﻿WEBVTT

00:00:04.992 --> 00:00:08.132
‫گمونم جنایت قرن رو حل نکردیم
‫« آنچه گذشت... »

00:00:08.157 --> 00:00:11.556
‫- می‌خوان بانک انگلیس رو بزنن
‫- یه نفر به زیرکی حرکاتم رو پیش‌بینی کرده بود

00:00:11.581 --> 00:00:13.500
‫وقتی ویتلاک با بردن
‫خبرگزاری‌ها به داخل خزانه

00:00:13.501 --> 00:00:15.556
‫کاری کرد تمام دنیا از سرقت بانک باخبر بشن و

00:00:15.581 --> 00:00:19.756
‫همین باعث یه بحران مالی شد که
‫به نخ سرخ این اجازه رو داد تا

00:00:19.781 --> 00:00:22.156
‫بانک رو مفت و ارزون بخره

00:00:22.181 --> 00:00:24.660
‫چرا باید نقشه‌های ساختِ
‫یه سلاح توی کالیفرنیا رو بدزدن؟

00:00:24.661 --> 00:00:26.977
‫چرا باید دسته‌کلید سفیر آمریکا رو بخوان؟

00:00:27.002 --> 00:00:29.260
‫قبلاً به وفور مشکلات‌تون رو برطرف کردم

00:00:29.261 --> 00:00:31.460
‫بانو وایولت، مِن‌جمله اونهایی که

00:00:31.485 --> 00:00:33.636
‫به مرگ نه‌چندان تصادفی یکی از

00:00:33.661 --> 00:00:35.101
‫دخترهای شما مرتبط بود

00:00:35.126 --> 00:00:38.020
‫مهمون ویژه‌ای رو برای جشن معارفه‌ی
‫کلارا دعوت کردم

00:00:38.021 --> 00:00:41.516
‫نخست‌وزیر فعلی سلطنت

00:00:41.541 --> 00:00:44.100
‫اجازه نمیدم توی جشن کلارا یا
‫سفارت من،

00:00:44.101 --> 00:00:46.780
‫برای فروش تسلیحاتت
‫مزایده راه بندازی

00:00:46.781 --> 00:00:49.380
‫آدم که نمی‌تونه
‫تمامی طبقه‌ی اشرافی رو سر ببُره

00:00:49.381 --> 00:00:52.501
‫دن موریارتی درشکه‌چی رو
‫نکشت تا نجاتت بده

00:00:52.526 --> 00:00:53.956
‫اون کار رو کرد تا من رو نجات بده

00:00:53.981 --> 00:00:55.796
‫من اون امپراتوری رو به زانو در میارم

00:00:55.821 --> 00:00:57.021
‫نخ سرخ خود منم!

00:00:57.046 --> 00:00:58.941
‫ما منابع مالیش رو داریم

00:00:58.966 --> 00:01:00.434
‫سلاحش رو داریم

00:01:00.459 --> 00:01:03.341
‫حالا تنها چیزی که می‌خوایم
‫یه جرقه‌ی اولیه‌ست

00:01:03.388 --> 00:01:11.237
« برتر موویز – مرجع دانلود فیلم و سریال » [ bartarmoviz ]

00:01:11.261 --> 00:01:13.581
‫می‌ترسم ناامید بشم

00:01:13.606 --> 00:01:15.445
‫به زور خودم رو می‌شناسم

00:01:15.470 --> 00:01:18.941
‫این صرفاً یه لباسـه
‫برای نقشی که قراره بازی کنی

00:01:18.966 --> 00:01:22.566
‫بیا، بذار آقایون ببینن

00:01:23.304 --> 00:01:26.236
‫خدای بزرگ، یه پا شاهدخت شدید

00:01:26.261 --> 00:01:28.316
‫به شرطی که شاهدخت‌ها
‫تن و بدنشون بلرزه

00:01:28.341 --> 00:01:30.156
‫حالا می‌فهمم چرا سیندرلا کفشش رو گم کرد

00:01:30.181 --> 00:01:32.756
‫ولی این لباس خیلی تنگـه

00:01:32.781 --> 00:01:33.796
‫بهتر نیست گشادش کنید؟

00:01:33.821 --> 00:01:35.860
‫ولی آقای هولمز، اینجوری مُده

00:01:35.861 --> 00:01:38.747
‫با این لباس که قرار نیست
از این تابوت به اون تابوت بپری

00:01:38.772 --> 00:01:41.612
‫امشب رقابت بین قلب‌های آقایونـه

00:01:41.637 --> 00:01:44.300
‫بحث قلب آقایون رو تمومش دیگه، آقای هلیگن

00:01:44.301 --> 00:01:46.436
‫آدم هم یه صبری داره

00:01:46.461 --> 00:01:49.396
‫کالسکه رو بیار دم در ورودی

00:01:49.421 --> 00:01:51.540
‫پاکت‌ها رو بسپارید به من، آقای هولمز

00:01:51.541 --> 00:01:52.973
حواس‌مون بهشون هست

00:01:53.834 --> 00:01:56.676
‫امشب توی مراسم کلارا اندرسون
‫دخترهای مراسم رو

00:01:56.701 --> 00:01:59.196
‫به چالش می‌کشیم، خانم روهاس

00:01:59.221 --> 00:02:03.981
‫برای یک بار هم که شده
‫خوش بگذرون

00:02:06.021 --> 00:02:09.781
‫خیال می‌کردم از من خوشش نمیاد

00:02:11.061 --> 00:02:14.620
‫خواهرش نجات پیدا کرده که
‫همین تأثیر مثبتی روی

00:02:14.621 --> 00:02:16.700
‫خلق‌وخوش گذاشته

00:02:16.701 --> 00:02:18.140
‫بعلاوه، تو هم تغییر کردی

00:02:18.141 --> 00:02:20.956
‫از یه بچه‌ی شجاع اما نابالغ به

00:02:20.981 --> 00:02:24.781
‫خانمی که فضیلت‌های صبر و
‫منطق رو پیشه‌ی راهش کرده

00:02:25.034 --> 00:02:27.516
‫همچنین، توی حل معمایی که ۲۰ سال آزگار

00:02:27.541 --> 00:02:30.636
‫روحم رو آزار می‌داد، کمکم کردی

00:02:30.661 --> 00:02:31.901
‫کدوم معما اونوقت؟

00:02:35.902 --> 00:02:37.420
‫چی شده؟

00:02:37.421 --> 00:02:38.836
‫- چیـه؟
‫- خدا رو شکر که اومدی

00:02:38.861 --> 00:02:42.981
‫خیلی ناخوش‌احوالـه و
‫نمیذاره ببینمش

00:02:43.006 --> 00:02:44.141
‫چش شده؟

00:02:44.166 --> 00:02:47.076
‫بعد از شام گفت
‫سرش درد می‌کنه و سرگیجه داره

00:02:47.101 --> 00:02:50.636
‫خودش رو توی مستراح حبس کرده و
‫بالا آورد

00:02:50.661 --> 00:02:52.155
‫الان هم که حاضر نیست بیاد بیرون

00:02:55.050 --> 00:02:56.359
‫کبوتر کوچولو؟

00:02:56.715 --> 00:02:58.514
‫دکتر واتسون اومده

00:03:00.381 --> 00:03:01.676
‫عصر بخیر، کبوتر کوچولو

00:03:01.701 --> 00:03:03.556
‫متأسفم که می‌بینم ناخوشی

00:03:03.581 --> 00:03:04.356
‫چیزی نیست

00:03:04.381 --> 00:03:05.180
‫خیلی بهترم

00:03:05.181 --> 00:03:06.441
‫اگه امکانش...

00:03:07.181 --> 00:03:08.916
‫اگه امکانش هست برگردم اقامتگاهم،

00:03:08.941 --> 00:03:11.036
‫شرمنده اسباب زحمت شدم

00:03:11.061 --> 00:03:12.476
‫نه، نه، نه

00:03:12.501 --> 00:03:16.501
‫چه زحمتی؟
‫الان میرم برات کالسکه می‌گیرم

00:03:16.526 --> 00:03:18.381
‫نه، هولمز، هولمز، من کالسکه دارم

00:03:18.406 --> 00:03:20.325
‫می‌تونم برسونمت

00:03:20.350 --> 00:03:22.629
‫شرلوک، اگه الان با دکتر واتسون برم

00:03:22.654 --> 00:03:26.253
‫خیلی سریع‌تر می‌رسم.
‫اگر هم حالم بدتر شد،

00:03:26.278 --> 00:03:27.940
‫می‌تونه کمکم کنه

00:03:27.941 --> 00:03:29.181
‫مطمئنی؟

00:03:29.206 --> 00:03:31.606
‫آره

00:03:33.759 --> 00:03:35.438
‫خیلی باهام مهربون بودی

00:03:35.463 --> 00:03:36.868
‫اصلاً جور دیگه‌ای فکر نکن

00:03:37.743 --> 00:03:40.462
‫فردا به محض اینکه خوب شدم،
‫برات پیغام می‌فرستم

00:03:40.487 --> 00:03:42.286
‫نگران من نباش

00:03:42.311 --> 00:03:43.259
‫قول بده

00:03:44.540 --> 00:03:45.701
‫چشم

00:03:45.726 --> 00:03:46.977
‫نگران نمیشم

00:03:47.002 --> 00:03:49.171
‫نمیشم

00:03:49.196 --> 00:03:57.291
« برتر موویز – مرجع دانلود فیلم و سریال » [ bartarmoviz ]

00:03:57.341 --> 00:04:00.036
‫به خاطر آبروی این خانم جوان،
‫ازت خواهش می‌کنم...

00:04:00.061 --> 00:04:01.884
‫من نمی‌تونم نبینمش، جان

00:04:03.068 --> 00:04:06.884
‫حقیقتاً برنامه‌های دیگه‌ای تو سر دارم

00:04:07.221 --> 00:04:12.626
‫« شرلوک و دخترش »
‫« فصل اول »
‫« قسمت هشتم/پایانی: رقص آخر »

00:04:18.381 --> 00:04:21.436
‫فردا صبحش،
‫هیچ پیغامی از مادرت به دستم نرسید

00:04:21.461 --> 00:04:23.236
‫موقعی که رسیدم خونه‌اش،

00:04:23.261 --> 00:04:25.261
‫سوار کشتی شده بود برگرده آمریکا

00:04:26.279 --> 00:04:28.276
‫- چرا؟
‫- این همون معمای حل‌نشده‌ایـه که

00:04:28.301 --> 00:04:29.700
‫بهت گفتم

00:04:29.701 --> 00:04:32.276
‫گفتم شاید مادرت به خاطر من

00:04:32.301 --> 00:04:33.276
‫گذاشت رفت

00:04:33.301 --> 00:04:35.236
‫اگه ازدواج می‌کردیم،
‫خیلی از آدم‌های آبرومند

00:04:35.261 --> 00:04:37.891
‫من رو طرد می‌کردن

00:04:38.421 --> 00:04:41.276
‫بی‌تعارف می‌گم،

00:04:41.301 --> 00:04:44.500
‫- ولی نتونستم بفهمم...
‫- به خاطر بارداریش حالت تهوع داشت

00:04:44.501 --> 00:04:47.020
‫اون زمان خیلی علنی
‫در این مورد بحث نمی‌شد،

00:04:47.021 --> 00:04:48.820
‫من هم خیـ... خیلی... خیلی کم...

