﻿WEBVTT

00:00:00.083 --> 00:00:01.708
‫آنچه گذشت...

00:00:03.875 --> 00:00:05.000
‫تو ایتنی؟

00:00:05.083 --> 00:00:06.208
‫بنده کارآگاه گیدری هستم

00:00:06.291 --> 00:00:07.642
‫ایشون هم همکارم کارآگاه بوون

00:00:07.666 --> 00:00:09.416
‫یه حادثه‌ای رخ داده که
‫به پدرتون مربوط میشه

00:00:09.500 --> 00:00:10.500
‫زنده نموند

00:00:10.541 --> 00:00:11.708
‫بهتره بدونی که ما با

00:00:11.791 --> 00:00:13.541
‫- نیکول مکینتاش تماس گرفتیم
‫- می‌دونی که

00:00:13.625 --> 00:00:15.833
‫نیکی معتاده و سال‌هاست که اونو ندیده

00:00:15.916 --> 00:00:18.083
‫ولی هنوزم قَیّم قانونیشـه

00:00:18.166 --> 00:00:19.601
‫چند تا سؤال دیگه از ایتن داریم اگه...

00:00:19.625 --> 00:00:21.958
‫- مشکلی نیست
‫- نه. من مادرتم

00:00:22.791 --> 00:00:25.041
‫برو اتاقت. وسلام

00:00:27.541 --> 00:00:29.000
‫این رسید رو از تاکسی آنلاینِ لیفت پیدا کردم

00:00:29.083 --> 00:00:31.666
‫این شرکته چیه، جنتری؟

00:00:31.750 --> 00:00:34.375
‫شبیه بقیه‌ی شرکت‌هاییـه که
‫نمایندگی می‌کنیم، ولی

00:00:34.458 --> 00:00:35.541
‫ته و توش رو در میارم

00:00:35.625 --> 00:00:38.291
‫سلام آرتی، همه‌چی مرتبـه؟

00:00:38.375 --> 00:00:41.333
‫بازرس‌ها همراه پلیس نیویورک
‫دم در هستن. هیچ کاری ازم بر نمیاد.

00:00:41.416 --> 00:00:43.000
‫حکم بازرسی و تفتیش این ملک

00:00:43.083 --> 00:00:45.083
‫- اینجا افسر مسئول کیه؟
‫- چه عجب!

00:00:45.166 --> 00:00:48.583
‫میشل سندرز هستم. خانواده منو استخدام کردن
‫که وکیل ایتن مکینتاش باشم

00:00:48.666 --> 00:00:50.875
‫اونا اطلاعاتی دارن که ما نداریم

00:00:50.958 --> 00:00:53.416
‫حرفِ کوین با حرف من یکی نبود

00:00:53.500 --> 00:00:54.892
‫- لازم نیست بهم دست بزنید!
‫- ایتن مکینتاش،

00:00:54.916 --> 00:00:56.083
‫شما به جرم قتل

00:00:56.166 --> 00:00:57.767
‫- آدام مکینتاش بازداشت هستید
‫- نه، نه... بیخیال

00:00:57.791 --> 00:00:59.500
‫باشه حالا از سر راهم برید کنار!

00:01:00.000 --> 00:01:10.000
« برتر موویز – مرجع دانلود فیلم و سریال » [ bartarmoviz ]

00:01:13.541 --> 00:01:15.041
‫آخه با خودت چه فکر می‌کردی؟

00:01:15.125 --> 00:01:16.541
‫آدام، خواهش می‌کنم

00:01:16.625 --> 00:01:17.916
‫عزیزم...

00:01:18.000 --> 00:01:19.666
‫ممکن بود کسی رو به کُشتن بدی

00:01:19.750 --> 00:01:20.958
‫ایتن

00:01:21.041 --> 00:01:23.833
‫آهای، ایتن

00:01:24.875 --> 00:01:26.416
‫می‌خوای؟

00:01:28.600 --> 00:01:30.767
‫پس بعد از اینکه دزدیدیش،
‫باهاش بازی می‌کردی؟

00:01:30.791 --> 00:01:33.500
‫بردی نشون دوستات دادی که
‫پُز بدی بگی چقدر خفنی؟

00:01:33.583 --> 00:01:34.666
‫آدام

00:01:36.958 --> 00:01:37.958
‫- سلام‌، مک
‫- سلام، هلن

00:01:38.000 --> 00:01:40.208
‫زده به سرت؟

00:01:42.208 --> 00:01:43.625
‫ردیف کردنش سخت بود

00:01:46.000 --> 00:01:47.791
‫- چه غلطا؟
‫- ممکن بود تیر بخوره

00:01:47.875 --> 00:01:49.458
‫- توی کله‌ی خودت، لامصب!
‫- آدام

00:01:49.541 --> 00:01:51.166
‫اسلحه!

