظورت یکی عینهو خودتـه؟

00:41:54.991 --> 00:42:04.991
‫« ترجمه از iredprincess و امیر فرحناک »
‫ <c.red>.:: FarahSub &amp; iredsub ::.</c>

00:42:11.124 --> 00:42:21.125
‫« شرلوک هولمز عزیز »

00:42:21.150 --> 00:42:31.150
« برتر موویز – مرجع دانلود فیلم و سریال » [ bartarmoviz ]

00:42:31.331 --> 00:42:41.331
« برتر موویز – مرجع دانلود فیلم و سریال » [ bartarmoviz ]