00:04:48.821 --> 00:04:49.996
‫در موردش می‌دونستم

00:04:50.021 --> 00:04:52.756
‫مامان رفت که به شغلت خدشه‌ای وارد نشه

00:04:52.781 --> 00:04:56.541
‫یا به خاطر بچه‌اش، با این نتیجه‌گیری که
‫نمی‌شد جفتش رو نجات بده

00:04:56.566 --> 00:04:58.137
‫انتخابش تو بودی

00:04:58.162 --> 00:05:01.561
‫بعلاوه، سلاحی که طراحی کرده بود
‫از طرف دولت ما رد شد

00:05:01.586 --> 00:05:05.695
‫یا اینکه بانو وایولت
‫هیچ‌وقت نقشه‌ها رو به پدرش نشان نداد

00:05:05.720 --> 00:05:08.436
‫مادرت می‌دونست که عروسی ما
‫توی کانون توجه مطبوعات

00:05:08.461 --> 00:05:10.316
‫قرار می‌گیره

00:05:10.341 --> 00:05:13.916
‫من پیشنهاد دادم
‫برای پرورش زنبور عسل بریم روستا

00:05:13.941 --> 00:05:15.723
‫پرورش زنبور؟

00:05:16.981 --> 00:05:20.676
‫چرا همیشه همه این ایده رو
‫با این لحن تکرار می‌کنن؟

00:05:20.701 --> 00:05:24.380
‫پس شواهد غیرقابل‌انکاری که
می‌خواستی چی میشه؟

00:05:24.381 --> 00:05:25.621
‫هیچی

00:05:29.461 --> 00:05:33.420
‫فقط امشب ممکنـه
‫شدیداً خطرناک پیش بره

00:05:33.421 --> 00:05:35.420
‫درحالی که نتیجه نامشخصـه،

00:05:35.421 --> 00:05:37.835
‫می‌خواستم در جریان تموم حقایق قرار بگیری

00:05:40.581 --> 00:05:44.076
‫اگه همه چی ختم به خیر بشه،
‫می‌تونیم بعد از رفع خطر

00:05:44.101 --> 00:05:45.861
‫دوباره در این مورد صحبت کنیم

00:05:45.886 --> 00:05:49.301
‫دیگه نیازی نیست با لباس رسمیم
‫اسلحه حمل کنم

00:05:49.326 --> 00:05:51.605
‫این همه مدت صبر کردم

00:05:51.630 --> 00:05:53.310
‫یه روز که دیگه چیزی نیست

00:05:56.421 --> 00:05:57.380
‫فقط یه سؤال

00:05:57.381 --> 00:05:59.756
‫اگه بتونی سربازرس ویتلاک رو

00:05:59.781 --> 00:06:00.460
‫مجبور به همکاری کنی...

00:06:00.461 --> 00:06:02.461
‫از دست این ویتلاک

00:06:02.486 --> 00:06:05.781
‫من رو فریب داد و
‫برام مایه‌ی مسرتـه که بتونم

00:06:05.806 --> 00:06:07.076
‫این لطفش رو جبران کنم

00:06:07.101 --> 00:06:09.893
‫میشه بانو وایولت رو بابت
‫قتل مامان دستگیر کنیم؟

00:06:09.918 --> 00:06:13.912
‫فکر کنم احتمال زیاد
‫کسی رو برای این کار اجیر کرده و

00:06:13.937 --> 00:06:17.076
‫سلاح رو در اختیارش گذاشته.
‫بعیده که خودش این کار رو کرده باشه.

00:06:17.101 --> 00:06:20.836
‫بعلاوه، جرم توی
آمریکا اتفاق افتاده، نه اینجا

00:06:20.861 --> 00:06:23.756
‫با این حال، ممکنـه ویتلاک
‫بانو وایولت رو درگیر جرم‌هایی

00:06:23.781 --> 00:06:26.220
‫به همون اندازه وحشتناک بکنه

00:06:26.221 --> 00:06:27.980
‫ای کاش می‌دونستیم چرا از ‫سفیر آمریکا

00:06:27.981 --> 00:06:29.534
دسته‌کلید می‌خواست

00:06:29.559 --> 00:06:31.877
‫آره، و اینکه کلید کجان

00:06:32.127 --> 00:06:36.236
‫پسر موریارتی هم برای امشب برنامه داره

00:06:36.261 --> 00:06:38.420
‫به احتمال زیاد دنبال تو می‌گرده،
‫اما برای پیدا کردنت...

00:06:38.421 --> 00:06:39.020
‫می‌دونم

00:06:39.021 --> 00:06:40.820
‫کالسکه منتظرمـه

00:06:40.821 --> 00:06:42.276
‫همشه می‌خواستم این رو بگم...

00:06:42.301 --> 00:06:44.307
‫وای، مراقب باش نیفتی

00:06:44.332 --> 00:06:46.676
‫مطمئنی امشب این کفش‌ها

00:06:46.701 --> 00:06:47.956
‫برات دردسرساز نمیشن؟

00:06:47.981 --> 00:06:48.540
‫نگران نباش

00:06:48.541 --> 00:06:50.116
‫فقط...

00:06:50.141 --> 00:06:52.156
‫باید بندشون رو درست کنم

00:06:52.181 --> 00:06:52.884
‫آره، بند کفش‌هات

00:06:52.909 --> 00:06:53.998
‫برو، برو، برو

00:06:54.806 --> 00:06:56.926
‫ببخشید، یه لحظه

00:06:58.279 --> 00:06:59.460
‫حالا شد

00:06:59.461 --> 00:07:01.107
‫درست شد

00:07:05.251 --> 00:07:07.331
‫بهتر شد

00:07:09.210 --> 00:07:12.396
‫مراقب خودت باشی ها

00:07:12.677 --> 00:07:14.740
‫عجولانه کاری نکن

00:07:17.028 --> 00:07:18.700
‫چیزیم نمیشه

00:07:18.701 --> 00:07:20.294
‫نگران نباش

00:07:20.377 --> 00:07:28.480
‫« ترجمه از iredprincess و امیر فرحناک »
‫ <c.red>.:: FarahSub &amp; iredsub ::.</c>

00:07:28.974 --> 00:07:37.077
‫در تلگرام:
<c.red>‫t.me/IRedSub
‫t.me/FarahSub</c>

00:07:37.101 --> 00:07:38.860
‫اسلحه‌ام رو برداشته

00:07:43.999 --> 00:07:45.695
‫با دستمالم

00:07:53.476 --> 00:07:55.650
‫یعنی چی تو سرشـه؟

00:07:58.454 --> 00:08:00.854
‫« خیابان بیکر، ساختمان ۲۲۱، واحد ب »

00:08:05.501 --> 00:08:08.414
‫« منزل سربازرس ویتلاک »

00:08:24.701 --> 00:08:26.476
‫سربازرس ویتلاک هستم

00:08:26.501 --> 00:08:27.636
‫می‌فرمایید شما کی هستید؟

00:08:27.661 --> 00:08:29.610
‫بالادست جنابعالی هستم

00:08:29.635 --> 00:08:31.076
‫به یه مشکل جدی هم برخوردم

00:08:31.101 --> 00:08:34.180
‫قبلاً به وفور مشکلات‌تون رو برطرف کردم

00:08:34.181 --> 00:08:36.516
‫بانو وایولت، مِن‌جمله اونهایی که

00:08:36.541 --> 00:08:38.596
‫به مرگ نه‌چندان تصادفی یکی از

00:08:38.621 --> 00:08:40.641
‫دخترهای شما مرتبط بود

00:08:40.666 --> 00:08:42.820
‫علاقه‌ی شما به خشونت...

00:08:42.821 --> 00:08:45.141
‫الان حوصله ندارم
‫بهم درس اخلاق بدید،

00:08:45.166 --> 00:08:48.581
‫علی‌الخصوص جنابعالی که
‫به خاطر زیر پا گذاشتن قانون

00:08:48.606 --> 00:08:49.460
‫پاداش قابل‌توجهی گرفتید

00:08:49.461 --> 00:08:51.503
‫عصر بخیر، جناب سربازرس

00:08:52.167 --> 00:08:54.781
‫امیدوارم مزاحم برنامه‌ی سفرتون نشده باشم

00:08:55.268 --> 00:08:57.916
‫یه بلیت دیرهنگام به مقصد دوور و

00:08:57.941 --> 00:09:01.476
‫یه بلیت به مقصد کاله روی میزتون دیدم

00:09:01.501 --> 00:09:03.340
‫دارم میرم یه بادی به کله‌ام بخوره

00:09:03.341 --> 00:09:05.981
‫توی خونه‌ی من چه غلطی می‌کنی، سوان؟

00:09:06.006 --> 00:09:08.940
‫خیال می‌کردم این صدای ضبط‌شده

00:09:08.941 --> 00:09:10.540
‫تمام و کمال حضورم رو توجیه کنه

00:09:10.541 --> 00:09:12.316
‫شنود مکالمات تلفنی اشخاص

00:09:12.341 --> 00:09:13.436
‫خلاف قانونـه

00:09:13.461 --> 00:09:15.140
‫خب، سلسله مراتب قانونی
‫مرتبط با این شنود

00:09:15.141 --> 00:09:16.501
‫کاملاً حفظ شده

00:09:16.526 --> 00:09:19.712
‫حکمم همراهمـه که
‫خود نخست‌وزیر شخصاً امضا کرده که

00:09:19.737 --> 00:09:23.243
‫بهم اجازه میده
‫تموم مکالمات تلفنی شما رو ضبط کنم

00:09:23.268 --> 00:09:25.420
‫با این حال،
‫این صدا رو برای من پخش کردی،

00:09:25.421 --> 00:09:26.781
‫نه لرد سالزبری

00:09:26.806 --> 00:09:27.901
‫نمی‌دونم چرا

00:09:27.926 --> 00:09:32.741
‫چون در ازای یک پنجم
‫جواهرات گمشده‌ی

00:09:32.766 --> 00:09:35.940
‫سفیر آمریکا که شما بعد از
‫خودکشی لرد ودرسی از

00:09:35.965 --> 00:09:39.516
‫توی مِلکش پیداشون کردید،

00:09:39.541 --> 00:09:41.836
‫این صدای ضبط‌شده رو میدم به شما،

00:09:41.861 --> 00:09:42.861
‫نه شخص نخست‌وزیر

00:09:42.886 --> 00:09:47.396
‫شاید اگه قصد برگشت داشتم،
‫به پیشنهادت فکر می‌کردم

00:09:47.421 --> 00:09:51.716
‫ولی ممکنـه تعطیلاتم عملاً
‫تا آخر عمرم ادامه پیدا کنه

00:09:51.741 --> 00:09:55.000
‫پس می‌تونم همین الان به خاطر
‫این ورود غیرقانونی بهت شلیک کنم