00:01:52.000 --> 00:01:54.000
‫ایتن...

00:01:54.083 --> 00:01:56.416
‫ممکنه این قضیه تا آخر عمر
‫گریبان‌گیرت بشه

00:01:57.000 --> 00:02:07.000
« برتر موویز – مرجع دانلود فیلم و سریال » [ bartarmoviz ]

00:02:07.001 --> 00:02:17.001
‫ترجمه از: امیر ستارزاده و سـحـر
‫Sahar_frb &amp; H1tmaN

00:02:20.001 --> 00:02:25.749
‫« پسر وکیلِ مقتول، به جرم قتل بازداشت شد »

00:02:25.750 --> 00:02:27.250
‫سونیا،

00:02:27.333 --> 00:02:31.250
‫به نورا بگو جلوی این
‫مطبوعات کوفتی رو بگیره

00:02:35.833 --> 00:02:38.291
‫باورم نمیشه اون حروم‌زاده‌های
‫بدبخت دستگیرش کردن

00:02:38.375 --> 00:02:40.541
‫لامصب عین کابوسـه

00:02:40.625 --> 00:02:44.208
‫- خبرنگارهای فضول هم جلوی در جمع شدن
‫- پایین؟

00:02:44.291 --> 00:02:46.250
‫یه مشت موش که دارن
‫از سر و کولِ هم بالا میرن

00:02:46.333 --> 00:02:48.250
‫وای خدایا

00:02:48.333 --> 00:02:50.250
‫تازه همین دیشب بازداشت شد

00:02:50.333 --> 00:02:52.100
‫می‌دونن قتل توی همپتنز که
‫خرده‌شیشه‌های

00:02:52.105 --> 00:02:54.500
‫یه خانواده‌ی بی‌‌نقص رو نشون بده،
‫ملت عاشق این داستان‌ها هستن

00:02:54.583 --> 00:02:56.458
‫- آره
‫- حداقل دربانت فعلاً

00:02:56.541 --> 00:02:58.375
‫جلوشون رو گرفته

00:02:58.458 --> 00:02:59.875
‫نه، نه، آرتی همچین آدمی نیست

00:02:59.958 --> 00:03:01.291
‫آره. خوشحالم که بهش اعتماد داری

00:03:01.375 --> 00:03:04.458
‫ولی اگه من بودم، چند صد دلار میذاشتم
‫روی پولی که بهش میدی

00:03:04.541 --> 00:03:05.708
‫جهت اطمینان

00:03:06.791 --> 00:03:07.958
‫بدجور داغون شدی

00:03:10.875 --> 00:03:14.333
‫وجهه‌ی ظاهری این وضعیتت
‫داره کم‌کم هیئت‌مدیره رو نگران می‌کنه

00:03:14.416 --> 00:03:16.833
‫مگه هیئت‌مدیره شخصِ خودت نیستی؟

00:03:16.916 --> 00:03:19.375
‫آره، ولی خودت که می‌دونی، هر کسی
‫باید پاچه‌خواری یکی دیگه رو بکنه

00:03:19.458 --> 00:03:22.625
‫الان هم هیئت‌مدیره‌ی من نگرانـه که

00:03:22.708 --> 00:03:26.625
‫نتونی اونطور که باید، توجهت رو
‫به ریل ثینگ معطوف کنی

00:03:26.708 --> 00:03:28.458
‫چقدر سریع بود

00:03:28.541 --> 00:03:30.583
‫نه، با این لحن نگفتن

00:03:30.666 --> 00:03:31.958
‫تسلیت عرض کردن

00:03:32.041 --> 00:03:35.000
‫اگه کاری از دستشون بر میاد،
‫تعارف نکن

00:03:35.083 --> 00:03:37.625
‫ولی به زودی زمزمه‌های جایگزینی احتمالی
‫دهن به دهن میشه