00:09:58.633 --> 00:10:01.968
‫- می‌تونی کارآگاه سوان و من رو بکشی
‫- هولمز

00:10:01.993 --> 00:10:03.100
‫البته که چندین نسخه از

00:10:03.101 --> 00:10:05.700
‫این صدای ضبط‌شده موجوده،
‫به همراه مدارکی که تو رو به

00:10:05.701 --> 00:10:07.940
‫باند جنایتکارهای معروف، یعنی نخ سرخ،
‫متصل می‌کنه

00:10:07.941 --> 00:10:10.516
‫می‌دونم امشب مأمورهای پلیس

00:10:10.541 --> 00:10:11.821
‫کجای شهر مستقرن

00:10:11.846 --> 00:10:14.580
‫درگیری‌هاشون خیلی بزرگ‌تر از
‫قتل یه آدم بی‌اهمیت و

00:10:14.581 --> 00:10:19.901
‫یه کارآگاه مشاور از کار افتاده‌ست

00:10:19.926 --> 00:10:22.196
‫مطمئنی می‌دونی پلیس‌ها کجان؟

00:10:22.221 --> 00:10:24.620
‫ظاهراً با دیدن کارآگاه سوان توی خونه‌ات

00:10:24.621 --> 00:10:25.861
‫حسابی جا خوردی

00:10:25.886 --> 00:10:28.020
‫اگه قبل اینکه این مکالمه رو تموم کنیم،
‫می‌تونستی اون اسلحه رو شلیک کنی

00:10:28.021 --> 00:10:29.596
‫بیشتر هم جا می‌خوردی

00:10:29.621 --> 00:10:32.236
‫شاید بهتر باشه اقدام بعدیت رو

00:10:32.261 --> 00:10:35.381
‫بر اساس اینکه ترجیح میدی
‫بیفتی گوشه‌ی هلفدونی یا دارت بزنن

00:10:35.406 --> 00:10:37.281
‫تعیین کنی

00:10:45.141 --> 00:10:48.821
‫شاید از کار افتاده باشم،
‫اما هیچوقت به این اندازه محبوب نبودم

00:10:51.781 --> 00:10:55.541
‫چه اتفاقی می‌تونه
‫قتل من رو تحت‌الشعاع قرار بده؟

00:10:56.101 --> 00:10:58.580
‫شاید فرار کالسکه‌چی‌هایی که سعی داشتن از

00:10:58.581 --> 00:10:59.620
‫بانک انگلیس دزدی کنن؟

00:10:59.621 --> 00:11:02.541
‫اونها شورشی بودن،
‫هدفشون نابودی سیستم مالی

00:11:02.566 --> 00:11:04.036
‫امپراتوری بود

00:11:04.061 --> 00:11:05.900
‫احمق‌ها. یکمی بدتر از پارلمانن،

00:11:05.901 --> 00:11:08.236
‫پُر از سیاستمدارها و

00:11:08.261 --> 00:11:09.742
‫جاه‌طلبی‌های مسخره‌شون

00:11:09.767 --> 00:11:13.821
‫قربانی جنگ میشن و
مجدد ‫قدرت و اختیار برمی‌گرده

00:11:13.846 --> 00:11:16.316
‫به صاحب اصلیش، یعنی سلطنت

00:11:16.341 --> 00:11:20.396
‫در رابطه با درشکه‌چی‌های بدبخت،
‫نه، اونها فرار نمی‌کنن

00:11:20.421 --> 00:11:22.756
‫من فقط اسم‌شون رو از لیست
‫انقلابی‌های شناخته‌شده

00:11:22.781 --> 00:11:25.796
‫خط زدم و به دن موریارتی

00:11:25.821 --> 00:11:27.301
‫معرفی کردم

00:11:27.326 --> 00:11:30.941
‫یا اگه ترجیح‌تون اسم مستعارشـه،
‫باید بگم مایکل وایلی

00:11:30.966 --> 00:11:32.036
‫مایکل وایلی؟

00:11:32.061 --> 00:11:33.156
‫ولی قربان، همون منشیه‌ست که

00:11:33.181 --> 00:11:34.101
‫خانم روهاس اصرار داشت ببینتش

00:11:34.126 --> 00:11:35.741
‫سوان!
‫مجرم باید اعتراف کنه،

00:11:35.766 --> 00:11:37.718
‫نه که برعکس

00:11:39.181 --> 00:11:41.876
‫عارضم خدمتت که ترک کشور
‫با جواهرات سفیر باعث میشه که

00:11:41.901 --> 00:11:43.460
‫کمتر شبیه یه سلطنت‌طلب باشی و

00:11:43.461 --> 00:11:46.540
‫بیشتر شبیه مجرمی باشی که
‫با رشوه‌ی دندون‌گیری با

00:11:46.541 --> 00:11:48.796
‫دستیار ویژه‌ات فرار کردی

00:11:48.821 --> 00:11:51.580
‫هیچکس دیگه‌ای نمی‌تونست
‫این همه کالسکه‌ی مخصوص سفارش بده که

00:11:51.581 --> 00:11:53.900
‫ظاهراً برای حمل و نقل مجنونین

00:11:53.901 --> 00:11:55.956
‫جنایتکار طراحی شده بودن

00:11:55.981 --> 00:11:58.661
‫یا این کالسکه‌ها رو برای انتقال فرضی طلا

00:11:58.686 --> 00:11:59.725
‫از کشتی به بانک به کار بگیرن

00:11:59.750 --> 00:12:04.141
‫یا در واقع به من اجازه بده
‫یکی از این کالسکه‌ها رو موشکافی کنم

00:12:04.166 --> 00:12:05.498
موشکافی کنی؟

00:12:05.523 --> 00:12:07.236
‫نزدیک بود کالسکه زیرت بگیره

00:12:07.261 --> 00:12:10.980
‫موریارتی جوان از اینکه مجبور شد
‫نجاتت بده کفری شده بود

00:12:10.981 --> 00:12:12.795
‫نیازی به این کار نبود

00:12:12.820 --> 00:12:16.596
‫قرار بود هر دو نفر آدم‌ربایی رو
‫رها کنن و پا به فرار بذارن

00:12:16.621 --> 00:12:19.916
‫موریارتی جوان به ذهنش نرسید که

00:12:19.941 --> 00:12:22.581
ممکنـه یه جنایتکار سخیف
‫برای کسب افتخارِ

00:12:22.606 --> 00:12:24.199
‫کشتنِ من، خودش رو فدا کنه

00:12:24.224 --> 00:12:26.556
‫اون خبرنگاری که آوردی بانک،

00:12:26.581 --> 00:12:28.556
‫برای تحریک سقوط بازار بود

00:12:28.581 --> 00:12:30.556
‫واضح نیست؟

00:12:30.581 --> 00:12:31.980
‫خب، من فراتر از قدرت درک تو،

00:12:31.981 --> 00:12:34.556
‫تأثیرگذار بودم

00:12:34.581 --> 00:12:37.781
‫از خیلی جهات،
‫من همون نخ سرخ هستم و

00:12:37.806 --> 00:12:40.086
‫به واسطه‌ی جایگاه شغلیم هم نذاشتم

00:12:40.111 --> 00:12:43.351
‫هیچکدوم از همدست‌هام بابت جرمی که
‫مرتکب شدن،

00:12:43.376 --> 00:12:44.796
‫دستگیر بشن

00:12:44.821 --> 00:12:46.141
‫قدرشناسی‌شون رو بهم ثابت می‌کنن

00:12:46.166 --> 00:12:48.832
‫به خاطر مزاحمت در فرارم،

00:12:49.209 --> 00:12:53.020
‫انتظار دارم نخ سرخ به قتل برسونه اون...

00:12:53.742 --> 00:12:56.982
‫نیازه همچنان با
‫واژه‌ی «خدمتکار» بهش اشاره کنیم؟

00:13:03.856 --> 00:13:06.181
‫با یه ضربه بی‌هوش شد

00:13:06.206 --> 00:13:07.783
‫آقای هولمز، نمی‌دونم...

00:13:07.808 --> 00:13:10.248
‫بله، من توی جوونیم
واسه خودم یه‌پا بوکسور بودم

00:13:10.273 --> 00:13:12.741
‫باریکلا، سوان، واقعاً باریکلا

00:13:12.766 --> 00:13:14.078
‫بهش دستبند بزن

00:13:14.103 --> 00:13:15.501
‫البته، چشم

00:13:15.526 --> 00:13:17.339
‫رولور رو هم بده من

00:13:17.364 --> 00:13:19.959
‫اسلحه‌اش رو لازم دارم

00:13:20.701 --> 00:13:23.461
‫وای، جواهرات

00:13:34.101 --> 00:13:35.876
‫« اقامتگاه سفیر آمریکا »

00:13:35.901 --> 00:13:38.380
‫کلارا خیلی خوشحال شد وقتی فهمید
‫شما هم تشریف میارید و

00:13:38.381 --> 00:13:40.716
‫بچه‌هاتون رو هم می‌بینیه

00:13:40.741 --> 00:13:43.140
‫من و جناب سفیر
‫سپاسگزار و شگفت‌زده‌ایم

00:13:43.141 --> 00:13:44.996
‫از اینکه این راه دور و دراز رو
‫تا اینجا اومدید

00:13:45.021 --> 00:13:46.396
‫لطفاً از امشب نهایت لذت رو ببرید و

00:13:46.421 --> 00:13:48.614
‫ممنونم که قدرم‌رنجه فرمودید

00:13:49.181 --> 00:13:52.036
‫عالیجناب، سفیر آلمان،

00:13:52.061 --> 00:13:55.276
‫کنت وان هتزفلد، زو ولدنبرگ و همسرشون

00:13:55.301 --> 00:13:57.224
‫خوشوقتم، خانم اندرسون

00:13:57.249 --> 00:14:00.116
‫سفیر اندرسون، بابت نجات امپراتوری بریتانیا

00:14:00.141 --> 00:14:01.596
‫بهتون تبریک عرض می‌کنم

00:14:01.621 --> 00:14:02.501
‫گول این حرف‌ها رو نخورید

00:14:02.526 --> 00:14:04.766
‫وقتی اون همه طلا پیدا شد،
‫داشت از عصبانیت منفجر می‌شد

00:14:06.070 --> 00:14:08.021
‫ولی هیچوقت تا این اندازه
‫به آمریکایی بودنم افتخار نکردم

00:14:08.171 --> 00:14:10.381
‫از این شب ویژه لذت ببر، خانم اندرسون

00:14:10.515 --> 00:14:13.061
‫برای ازدواج هم عجولانه تصمیم نگیر

00:14:13.273 --> 00:14:15.220
‫اگه دوست داری برقصی،
‫مردهای جوان‌تر می‌تونن

00:14:15.221 --> 00:14:16.381
‫کل شب همراهیت کنن

00:14:16.406 --> 00:14:20.141
‫ممنون، کنتس، بابت نصیحت خیرخواهانه‌تون

00:14:20.190 --> 00:14:21.489
‫باز هم بلدم

00:14:21.531 --> 00:14:23.780
‫عجب سرچشمه‌ی محشری

00:14:23.781 --> 00:14:24.937
‫ممنونم

00:14:25.218 --> 00:14:28.381
‫بانو وایولت، امیدوارم امشب
‫افتخار یه رقص والس رو به من بدید

00:14:28.406 --> 00:14:30.186
‫ممنون، کنت ولدنبرگ

00:14:34.021 --> 00:14:36.781
‫عالیجناب نخست‌وزیر لرد رابرت آرتور

00:14:36.806 --> 00:14:39.781
‫تالبوت گاسکوین سسیل،
‫مارکی سالزبری،

00:14:39.806 --> 00:14:42.621
‫شوالیه‌ی نشان گارتر و
شوالیه‌ی ‫صلیب بزرگ نشان

00:14:42.646 --> 00:14:45.781
‫سلطنتی ویکتوریا،
‫مشاور خصوصی و معاون...