00:03:37.708 --> 00:03:40.041
‫پیشنهاد برای مرخصی طولانی‌مدت، استراحت

00:03:40.125 --> 00:03:41.583
‫هرچند مرخصی‌ای که هیچوقت تموم نمیشه

00:03:41.666 --> 00:03:43.017
‫موقعی هم که آماده‌ی برگشتن شدی،

00:03:43.041 --> 00:03:45.416
‫آدمی که آموزش دادی جات رو گرفته و

00:03:45.500 --> 00:03:47.625
‫اسمت رو از بالای صفحه برداشتن،

00:03:47.708 --> 00:03:50.166
‫جاش اسم اون رو گذاشتن

00:03:50.250 --> 00:03:51.791
‫آدمی که من آموزش دادم

00:03:51.875 --> 00:03:53.541
‫یا آدمی که شما انتخاب می‌کنید؟

00:03:53.625 --> 00:03:55.041
‫بس کن

00:03:57.041 --> 00:03:58.583
‫من طرف توئم

00:04:00.791 --> 00:04:04.208
‫باید توی جلسه‌ی هیئت‌مدیره‌ی فردا

00:04:04.291 --> 00:04:07.416
‫به همه حالی کنی که هیچ‌جا نمیری

00:04:08.750 --> 00:04:11.750
‫وای کیر توش، به کل یادم رفته بود

00:04:11.833 --> 00:04:13.541
‫راننده‌ام می‌تونه برسونتت

00:04:15.500 --> 00:04:17.791
‫- توی راه به حرفات فکر کن
‫- فکر کردم

00:04:17.875 --> 00:04:20.166
‫ولی باید حاضر بشم.
‫باید سر و وضعم رو درست کنم.

00:04:20.250 --> 00:04:23.457
‫نه. همینطوری عالی هستی

00:04:25.082 --> 00:04:27.041
‫غم و عزا چیزیـه که

00:04:27.125 --> 00:04:29.207
‫مردم می‌تونن باهاش ارتباط بگیرن

00:04:29.291 --> 00:04:31.416
‫جلوه‌ی انسانیـه

00:04:31.500 --> 00:04:33.457
‫باعث هم‌ذات‌پنداری میشه

00:04:33.541 --> 00:04:35.582
‫تو کسی هستی که بقیه
‫می‌خوان ازش حمایت کنن

00:04:35.666 --> 00:04:38.207
‫واسه همینـه که همه
‫خانواده‌ی کندی رو دوست دارن

00:04:38.291 --> 00:04:41.250
‫مقایسه‌ات چندان دقیق نبود

00:04:41.332 --> 00:04:43.332
‫این یه داستان دلخراشـه که

00:04:43.416 --> 00:04:45.625
‫هیچ‌کس نمی‌تونه باهاش همدردی نکنه

00:04:45.707 --> 00:04:47.000
‫پس از این تراژدی

00:04:47.082 --> 00:04:49.582
‫برای جلب همدردی و
‫موفقیت خودت استفاده کن

00:04:51.707 --> 00:04:54.250
‫میشه فعلاً از این حادثه بهره‌برداری نکنیم؟

00:04:56.375 --> 00:04:59.832
‫تبدیل این بحران به فرصت،
‫خیلی کار وحشتناکیـه، می‌دونم

00:05:01.583 --> 00:05:04.333
‫الان موضوع بحث‌مون تویی و

00:05:04.416 --> 00:05:06.916
‫قدرتت

00:05:07.000 --> 00:05:10.666
‫به‌طور کلی و توی این لحظه

00:05:14.375 --> 00:05:17.416
‫این فقط مجله رو موفق‌تر می‌کنه

00:05:19.791 --> 00:05:21.791
‫خودت رو موفق‌تر می‌کنه

00:05:37.207 --> 00:05:39.041
‫خوبه

00:05:51.457 --> 00:05:54.166
‫واسه سر زدن یکم زود نیست؟

00:05:56.457 --> 00:05:58.125
‫از کِی اونجایی؟

00:05:58.207 --> 00:06:01.041
‫تازه اومدم، ژاکلین کندی

00:06:03.125 --> 00:06:05.208
‫ولی انگار تکلیفش با اولویت‌هاش مشخصـه

00:06:05.291 --> 00:06:07.642
‫«می‌دونم نگران پسرتی، ولی
‫برند مجله‌مون رو فراموش نکنیم.»

00:06:07.666 --> 00:06:11.166
‫مادرِ جایگزین، عجب مسیری رو پیش گرفته

00:06:11.250 --> 00:06:14.958
‫اون بیشتر مثل یه خواهر می‌مونه

00:06:15.041 --> 00:06:16.041
‫کاترین باهوشـه و

00:06:16.082 --> 00:06:19.207
‫داره کمکم می‌کنه از یه مسیر
‫خیلی سخت رد بشم

00:06:19.291 --> 00:06:22.250
‫«باهوش» خیلی کلیشه‌ای شده، مثل «نابغه»

00:06:22.332 --> 00:06:23.791
‫- اون اسطوره‌ست
‫- «اسطوره» هم همینطور

00:06:23.875 --> 00:06:27.750
‫اون یکی از اولین زن‌های سیاه‌پوستِ
‫میلیونر این کشوره و