00:14:45.806 --> 00:14:46.756
‫تشکر

00:14:46.781 --> 00:14:48.427
‫خیلی ممنونم

00:14:48.452 --> 00:14:52.620
‫لطف کردید اجازه دادید
‫مأمورینِ ما اینجا رو بررسی کنن

00:14:52.621 --> 00:14:54.860
‫از همین بابت هم
‫بنده آخرین نفر رسیدم

00:14:54.861 --> 00:14:57.756
‫اما خوشحالیم که به خوبی
‫ازتون محافظت میشه

00:14:57.781 --> 00:15:01.021
‫کاملاً واقفیم که منت بر سر ما گذاشتید و
‫افتخار حضور دادید

00:15:01.046 --> 00:15:02.832
افتخار از ماست

00:15:02.857 --> 00:15:07.076
‫و شما، خانم جوان،
‫کل جامعه‌ی دیپلماتیک لندن رو

00:15:07.101 --> 00:15:09.262
‫توی یه مکان متحد کردی

00:15:09.287 --> 00:15:13.661
‫به تنهایی سیاست
‫انزوای باشکوه من رو خاتمه دادید

00:15:13.686 --> 00:15:15.821
‫هرگز از من نمی‌شنوید که بگم
‫مرد باتجربه‌ای مثل شما

00:15:15.846 --> 00:15:17.156
‫اشتباه کرده

00:15:17.181 --> 00:15:19.620
‫با این حال حتی متقاعد شدم که
‫مهمان‌های من بیشتر از خودم

00:15:19.621 --> 00:15:21.517
‫به شما علاقمند هستن

00:15:21.542 --> 00:15:23.611
‫سیاست توی خون این خانواده‌ست ظاهراً

00:15:23.939 --> 00:15:27.476
‫حالا اگه اجازه بدید
‫از خدمت‌تون مرخص شم

00:15:27.501 --> 00:15:29.204
‫آهنگ محبوب بنده‌ست

00:15:29.975 --> 00:15:31.391
‫شروع کنیم، عزیزان

00:15:31.416 --> 00:15:32.381
‫افتخار می‌دید؟

00:15:39.341 --> 00:15:44.101
‫توی جامعه، حفظ جایگاه مناسب یک خانم

00:15:44.126 --> 00:15:48.621
‫نیازمند تعادل، چرخش، سرکشی و ظرافتـه

00:15:48.646 --> 00:15:51.914
‫فقط یکی از این ویژگی‌ها رو داری و
‫توی مابقیش رو کلاً صفری

00:16:01.653 --> 00:16:03.836
‫سروران عزیز، خانم‌ها و آقایان،

00:16:03.861 --> 00:16:06.836
‫سفیر آمریکا در دربار سنت جیمز،

00:16:06.861 --> 00:16:10.148
‫آقای پاول اندرسون و همسر ایشان

00:16:16.828 --> 00:16:19.221
‫و مهمان افتخاری، دخترشان،

00:16:19.246 --> 00:16:22.261
‫کلارا رایکهارت اندرسون

00:16:32.531 --> 00:16:33.901
‫افتخار می‌دید؟

00:18:10.871 --> 00:18:12.381
‫شب بخیر، آمیلیا

00:18:13.877 --> 00:18:16.477
‫ببخشید، ترسوندیم

00:18:16.502 --> 00:18:17.570
« از کجا پیداش شد؟ »

00:18:17.594 --> 00:18:19.912
‫میشه با هم برقصیم؟

00:18:19.937 --> 00:18:21.141
‫من قدم‌ها رو بلد نیستم

00:18:21.166 --> 00:18:23.499
‫رقصیدن به چشم من این شکلی نیست

00:18:23.524 --> 00:18:25.327
‫طریقه‌ی آموزشش رو دیدی

00:18:25.352 --> 00:18:26.941
‫واقعاً خیلی ساده‌ست

00:18:27.837 --> 00:18:29.181
‫بذار نشونت بدم

00:18:36.530 --> 00:18:38.399
‫نمی‌تونم هم هدایتت کنم و
‫هم یادت بدم

00:18:40.102 --> 00:18:41.212
‫با موسیقی همگام شو

00:18:41.415 --> 00:18:42.535
‫یک، دو، سه

00:18:42.560 --> 00:18:44.221
‫یک، دو، سه

00:18:44.246 --> 00:18:46.777
‫یک، دو، سه، چهار،
‫پنج، شش، هفت، هشت

00:18:50.521 --> 00:18:51.621
‫دیدی؟

00:18:52.239 --> 00:18:53.181
‫آسونـه

00:18:54.263 --> 00:18:55.535
‫عجیبـه

00:18:55.560 --> 00:18:57.901
‫تموم مدتی که کلارا به مهمون‌ها
‫خوشامد می‌گفت من کنارش بودم

00:18:57.926 --> 00:18:59.516
ولی ندیدم تو بیای

00:18:59.541 --> 00:19:02.436
‫چون من اینجا بودم،
‫یه جشن کوچیک داشتیم

00:19:02.461 --> 00:19:06.301
بابت موفقیت‌مون توی نجات بانک

00:19:06.879 --> 00:19:09.195
عجیبـه که آقای هولمز دعوت نبود

00:19:10.763 --> 00:19:12.268
یعنی یه ذره هم مفید واقع نشد؟

00:19:13.106 --> 00:19:15.901
‫پاداشش دریافت تشکر و قدردانی
‫از طرف طبقه‌ی سلطنتیـه،

00:19:16.449 --> 00:19:18.238
‫که البته کاملاً لایقشـه

00:19:19.461 --> 00:19:24.221
‫آمیلیا، ما لایق یه دنیای جدیدیم،
‫دنیایی بهتر

00:19:25.436 --> 00:19:28.500
‫اگه بخوای، می‌تونم ببرمت اونجا

00:19:28.501 --> 00:19:30.461
‫می‌تونی من رو کالیفرنیا هم ببری؟

00:19:30.486 --> 00:19:32.500
‫به مزرعه‌ی مادرم چی؟

00:19:32.501 --> 00:19:34.316
‫همون جایی که به قتل رسید

00:19:34.341 --> 00:19:36.781
‫مادرم، لوسیا روهاس که قاتل

00:19:36.806 --> 00:19:39.233
‫جعبه‌های نقشه‌کشیش رو
‫با طراحی‌هاش دزدید

00:19:39.889 --> 00:19:42.780
‫یه نخ سرخ هم دور چاقویی که
‫آلت قتاله بود

00:19:42.781 --> 00:19:44.556
‫پیچوندن

00:19:44.581 --> 00:19:45.980
‫آشنا نیست؟

00:19:45.981 --> 00:19:47.717
‫اولین باریـه که دارم همچین چیزی می‌شنوم

00:19:49.421 --> 00:19:51.021
‫من...

00:19:52.061 --> 00:19:53.261
‫از صمیم قلب متأسفم

00:19:53.541 --> 00:19:56.821
‫خبر نداشتی بانو وایولت
‫یکی رو فرستاده مادرم رو بکشه و

00:19:57.448 --> 00:19:59.660
‫نقشه‌ی سلاحش رو بدزده؟

00:19:59.661 --> 00:20:01.376
‫روحمم خبر نداشت

00:20:01.401 --> 00:20:06.381
‫خواهش می‌کنم.
‫کلارا یا خانواده‌اش رو

00:20:06.406 --> 00:20:08.925
‫مقصر استعمار قاره‌تون می‌دونی؟

00:20:09.800 --> 00:20:11.621
‫و کشتارجمعی هم‌نوع‌هات؟

00:20:13.301 --> 00:20:15.300
‫پدرش با دولتی که سعی در
‫ریشه‌کَن کردن

00:20:15.301 --> 00:20:17.261
‫قبایل بومی داشت، مرتبط نیست؟

00:20:17.286 --> 00:20:19.940
‫من رو با همون معیارهایی بسنج که باهاشون
(دکمه‌ی سرآستین نقره، ثروت جدید)

00:20:19.941 --> 00:20:22.533
‫آندسان‌ها رو می‌سنجی
(فانوس دودیِ تازه خاموش‌شده)

00:20:25.621 --> 00:20:28.461
‫من در جریان کارهای بانو وایولت و
‫نقشه‌هاشون نبودم

00:20:29.408 --> 00:20:32.179
‫با اون دعوا داری، نه با من

00:20:35.440 --> 00:20:37.381
‫با استفاده از ایده‌ی یه دنیای بهتر

00:20:37.406 --> 00:20:39.846
‫تموم جنایاتی که برای ساختنش
‫مرتکب میشی رو توجیه می‌کنی

00:20:40.083 --> 00:20:42.682
‫دقیقاً با همین ایده بود که
‫مردم من رو از زندگی و

00:20:42.707 --> 00:20:44.682
‫سرزمین‌شون محروم کردن

00:20:45.581 --> 00:20:47.381
‫اگه واقعاً دنبال یه دنیای بهتری،

00:20:47.406 --> 00:20:49.861
‫چرا به مردم کمک نمی‌کنی
‫همین دنیایی که داریم رو
‫(شمعدان کج‌شده، راه‌مخفی احتمالی)

00:20:49.886 --> 00:20:51.535
‫با هم سهیم بشیم؟

00:20:53.793 --> 00:20:56.901
‫مگه اینکه دنبال آزادی همه‌ی مردم نباشی و

00:20:56.926 --> 00:21:00.566
‫بلکه بخوای کل دنیا رو
‫بگیری توی مشت خودت، همینـه، دن؟

00:21:03.666 --> 00:21:07.316
‫آمیلیا، اگه بانو وایولت فرصتش رو گیر بیاره،

00:21:07.777 --> 00:21:08.901
‫می‌کشتت

00:21:08.926 --> 00:21:10.781
‫می‌دونم

00:21:10.806 --> 00:21:13.621
‫روش حساب کردم

00:21:14.062 --> 00:21:15.581
‫نگران نباش، چیزیم نمیشه

00:21:16.277 --> 00:21:17.901
‫در واقع، یادت باشه بعداً با هم برقصیم

00:21:18.957 --> 00:21:20.499
‫می‌تونیم ادامه‌ی رقص‌مون رو
‫بذاریم برای بعد

00:21:33.061 --> 00:21:34.660
‫توی پیدا کردن جواهرات ترکوندید، آقای هولمز

00:21:34.661 --> 00:21:35.580
‫احسنت به شما

00:21:35.581 --> 00:21:36.820
‫باورتون نمیشه چقدر خیالم...