00:06:27.832 --> 00:06:31.082
‫از معدود زن‌های سیاه‌پوستی که تا حالا شرکتی
‫رو که جزو «500 شرکت برتر» بوده اداره کرده

00:06:31.166 --> 00:06:33.375
‫صفحه‌ی ویکی‌پدیاش رو خودت نوشتی؟

00:06:33.457 --> 00:06:35.500
‫واقعاً نمی‌تونم این رفتارت رو تحمل کنم

00:06:35.582 --> 00:06:38.200
‫کلوئی، هیچکس برای شما دو نفر و

00:06:38.202 --> 00:06:40.832
‫خوش‌رقصی‌تون جلوی هیئت‌مدیره،
‫تَره هم خرد نمی‌کنه

00:06:41.875 --> 00:06:43.582
‫منظورت شغلمـه؟

00:06:43.666 --> 00:06:45.626
‫آره، همون شغلی که کل
‫هزینه‌های زندگی ایتن رو تأمین کرده

00:06:45.666 --> 00:06:47.541
‫عجب زندگی‌ای!

00:06:47.625 --> 00:06:49.416
‫- می‌خوام یادداشت‌هام رو چاپ کنم
‫- باشه

00:06:49.500 --> 00:06:52.375
‫این واسه جلسه‌ی فرداتـه.
‫ولی امروز، ایتن جلسه‌ی رسیدگی داره و

00:06:52.457 --> 00:06:54.625
‫کلوئی، ما هنوز هیچی ازش نمی‌دونیم

00:06:54.707 --> 00:06:56.625
‫این مدت یه بند داشتم بهش زنگ می‌زدم

00:06:56.707 --> 00:06:58.332
‫جواب تلفن نمیده، خب؟

00:06:58.416 --> 00:07:00.625
‫خدایا. خیال می‌کنی الان
‫خودم دیوونه نشدم؟

00:07:00.708 --> 00:07:03.041
‫دوباره بگیرش. کم پول میدی مگه بهش؟

00:07:03.125 --> 00:07:05.333
‫باشه. با کمال میل

00:07:05.416 --> 00:07:06.958
‫با میل سندرز تماس گرفتید

00:07:07.041 --> 00:07:08.875
‫لطفاً پیغام بذارید

00:07:08.958 --> 00:07:10.500
‫سلام، میشل

00:07:10.583 --> 00:07:13.291
‫کلوئی تیلور هستم،
‫دوباره زنگ زدم

00:07:13.375 --> 00:07:16.332
‫لطفاً به محض اینکه هر اطلاعاتی
‫درباره‌ی جلسه‌ی امروز داشتی،

00:07:16.416 --> 00:07:18.896
‫بهم زنگ بزن. واقعاً ممنون میشم

00:07:18.957 --> 00:07:22.416
‫در ضمن، هنوز نمی‌دونیم
‫ایتن رو کجا نگه می‌دارن

00:07:22.500 --> 00:07:25.457
‫پلیس منهتن میگه توی لانگ‌آیلنده و
‫لانگ‌آیلند هم میگه توی منهتنـه

00:07:25.541 --> 00:07:27.500
‫پس لطفاً بهم زنگ بزن

00:07:27.582 --> 00:07:29.707
‫- خیلی‌خب
‫- باشه

00:07:32.250 --> 00:07:33.832
‫فکر خوبیـه

00:07:33.916 --> 00:07:35.916
‫پلیس همپتن شرقی، بفرمایید

00:07:36.000 --> 00:07:37.791
‫سلام. کارآگاه گیدری رو می‌خواستم لطفاً

00:07:37.875 --> 00:07:39.875
‫- یه لحظه
‫- این سلیطه

00:07:39.957 --> 00:07:41.750
‫کارآگاه نان گیدری هستم

00:07:41.832 --> 00:07:44.000
‫سلام. کارآگاه گیدری، کلوئی تیلور هستم

00:07:44.082 --> 00:07:45.875
‫مادر ایتن مکینتاش

00:07:45.957 --> 00:07:48.250
‫ایتن رو کجا زندانی کردن؟

00:07:48.332 --> 00:07:49.791
‫بازداشتگاه شهرستان سافک

00:07:49.875 --> 00:07:51.707
‫شرمنده، فکر می‌کردم خبر دارید

00:07:51.791 --> 00:07:53.666
‫ممنون که اینقدر پیچوندید. مرسی!