00:21:36.821 --> 00:21:37.797
‫ممنونم، بازرس

00:21:37.821 --> 00:21:39.056
‫امشب به عنوان نیروی پلیس

00:21:39.081 --> 00:21:40.361
‫نخست‌وزیر اینجا هستید؟

00:21:40.386 --> 00:21:41.306
‫نگران نباشید

00:21:41.331 --> 00:21:42.636
‫قبل از ورود نخست‌وزیر

00:21:42.661 --> 00:21:45.060
‫ساختمون رو بازرسی کردیم و
‫استقرار نیروها

00:21:45.061 --> 00:21:48.181
‫توسط سربازرس انجام شد،
‫بنابراین هیچ شکی نیست

00:21:48.206 --> 00:21:49.474
‫بله، بله، بله، بله

00:21:49.499 --> 00:21:50.860
‫گمونم همین قاطعیتت

00:21:50.861 --> 00:21:54.123
‫باعث شد ویتلاک تو رو
‫واسه این مأموریت انتخاب کنه

00:21:54.214 --> 00:21:56.865
‫آقای دنک‌ورث این رو
‫واسه شما گذاشتن، آقای هولمز

00:21:56.890 --> 00:21:58.665
‫گمونم از طرف یکی از
‫دوستان پروفسورتون باشه

00:21:58.690 --> 00:21:59.969
‫خیلی ممنون

00:22:03.781 --> 00:22:06.196
‫به عنوان نیروی پلیس نخست‌وزیر،
‫ما همیشه نگرانیم

00:22:06.221 --> 00:22:08.380
‫اما لرد سالزبری امشب اینجا جاش امنه

00:22:08.381 --> 00:22:10.836
‫همون قدری که جای طلا
‫توی خزانه‌ی بانک انگلیس امن بود؟

00:22:10.861 --> 00:22:11.748
‫مخالفم

00:22:11.773 --> 00:22:14.300
‫نخست‌وزیر هدف قاتلانیـه که
‫چیزی واسه از دست دادن ندارن و

00:22:14.301 --> 00:22:15.820
‫برنامه‌های پلیس جوری چیده شده که

00:22:15.821 --> 00:22:17.420
‫اجازه‌ی فرار به قاتلین رو میده

00:22:17.421 --> 00:22:18.540
‫بالکنِ اینجا رو بررسی کردید؟

00:22:18.541 --> 00:22:20.036
‫بله. نگران نباشید، آقای هولمز

00:22:20.061 --> 00:22:21.500
‫ورودی‌ها قفل شدن

00:22:21.501 --> 00:22:22.501
‫قفل؟

00:22:22.581 --> 00:22:24.260
‫بالکن‌ها فرسوده و ناامن هستن و

00:22:24.261 --> 00:22:26.300
‫تمامی کلیدهای ورودی گم شدن

00:22:26.301 --> 00:22:27.740
‫بنابراین تهدیدی وجود نداره

00:22:27.741 --> 00:22:29.060
‫آقای هولمز، آقای هولمز

00:22:29.061 --> 00:22:30.116
‫الان وقتش نیست، خانم اندرسون

00:22:30.141 --> 00:22:31.764
‫خواهش می‌کنم، در مورد نخ سرخـه

00:22:32.781 --> 00:22:33.781
‫یه لحظه

00:22:35.721 --> 00:22:38.956
‫بازرس، تدابیرتون کافی نیست

00:22:38.981 --> 00:22:41.027
‫نخست‌وزیر رو فوراً برگردونید

00:22:42.501 --> 00:22:44.106
‫بانو وایولت الان تهدیدم کرد

00:22:44.131 --> 00:22:45.131
‫چطور؟

00:22:45.156 --> 00:22:46.900
‫بهم گفت اگه توی رقص بعدیم

00:22:46.901 --> 00:22:49.196
‫با سفیر ترکیه نرقصم و بهش نگم

00:22:49.221 --> 00:22:51.888
‫بره توی اصطبل کنار کالسکه
‫منتظرش باشه، بیچاره‌ام می‌کنه

00:22:52.101 --> 00:22:53.564
‫ماجرای چارلی رو می‌دونه

00:22:53.684 --> 00:22:55.516
‫تهدیدهای بانو وایولت به جایی نمی‌رسه

00:22:55.541 --> 00:22:56.541
‫آمیلیا کجاست؟

00:22:58.014 --> 00:22:59.654
‫البته

00:22:59.886 --> 00:23:01.732
‫درست وقتی که بیشتر از همه بهش نیاز داشتم

00:23:02.674 --> 00:23:04.810
‫خیلی‌خب

00:23:11.621 --> 00:23:13.331
‫چه عجب اینجا دیدمت!

00:23:14.121 --> 00:23:15.666
‫اولین باره پاتو توی اصطبل می‌ذاری؟

00:23:17.101 --> 00:23:20.221
‫اشتباه بزرگی کردی که
‫اینجوری با من روبه‌رو شدی

00:23:20.246 --> 00:23:21.491
‫متأسفم

00:23:21.634 --> 00:23:25.371
‫اجازه بدید طبق آداب
‫خدمتکارهای درست و حسابی رفتار کنم

00:23:30.381 --> 00:23:33.276
‫از اون چیزی که فکرش هم می‌کردم ساده‌تری

00:23:33.301 --> 00:23:36.540
‫این نمایش مسخره هیچ تأثیری

00:23:36.541 --> 00:23:38.580
‫روی کاری که امشب قراره انجام بدم نداره

00:23:38.581 --> 00:23:41.221
‫من اینجا نیومدم تا جلوی
‫فروش طرح‌های مادرم رو بگیرم

00:23:43.541 --> 00:23:45.461
‫اومدم که نذارم خونش پایمال بشه

00:23:45.486 --> 00:23:47.837
‫اون کیف نقشه‌هایی که دستتـه و چاقویی که

00:23:47.862 --> 00:23:49.330
‫توی کلکسیون سالن نشیمنت بود

00:23:50.461 --> 00:23:53.181
‫همونیه که توی قلب مادر من فرو رفته بود

00:23:53.301 --> 00:23:55.420
‫اینا ثابت می‌کنن که تو
‫توی قتلش دست داشتی

00:23:55.421 --> 00:23:57.581
‫از اونجایی که اصرار داری
‫حرفش رو پیش بکشی،

00:23:58.174 --> 00:24:00.535
‫یادت نره وقتی چاقو رو از قلب
‫مادر جون‌جونیت بیرون کشیدی،

00:24:00.560 --> 00:24:02.502
‫چی بهش بسته شده بود

00:24:02.647 --> 00:24:06.076
‫یه قطره خون از دماغم بریزه،
‫نخ سرخ قبل از اینکه قاضی رو ببینی

00:24:06.101 --> 00:24:07.621
‫کارت رو تموم می‌کنه

00:24:07.914 --> 00:24:09.156
‫بعید بدونم

00:24:09.181 --> 00:24:11.501
‫رفیقت، سربازرس، بازداشت شده

00:24:11.861 --> 00:24:13.340
‫نفوذت بین نیروهای پلیس

00:24:13.341 --> 00:24:14.556
‫نفوژت پیژ نیروهای پلیش

00:24:14.581 --> 00:24:16.340
‫همون موقع که فرصتش رو داشتم

00:24:16.341 --> 00:24:17.741
‫باید از توی کشتی پرتت می‌کردم پایین

00:24:17.766 --> 00:24:20.156
‫برگرد به مراسم، اونوقت من هم

00:24:20.181 --> 00:24:22.541
‫این مزاحمت بی‌ادبانه‌ات رو فراموش می‌کنم

00:24:22.661 --> 00:24:24.581
‫نه

00:24:24.981 --> 00:24:27.387
‫کیف نقشه‌ها رو بذار زمین و
‫هُلش بده سمت من

00:24:27.941 --> 00:24:30.132
‫نظرت چیه شلیک کنی و ازم بگیریش؟

00:24:30.157 --> 00:24:32.066
‫نمی‌خوام قبل از فرارم

00:24:32.091 --> 00:24:33.611
‫صدای شلیک اسب‌ها رو بترسونه

00:24:34.181 --> 00:24:35.933
‫تو زیادی این صحنه رو

00:24:35.958 --> 00:24:37.002
‫توی ذهنت تصور کردی

00:24:37.027 --> 00:24:38.027
‫نه

00:24:38.340 --> 00:24:41.020
‫من حاضر نیستم به حرف‌های تو گوش بدم

00:24:41.701 --> 00:24:43.842
‫اگه کیف نقشه‌ها رو می‌خوای، دختر کوچولو،

00:24:43.947 --> 00:24:45.739
‫خودت بیا و بگیرش

00:24:48.621 --> 00:24:51.191
‫خوب حواست رو جمع کن،
‫توی خطر بزرگی هستی

00:24:51.221 --> 00:24:53.621
‫- کدوم خطر؟
‫- خطر کله‌پا شدن!

00:25:03.581 --> 00:25:08.541
‫دست به دختر من نزن

00:25:10.621 --> 00:25:13.974
‫بالاخره حقیقت رو به زبون آوردی

00:25:13.999 --> 00:25:16.340
‫البته که حدس می‌زدیم،
‫ولی شنیدنش از زبون خودت

00:25:16.341 --> 00:25:17.781
‫رضایت‌بخشـه

00:25:20.419 --> 00:25:24.760
‫اِی داد بی‌داد،
‫وقتی مردم بفهمن از یه زن وحشی

00:25:24.785 --> 00:25:28.918
‫بچه‌دار شدی و دخترت رو
‫به عنوان خدمتکار

00:25:28.943 --> 00:25:31.396
‫پیش خودت نگه داشتی، چی میگن؟

00:25:31.421 --> 00:25:34.301
‫شاید مردم بیشتر از این وحشت کنن

00:25:34.326 --> 00:25:37.109
‫وقتی بفهمن که برای باز کردن
‫یه شب مهم واسه معرفی

00:25:37.134 --> 00:25:38.733
‫کلارا اندرسون به جامعه،
‫یه دختر بی‌گناه رو کشتی

00:25:38.758 --> 00:25:41.411
‫یا شاید هم توجه‌شون بره
‫به سمت این که داشتی

00:25:41.436 --> 00:25:45.116
‫یه سلاح مرگبار رو به
‫دشمن‌های بالقوه‌ی انگلستان می‌فروختی و

00:25:45.141 --> 00:25:46.819
‫در حال شروع جنگ بودی

00:25:46.960 --> 00:25:50.350
‫من رو با یه دختر کم‌سن‌وسال
‫که می‌خوای با تهدید به شایعه‌پراکنی

00:25:50.375 --> 00:25:53.196
‫کنترلش کنی اشتباه نگیر

00:25:53.221 --> 00:25:54.785
‫از اون مرحله گذشتیم

00:25:56.621 --> 00:25:59.260
‫الان بهت نشون میدم که
‫چقدر از اون مرحله گذشتیم و

00:25:59.261 --> 00:26:04.538
‫ازت خواهش می‌کنم که
‫درجا با رولورِ من شلیک نکنی

00:26:09.301 --> 00:26:12.893
‫دست نخ سرخ رو شده

00:26:13.061 --> 00:26:14.605
‫حالا به خاطر خودت هم شده
‫اسلحه رو بده من و

00:26:14.701 --> 00:26:17.770
‫بگو چطور قرار بود
‫لرد سالزبری رو به قتل برسونی

00:26:18.013 --> 00:26:19.265
‫زود باش

00:26:19.781 --> 00:26:22.780
‫می‌تونستم کمکت کنم،
‫ولی برخورد تحقیرآمیزت

00:26:22.781 --> 00:26:25.021
‫من رو دلسرد کرد

00:26:25.227 --> 00:26:28.944
‫مسئله اینجاست که نخ سرخ خودِ منم

00:26:29.627 --> 00:26:32.447
‫بنابراین هر چی رشته بودی

00:26:32.701 --> 00:26:33.941
‫پنبه میشه

00:26:34.381 --> 00:26:37.876
‫موریارتی جوان به چشم می‌بینه که
‫جنگ همین امشب شروع میشه و

00:26:37.901 --> 00:26:40.100
‫هدف من از اولش هم همین بود

00:26:40.101 --> 00:26:43.161
‫این شاعرانه‌ترین نوع عدالتـه

00:26:43.741 --> 00:26:46.623
‫مشهورترین کارآگاه جهان

00:26:46.648 --> 00:26:50.373
‫بدون بردن لذت از حل
‫بزرگ‌ترین پرونده‌اش کشته میشه

00:26:50.740 --> 00:26:53.725
‫اوضاع شاید جور دیگه‌ای پیش می‌رفت

00:26:53.750 --> 00:26:56.548
‫اگه تو دل به اون زنیکه‌ی
‫وحشی و پشت‌کوهی نمی‌دادی

00:26:56.573 --> 00:27:00.133
‫یا اگه می‌فهمیدی
‫من هم به اندازه‌ی تو باهوشم

00:27:00.158 --> 00:27:04.797
‫از این مهمونیِ آخرمون
‫تا روز مرگم خاطره می‌سازم

00:27:06.927 --> 00:27:08.249
‫بدرود، شرلوک

00:27:08.274 --> 00:27:10.260
‫بدرود، بانو وایولت

00:27:32.550 --> 00:27:34.309
‫شانس آوردی قبل از شلیک

00:27:34.334 --> 00:27:35.596
‫داخل لوله رو نگاه نکرد

00:27:35.621 --> 00:27:37.820
‫من از همون جایی که وایساده بودم

00:27:37.821 --> 00:27:41.621
‫دیدم دستمالم توی لوله فرو رفته بود

00:27:41.901 --> 00:27:45.020
‫تکون خوردن‌هات واسه این بود تا
‫بانو وایولت فکر کنه که

00:27:45.021 --> 00:27:47.501
‫فکر کنه من یه خنگ دست‌وپا‌چلفتی‌ام

00:27:47.934 --> 00:27:49.981
‫وگرنه شاید بهم حمله نمی‌کرد

00:27:51.501 --> 00:27:53.621
‫نمایش قشنگی به اجرا گذاشتی

00:27:53.646 --> 00:27:56.116
‫البته جای تعجبی هم نیست
‫از اونجایی که پدر و مادرت

00:27:56.141 --> 00:27:58.981
‫هر دو بازیگرهای خبره‌ی تئاتر بودن

00:27:59.012 --> 00:28:02.086
‫در واقع، اگه یه نابغه نبودم،
‫شاید یه...

00:28:02.413 --> 00:28:03.893
‫بازیگر می‌شدم

00:28:07.661 --> 00:28:08.946
‫یه نگاه به این بنداز

00:28:08.971 --> 00:28:11.925
‫دن موریارتی
‫توی قراری که با پدرش گذاشته بود

00:28:11.950 --> 00:28:15.935
‫مثل بانو وایولت ادعا کرد
‫که سردسته‌ی نخ سرخـه

00:28:15.960 --> 00:28:18.914
‫مثل سربازرس ویتلاک
‫وقتی که باهاش روبه‌رو شدم

00:28:18.939 --> 00:28:20.743
‫انگاری هنوز بین توطئه‌گرها

00:28:20.768 --> 00:28:23.596
‫هنوز مشخص نیست که
‫کدوم‌شون حرف اول و آخر رو می‌زنه

00:28:23.621 --> 00:28:25.700
‫با اینکه اهداف‌شون باهم فرق می‌کنه،

00:28:25.701 --> 00:28:28.236
‫ولی همگی خواسته‌ی مشترکی دارن

00:28:28.261 --> 00:28:30.498
‫شروع یه جنگ بزرگ

00:28:31.141 --> 00:28:32.700
‫این یه چیزی فراتر از جنایتـه

00:28:32.701 --> 00:28:34.430
‫اینجا صدای شلیک اومد؟

00:28:34.914 --> 00:28:36.674
‫بله، بله، بله، بله، بله

00:28:36.714 --> 00:28:39.830
‫بانو وایولت قربانی شرارت خودش شد

00:28:39.941 --> 00:28:42.780
‫از این بابت متأسفم،
‫چون قصد جونم رو کرده بود

00:28:42.781 --> 00:28:46.541
‫من بهت گفتم
‫نخست‌وزیر رو برسون به دفترش

00:28:46.661 --> 00:28:48.180
‫ازشون خواستم برن، آقای هولمز

00:28:48.181 --> 00:28:49.941
‫ولی ایشون گفتن
‫تا وقتی یه سخنرانی برای

00:28:49.966 --> 00:28:51.036
‫خانم اندرسون نکنن جایی نمیرن

00:28:51.061 --> 00:28:52.460
‫باز این مراسم معرفی مسخره!

00:28:52.461 --> 00:28:53.756
‫برید کنار. ببخشید

00:28:53.781 --> 00:28:54.781
‫برو کنار، آقا

00:28:54.848 --> 00:28:57.880
‫قبل از هر چیزی،
‫می‌خوام چهارتا از مهم‌ترین

00:28:57.905 --> 00:29:00.792
‫کلمات انگلیسی رو به زبون بیارم

00:29:00.817 --> 00:29:02.686
‫خدا پشت و پناه ملکه

00:29:02.927 --> 00:29:05.206
‫خدا پشت و پناه ملکه

00:29:05.581 --> 00:29:07.980
‫قبل از اینکه به سالن غذاخوری بریم

00:29:07.981 --> 00:29:08.981
‫برو پیش سفیر

00:29:09.101 --> 00:29:10.940
‫خاطرجمع شو که سفیر
‫لرد سالزبری رو

00:29:10.941 --> 00:29:12.389
‫از جایگاه دور و از دسترس خارج می‌کنه

00:29:12.414 --> 00:29:15.116
‫...الایات متحده گفتیم

00:29:15.141 --> 00:29:17.243
‫با آغوش باز منتظر دیدار...

00:29:17.268 --> 00:29:20.012
‫جناب سفیر، نخست‌وزیر توی خطره

00:29:20.037 --> 00:29:21.460
‫باید از این اتاق خارجش کنید

00:29:21.461 --> 00:29:23.581
‫البته که شوخی می‌کردم

00:29:23.621 --> 00:29:27.628
‫اما جسارت اخیر میزبان‌مون
‫توی تجارت بازارهای مالی ما

00:29:27.701 --> 00:29:31.870
‫خودش شایسته‌ی قدردانیـه

00:29:36.168 --> 00:29:37.728
‫ولی امشب نه

00:29:38.140 --> 00:29:40.851
‫امشب متعلق به یه خانم جوان خاصـه که

00:29:40.876 --> 00:29:43.676
‫از یه بحران مرگبار جون سالم به در برده و

00:29:43.701 --> 00:29:47.541
‫در عین حال،
‫وقار و پختگی خودش رو حفظ کرده

00:29:48.473 --> 00:29:51.491
‫مشخصه‌هایی که یه خانم رو

00:29:51.516 --> 00:29:55.836
‫از صرف یه همسر و مادر
‫به سرچشمه‌ای از

00:29:55.861 --> 00:29:58.781
‫ظرافت مدرن تبدیل می‌کنن

00:29:58.894 --> 00:30:04.182
‫بیاید با هم جام‌هامون رو به افتخار
‫دوشیزه کلارا اندرسون بلند کنیم

00:30:04.247 --> 00:30:07.767
‫که زیبایی، هوش و فرهیختگیش...

00:30:29.901 --> 00:30:31.810
‫قاتل یکی از مهمون‌ها بود

00:30:36.901 --> 00:30:39.500
‫بعلاوه، آدم که نمی‌تونه
‫تمامی طبقه‌ی اشرافی و

00:30:39.501 --> 00:30:41.541
‫همدست‌های نجیب‌زاده‌شون رو سر ببُره

00:30:41.661 --> 00:30:42.660
‫این کارها قبلاً امتحان شده

00:30:42.661 --> 00:30:44.429
‫به آقای برن توجه نکن

00:30:45.781 --> 00:30:48.340
‫ببین، این کفش‌ها مخصوص
‫خدمتکارهای ویگستارزه

00:30:48.341 --> 00:30:50.031
‫کاتولیکـه

00:30:52.821 --> 00:30:55.421
‫پس قاتل‌مون با گروه پذیرایی اومده

00:30:55.541 --> 00:30:57.620
‫ولی قبل از از شلیک به نخست‌وزیر

00:30:57.621 --> 00:30:58.956
‫لباسش رو عوض کرده

00:30:58.981 --> 00:31:00.356
‫باید اعتراف کنم که شلیک خوبی بود

00:31:00.381 --> 00:31:01.901
‫خودمون هم هاج و واج موندیم

00:31:02.101 --> 00:31:04.421
‫خیلی نزدیک، خیلی خیلی نزدیک بود

00:31:04.446 --> 00:31:06.974
‫حالا اینجا چی داریم؟

00:31:08.713 --> 00:31:12.953
‫این دیگه چیـه؟

00:31:14.207 --> 00:31:17.598
‫برتی، این پرچم جدید نیروی دریایی

00:31:17.623 --> 00:31:19.502
‫امپراتوری اتریش-مجارستانـه

00:31:19.527 --> 00:31:21.527
‫اینجوری قرار بود جنگ شروع بشه

00:31:21.552 --> 00:31:23.352
‫ببخشید که موضوع رو عوض می‌کنم،

00:31:24.301 --> 00:31:26.965
‫ولی توی تلگرام چیزی راجع‌به
‫جواهرات سفیر ذکر شده بود

00:31:26.990 --> 00:31:28.454
‫دندون رو جیگر بذار، برتی

00:31:29.921 --> 00:31:32.441
‫آمیلیا، تو دکمه‌ی سرآستین رو شناختی

00:31:33.101 --> 00:31:34.101
‫آمیلیا؟

00:31:35.141 --> 00:31:37.616
‫- آمیلیا؟
‫- چطور امید داری همدست‌ها رو

00:31:37.641 --> 00:31:40.241
‫بدون همکاری پلیس پیدا کنی؟

00:31:40.266 --> 00:31:42.653
‫چون خودم می‌دونم کی باهاشون همدستـه

00:31:42.821 --> 00:31:44.460
‫شاید موریارتیِ جوان

00:31:44.485 --> 00:31:47.148
‫ترتیب این ترور رو داده باشه،
‫ولی اون هرگز خودش رو

00:31:47.173 --> 00:31:48.709
‫توی این مسیر قربانی نمی‌کنه

00:31:48.734 --> 00:31:50.777
‫فکر کنم آمیلیا رفته دنبال دن موریارتی

00:31:50.941 --> 00:31:52.725
‫بیا امیدوار باشیم موفق بشه

00:31:52.942 --> 00:31:55.294
‫توی این فاصله، برتی،

00:31:56.600 --> 00:31:58.125
‫برو دنبال سفیر

00:32:23.487 --> 00:32:26.318
‫آمیلیا، برو کنار

00:32:26.343 --> 00:32:27.345
‫نه

00:32:27.370 --> 00:32:28.530
‫وقت این کارها رو ندارم

00:32:28.555 --> 00:32:30.239
‫تو گفتی از تمام اتفاقاتی که

00:32:30.264 --> 00:32:32.057
‫توی کالیفرنیا افتاده بی‌خبری

00:32:32.082 --> 00:32:34.119
‫ولی بانو وایولت همون شبی که

00:32:34.144 --> 00:32:35.516
‫تو می‌خواستی جنگ راه بندازی
‫داشت طرح‌های مادرم رو

00:32:35.541 --> 00:32:36.541
‫به عنوان یه سلاح جنگی می‌دزدید

00:32:36.581 --> 00:32:37.780
‫این اتفاقی نیست!

00:32:37.781 --> 00:32:39.408
‫من دنبال جنگ نیستم

00:32:39.433 --> 00:32:41.034
‫می‌خوام انقلاب کنم

00:32:41.261 --> 00:32:43.522
‫پول زیادی از این انقلاب به جیب زدی

00:32:43.781 --> 00:32:45.701
‫ادعای شورشی بودن می‌کنی،
‫ولی رفتار قانون‌شکن‌ها رو داری

00:32:45.726 --> 00:32:48.118
‫همه‌ی شورشی‌ها قانون‌شکنن
‫تا وقتی که برنده شن

00:32:48.301 --> 00:32:50.209
‫وقتی برنده شم، قول میدم
‫تاریخچه‌ای رو برات رقم بزنم که

00:32:50.234 --> 00:32:51.419
‫با هیچ پولی خریدنی نیست

00:32:51.804 --> 00:32:53.036
‫سد راهم شدی

00:32:53.061 --> 00:32:54.765
‫می‌تونم همینجا بهت شلیک کنم

00:32:55.073 --> 00:32:58.489
‫ولی اگه قسم بخوری که

00:32:58.514 --> 00:33:00.351
‫به کسی نگی که من رو دیدی،

00:33:00.601 --> 00:33:03.635
‫اگه الان راهت رو بکشی و بری،
‫می‌ذارم زنده بمونی

00:33:05.668 --> 00:33:07.997
‫یکی احتمالاً اینجا پیدات می‌کنه

00:33:08.387 --> 00:33:11.667
‫بالاخره پیدات می‌کنن.
‫ولی قسم می‌خورم که هرگز،

00:33:11.692 --> 00:33:16.265
‫تحت هیچ شرایطی،
‫به کسی نگم که تو رو اینجا دیدم

00:33:19.607 --> 00:33:21.761
‫ولی اگه جات بودم
‫اون رو خاموش می‌کردم

00:33:21.948 --> 00:33:22.948
‫چرا؟

00:33:40.167 --> 00:33:43.407
‫چون هوای توی راهرو
‫از لای دریچه‌ی توی این در میاد

00:33:44.014 --> 00:33:45.607
‫پس به زودی قراره بین

00:33:45.632 --> 00:33:46.800
‫نفس کشیدن و دیدن یکی رو انتخاب کنی

00:33:46.834 --> 00:33:49.416
‫آمیلیا! آمیلیا!

00:33:49.747 --> 00:33:50.747
‫بذار بیام بیرون!

00:34:06.626 --> 00:34:08.172
‫این...

00:34:08.197 --> 00:34:09.587
‫بی‌نظیره

00:34:10.051 --> 00:34:11.476
‫بعد از اتفاقات امشب

00:34:11.501 --> 00:34:13.380
‫شاید حال همسرم

00:34:13.381 --> 00:34:15.699
‫با پیدا شدن جواهراتش بهتر بشه

00:34:15.724 --> 00:34:18.525
‫فردا غرامت بیمه رو پس میدم و

00:34:18.941 --> 00:34:21.387
‫مطمئنم شرکت بیمه
‫پاداش خوبی به شما میده

00:34:21.973 --> 00:34:24.973
‫ولی آقای هولمز چی؟
‫همون کسی که ادعا می‌کنید

00:34:24.998 --> 00:34:26.471
‫خیلی چیزها رو بهش مدیونیم

00:34:26.790 --> 00:34:29.500
‫قصد دارم تا پاداشم رو با هولمز تقسیم کنم

00:34:29.501 --> 00:34:31.456
‫ولی ایشون علاقه‌ای به پول و ثروت نداره

00:34:37.926 --> 00:34:39.742
‫ممنون شرلوک که اجازه دادی

00:34:39.767 --> 00:34:41.615
‫اول به کار خودم رسیدگی کنم

00:34:49.421 --> 00:34:50.876
‫بالاخره زمانش رسید، جناب سفیر

00:34:50.901 --> 00:34:52.820
‫به لحظه‌ای رسیدیم که باید به همدیگه

00:34:52.821 --> 00:34:54.236
‫حقیقت رو بگیم

00:34:54.261 --> 00:34:56.529
‫لحنت به نظر تهدیدآمیزه

00:34:56.649 --> 00:34:58.156
‫با هم مشکلی داریم، آقای هولمز؟

00:34:58.181 --> 00:35:00.489
‫خب، من مِن‌بابِ دوستی و رفاقت اینجا نیومدم

00:35:00.514 --> 00:35:02.984
‫ولی جون چند نفر در خطره،
‫بنابراین باید مذاکره کنیم

00:35:03.009 --> 00:35:05.255
‫من مصونیت دیپلماتیک دارم

00:35:05.541 --> 00:35:08.759
‫ولی حتی اگه نداشتم هم،
‫جرمی مرتکب نمی‌شدم

00:35:09.341 --> 00:35:11.421
‫خب، من هم نمی‌تونم خلافش رو ثابت کنم

00:35:11.734 --> 00:35:13.358
‫شما توی سوءقصد به جون

00:35:13.383 --> 00:35:15.811
‫لرد سالزبری بی‌گناه هستید

00:35:15.836 --> 00:35:19.356
‫کلیدهای بالکن رو دادید تا در عوض

00:35:19.387 --> 00:35:21.309
‫جون دخترتون رو نجات بدید

00:35:21.334 --> 00:35:24.045
‫و باج دادن کار غیرقانونی‌ای نیست

00:35:24.421 --> 00:35:26.780
‫سربازرس ویتلاک در ازای رشوه‌ای که

00:35:26.781 --> 00:35:29.461
‫خودتون ترتیبش رو دادید،
‫شما و بیشتر همدست‌هاتون رو

00:35:29.581 --> 00:35:33.300
‫از پیگرد قانونی در امان نگه داشت

00:35:33.301 --> 00:35:34.364
‫رشوه؟

00:35:34.389 --> 00:35:35.389
‫کدوم رشوه؟

00:35:35.414 --> 00:35:37.334
‫معلومـه، جواهرات

00:35:37.728 --> 00:35:40.927
‫شما اجازه دادید جواهرات رو بدزدن
‫تا سربازرس ویتلاک اونا رو

00:35:40.952 --> 00:35:42.236
‫پیدا کنه و نگه داره

00:35:42.261 --> 00:35:45.181
‫یه رشوه‌ی حرفه‌ای بود

00:35:45.206 --> 00:35:47.855
‫در آن واحد هم پلیس رو به فساد کشوندید و

00:35:47.880 --> 00:35:50.300
‫هم معادل ارزش واقعی
‫جواهرات رو بدست آوردید

00:35:50.301 --> 00:35:53.421
‫که بعدش اون رو به ثروتی عظیم تبدیل کردید و

00:35:53.701 --> 00:35:57.851
‫حالا اون رشوه برگشته.
‫بدون هیچ کم و کسری.

00:35:59.861 --> 00:36:03.180
‫درست مثل کلارا،
‫هر چند که اعتراف می‌کنم

00:36:03.205 --> 00:36:05.405
‫از این مقدار از کمبود اخلاقیات شگفت‌زده شدم

00:36:06.261 --> 00:36:08.300
‫حتی آدم‌ربایی دخترتون هم

00:36:08.301 --> 00:36:10.981
‫نتونست شما رو قانع کنه تا
‫از همدست‌هاتون دست بکشید

00:36:11.621 --> 00:36:13.770
‫تو چه آدم دورویی هستی

00:36:14.401 --> 00:36:17.578
‫چطور میگی من اجازه دادم کلارا

00:36:17.781 --> 00:36:20.116
‫پیش افرادی مثل
‫دن موریارتی و بانو وایولت باشه؟

00:36:20.141 --> 00:36:22.940
‫کی جز یه هیولا جون بچه‌اش رو
‫مدام به خطر می‌اندازه و

00:36:22.941 --> 00:36:24.882
‫اون رو دائماً کنار

00:36:24.907 --> 00:36:26.916
‫قاتل‌ها و دزد‌ها قرار میده؟

00:36:26.941 --> 00:36:29.421
‫اونوقت به من درس اخلاقیات میدی؟

00:36:29.541 --> 00:36:30.725
‫بله، دقیقاً همینطوره

00:36:30.750 --> 00:36:32.780
‫با هر عضو نخ سرخ صحبت کردم

00:36:32.781 --> 00:36:35.501
‫حرف از شروع جنگی بزرگ بین

00:36:35.526 --> 00:36:37.491
‫بریتانیا و قدرت‌های استعماری دیگه میزد

00:36:37.516 --> 00:36:38.836
‫نظر شما هم همینـه؟

00:36:38.861 --> 00:36:39.861
‫به هیچ وجه

00:36:39.886 --> 00:36:42.754
‫در واقع، توصیه‌ی من اینـه که
‫وارد چنین نزاع بی‌خردانه‌ای نشیم

00:36:43.121 --> 00:36:44.828
‫البته تا حدودی

00:36:46.080 --> 00:36:49.852
‫چون یه جنگ بزرگ
‫بین قدرت‌های صنعتی اروپا

00:36:49.877 --> 00:36:51.340
‫تنها یک برنده می‌تونه داشته باشه

00:36:51.341 --> 00:36:52.781
‫ایالات متحده

00:36:52.806 --> 00:36:55.318
‫وقتی رقبای اصلی ما
‫همدیگه رو نابود کنن،

00:36:55.387 --> 00:36:58.074
‫آمریکا با سرمایه‌گذاری‌های هوشمندانه‌ی من

00:36:58.099 --> 00:37:00.359
‫توی بانک مرکزی انگلستان

00:37:00.384 --> 00:37:02.573
‫وارد عرصه‌ی تولید میشه

00:37:03.361 --> 00:37:07.550
‫صادقانه بگم، وقتی این تعداد
‫از مردم خودتون معتقدن که

00:37:07.821 --> 00:37:10.060
‫کشورتون نمی‌تونه به این شکل ادامه بده،

00:37:10.061 --> 00:37:14.501
‫چاره‌ای نیست جز این که نتیجه بگیریم

00:37:14.781 --> 00:37:16.947
‫دوران امپراتوری بریتانیا به سر اومده

00:37:19.141 --> 00:37:20.141
‫حرف دیگه‌ای نیست؟

00:37:26.701 --> 00:37:27.741
‫چرا

00:37:28.067 --> 00:37:29.651
‫هست

00:37:30.841 --> 00:37:36.128
‫شاید باخبر باشید که
‫رفیق شفیق من، دکتر واتسون،

00:37:36.153 --> 00:37:38.116
‫گهگاهی راجع‌به
‫پرونده‌های من مطلب می‌نویسه

00:37:38.141 --> 00:37:41.620
‫هر چند با تغییر نام‌ها
‫از تهمت و افترا قسر در میره

00:37:41.621 --> 00:37:45.503
‫ولی اونقدر ناشیانه
‫شخصیت‌ها رو پنهون می‌کنه که

00:37:46.141 --> 00:37:51.681
‫فقط یه احمق از تشخیص‌شون عاجز می‌مونه.
‫برای مثال، یکی مثل دخترتون.

00:37:52.571 --> 00:37:54.636
‫جرئت ندارید چنین اجازه‌ای...

00:37:54.661 --> 00:37:55.300
‫بحثِ جرئت نیست، قربان

00:37:55.301 --> 00:37:57.660
‫خودم واتسون رو به میز غل و زنجیر می‌کنم

00:37:57.661 --> 00:37:59.741
‫جوهرش هم خودم میارم

00:38:02.901 --> 00:38:05.758
‫پیشنهاد منصفانه‌ی من اینـه:
‫خوشبختی کلارا در ازای

00:38:05.783 --> 00:38:08.966
‫خوشبختی آمیلیا و
‫اگه برای من و یا نزدیکانم

00:38:08.991 --> 00:38:11.196
‫اتفاقی بیفته،
‫مویی از سرمون کم شه یا

00:38:11.221 --> 00:38:15.995
‫دقایقی دیر به شام برسیم،
‫اونوقت پرونده‌ی نخ سرخ

00:38:16.020 --> 00:38:18.876
‫بلافاصله توی نشریه‌ی استرند منتشر میشه

00:38:19.461 --> 00:38:21.544
‫نمی‌خواد شوکه به نظر بیای

00:38:21.941 --> 00:38:25.010
‫پیشنهاد من
‫بخاطر دلیلیـه که موافقت کردید تا

00:38:25.035 --> 00:38:28.242
‫آمیلیا توی خونه‌تون زندگی کنه

00:38:29.020 --> 00:38:32.034
‫تا دخترتون جلوی همدست‌های
‫خون‌خواه‌تون در امان باشه

00:38:33.480 --> 00:38:37.268
‫من از دخترتون محافظت می‌کنم و
‫شما از دختر من محافظت کنید

00:38:38.040 --> 00:38:40.599
‫بله، بله، این معاهده‌ایـه که

00:38:40.624 --> 00:38:42.468
‫برای حفظ صلح لازمـه

00:38:43.986 --> 00:38:46.395
‫حالا که صحبتش شد،

00:38:47.214 --> 00:38:50.331
‫تمام کسایی که خواستن از جایگاه‌شون

00:38:50.356 --> 00:38:52.039
‫توی نخ سرخ سودی ببرن،
‫به نظر می‌رسه که

00:38:52.064 --> 00:38:53.326
‫سخت در اشتباه بودن

00:38:56.187 --> 00:38:58.146
‫حتی بعد از مرگ‌شون

00:39:05.100 --> 00:39:07.329
‫شب بخیر، قربان

00:39:10.794 --> 00:39:13.232
‫پایان ناخوشایندی بود

00:39:13.394 --> 00:39:16.717
‫پروفسور موریارتی
‫بیش از حد دلسوز تصور شد و
‫(پرونده‌ی نخ سرخ، توسط جان واتسون)

00:39:16.821 --> 00:39:20.431
‫از این که آمیلیا رو
‫از داستان حذف کردید ناراحتم

00:39:21.381 --> 00:39:26.054
‫- اون نقش حیاتی توی...
‫- این مورد اجتناب‌ناپذیره

00:39:26.247 --> 00:39:28.971
‫آمیلیا می‌تونه بمونه و باهامون همکاری کنه

00:39:28.996 --> 00:39:30.996
‫ولی رابطه‌مون باید یه راز بمونه

00:39:31.021 --> 00:39:33.653
‫فقط افراد توی این خونه
‫باید ازش باخبر باشن

00:39:34.581 --> 00:39:37.926
‫امیدواریم مزاحم
‫صبحونه‌ی پدر دختری‌تون نشده باشیم

00:39:38.053 --> 00:39:39.660
‫نگران نباشید، آقای هولمز

00:39:39.661 --> 00:39:42.030
‫همگی از خطرها آگاهی لازم رو داریم

00:39:42.148 --> 00:39:43.716
‫رازتون فاش نمیشه

00:39:43.741 --> 00:39:44.957
‫راهی جز امیدواری نیست

00:39:45.441 --> 00:39:47.223
‫بدون شما اینجا مثل قبل نیست

00:39:47.894 --> 00:39:51.441
‫آقای هلیگن رو داری و
‫من هم یکشنبه‌ها سر می‌زنم

00:39:52.621 --> 00:39:54.824
‫امیدوارم مراقب دست‌نوشته‌ی واتسون باشی

00:39:55.381 --> 00:39:58.266
‫اگه لازم باشه
‫با جونم ازش مراقبت می‌کنم، قربان

00:39:58.341 --> 00:40:02.154
‫اگه آروم‌تون می‌کنه، از الان دیگه
‫خودم براتون صبحونه درست می‌کنم

00:40:02.339 --> 00:40:04.063
‫یکم باید خیال‌تون راحت شده باشه

00:40:10.261 --> 00:40:13.254
‫شک نکن خانم هلیگن اون داستان رو
‫توی مسیرش به خونه مطالعه می‌کنه

00:40:13.961 --> 00:40:15.784
‫حیف که چاپ نمیشه

00:40:16.064 --> 00:40:17.912
‫با مصونیت سفیر،

00:40:17.937 --> 00:40:19.556
‫پایان داستانت گره خورده

00:40:19.581 --> 00:40:22.581
‫دن چطور تونست فرار کنه؟

00:40:22.728 --> 00:40:24.694
‫حتماً یه نقشه‌ی حسابی کشیده

00:40:24.719 --> 00:40:27.101
‫آمیلیا حتی باورش نمیشه که
‫یه آدم چطور می‌تونه

00:40:27.126 --> 00:40:28.356
‫چنین افکار شرارآمیزی داشته باشه

00:40:28.381 --> 00:40:31.454
‫شوکه‌کننده‌ست.
‫شروع جنگ واسه فروپاشی امپراتوری.

00:40:31.841 --> 00:40:34.641
‫ببخشید، می‌خوام برم تا جوهر رو
‫از روی دستم پاک کنم

00:40:34.734 --> 00:40:37.874
‫از مهمان‌نوازی گرم‌تون ممنونم، دکتر واتسون

00:40:37.899 --> 00:40:39.845
‫خوشحالم نیروی کمکی سر رسید

00:40:39.870 --> 00:40:41.936
‫باهمدیگه می‌تونیم هولمز رو
‫توی هر زمینه‌ای به اوج برسونیم

00:40:41.961 --> 00:40:43.582
‫هر زمینه‌ای جز غرورش

00:41:05.525 --> 00:41:09.103
‫کی جز یه هیولا جون بچه‌اش رو
‫مدام به خطر می‌اندازه و

00:41:09.128 --> 00:41:10.962
‫اون رو دائماً کنار

00:41:10.987 --> 00:41:13.079
‫قاتل‌ها و دزدها قرار میده؟

00:41:16.007 --> 00:41:19.906
‫با اینکه به توانایی‌هات احترام می‌ذارم،

00:41:21.701 --> 00:41:24.593
‫مدتیـه که فکر می‌کنم
‫شاید بیش از اندازه تو رو

00:41:25.437 --> 00:41:26.602
‫توی خطر انداختم

00:41:26.627 --> 00:41:29.539
‫آقای هولمز، یعنی...

00:41:30.721 --> 00:41:31.921
‫پدر

00:41:33.300 --> 00:41:34.309
‫بابا؟

00:41:34.334 --> 00:41:36.014
‫بدتر شد

00:41:36.300 --> 00:41:38.340
‫- بابا
‫- آره

00:41:38.920 --> 00:41:40.680
‫حالا یه فکریش می‌کنیم

00:41:41.821 --> 00:41:44.273
‫خیلی به خودت سخت نگیر

00:41:44.436 --> 00:41:46.821
‫من تصمیمم رو گرفته بودم
‫تا قاتل‌های مامان رو پیدا کنم و

00:41:46.846 --> 00:41:48.862
‫اونا رو به سزای اعمال‌شون برسون و

00:41:48.887 --> 00:41:52.542
‫توی این مسیر،
‫تو بهم بینش، راهنمایی و حالا

00:41:52.567 --> 00:41:54.010
‫فرصتی برای همکاری با خودت دادی

00:41:54.035 --> 00:41:55.354
‫همکار پنهونی

00:41:55.501 --> 00:41:57.180
‫نمی‌خوام رابطه‌ی پدر دختری‌مون

00:41:57.181 --> 00:41:58.868
‫جونت رو به خطر بندازه و

00:41:58.893 --> 00:42:03.156
‫اعتراف می‌کنم،
‫حالا که موریارتی جوان فرار کرده،

00:42:03.181 --> 00:42:06.297
‫از اینکه اینجا و توی کار خانوادگی‌مون هستی

00:42:06.322 --> 00:42:08.038
‫خوشحال‌ترم

00:42:08.227 --> 00:42:10.862
« برتر موویز – مرجع دانلود فیلم و سریال » [ bartarmoviz ]

00:42:13.734 --> 00:42:16.181
‫فکر نکنم دوباره ببینمش

00:42:16.987 --> 00:42:26.987
‫‫« ترجمه از iredprincess و امیر فرحناک »
<c.red>‫.:: FarahSub &amp; iredsub ::.</c>

00:42:28.007 --> 00:42:38.007
‫در تلگرام:
<c.red>‫t.me/iredsub
‫t.me/FarahSub</c>‫

00:42:38.480 --> 00:42:41.480
‫« پایان فصل اول »

00:42:41.505 --> 00:42:51.505
« برتر موویز – مرجع دانلود فیلم و سریال » [ bartarmoviz ]

00:42:51.668 --> 00:43:01.668
« برتر موویز – مرجع دانلود فیلم و سریال » [ bartarmoviz ]