00:07:53.750 --> 00:07:55.957
‫وای خدا. حالا چی؟

00:07:57.000 --> 00:07:58.750
‫- بیا بریم اونجا
‫- عالیه

00:07:58.832 --> 00:08:00.375
‫دیگه از صبر کردن خسته شدم

00:08:00.458 --> 00:08:02.208
‫- عالیه. بیا بریم اونجا لامصب
‫- بریم

00:08:02.291 --> 00:08:03.333
‫- خوبه
‫- خیلی‌خب

00:08:03.416 --> 00:08:05.166
‫- خوبه
‫- برو لباس عوض کن

00:08:05.250 --> 00:08:07.291
‫چرا؟

00:08:07.375 --> 00:08:08.708
‫به خاطر سنت،

00:08:08.791 --> 00:08:11.208
‫درکِ سطحی‌ات از آداب معاشرت و

00:08:11.291 --> 00:08:13.541
‫برجستگی کصِ کلوچه‌ایت که
‫از ده کیلومتری دیده میشه

00:08:26.582 --> 00:08:28.582
‫چرا با پلیس تماس نگرفتن؟

00:08:30.166 --> 00:08:33.625
‫اسلحه پر نبود. می‌دونستن
‫قرار نیست کاری بکنم

00:08:34.875 --> 00:08:36.665
‫پس چرا با خودت بردیش؟

00:08:41.082 --> 00:08:42.375
‫اشتباه کردم

00:08:42.457 --> 00:08:45.165
‫اتفاقی رفت توی کیفم

00:08:48.583 --> 00:08:51.208
‫ایتن، معمولاً زیاد توی هچل میفتی؟

00:08:54.375 --> 00:08:55.833
‫مال کیـه، ایتن؟

00:08:55.915 --> 00:08:57.600
‫امانتـه، واسه یکی از دوستامـه

00:08:57.608 --> 00:08:59.500
‫بابا، به خدا مال من نیست

00:09:02.958 --> 00:09:04.625
‫پس مال کیه، ایتن؟

00:09:05.666 --> 00:09:06.833
‫پس واقعاً

00:09:06.916 --> 00:09:09.125
‫امانتی بود و برای یکی دیگه بود؟

00:09:16.833 --> 00:09:19.541
‫یعنی میگی اون ماری‌جوانا
‫واسه کوین بود؟

00:09:20.916 --> 00:09:22.666
‫اوه

00:09:22.750 --> 00:09:26.625
‫اون شب باید با چند نفر ملاقات می‌کرد

00:09:26.708 --> 00:09:28.916
‫پدرم اگه می‌فهمید،
‫از کوره در می‌رفت،

00:09:29.000 --> 00:09:32.083
‫پس نمی‌تونستم همراه کوین باشم،
‫یه درصد ممکن بود گیر بیفته و اینا

00:09:32.165 --> 00:09:33.958
‫واسه...

00:09:34.040 --> 00:09:35.958
‫واسه همین توی ساحل
‫تنهاش گذاشتم و بهش گفتم

00:09:36.040 --> 00:09:38.208
‫هر وقت کارش تموم شد بیاد دنبالم

00:09:43.875 --> 00:09:45.875
‫مامانمـه؟

00:09:47.208 --> 00:09:49.125
‫لابد دلش هزار راه رفته

00:09:50.375 --> 00:09:51.833
‫فقط نگرانـه

00:09:57.750 --> 00:10:00.583
‫گمونم الان وقتشـه یه استراحتی داشته باشیم

00:10:02.250 --> 00:10:04.125
‫چطوره جفت‌مون هم یه چیزی بخوریم

00:10:11.625 --> 00:10:13.416
‫ممنون

00:10:13.500 --> 00:10:15.416
‫چطور بودم؟

00:10:17.041 --> 00:10:19.875
‫از هر 10 مصاحبه‌ی اول،
‫توی 9 تاش دروغ و چرندیات گفته میشه

00:10:19.958 --> 00:10:21.625
‫طوری نیست

00:10:21.708 --> 00:10:24.291
‫تازه داریم با هم آشنا می‌شیم

00:10:24.375 --> 00:10:26.875
‫یه روزی می‌رسه که دادستان به تو
‫برچسبِ بچه‌ی خشن می‌زنه و

00:10:26.958 --> 00:10:30.750
‫کسی که می‌تونسته پدرش رو بکشه و

00:10:30.833 --> 00:10:33.665
‫عذر موجهی هم نداره که
‫حین ارتکاب قتل کجا بوده

00:10:35.415 --> 00:10:38.833
‫پس امیدوارم تا وقتی برگردم،

00:10:38.915 --> 00:10:41.125
‫بعد اینکه یکم غذا به معده‌ات رسید و

00:10:41.208 --> 00:10:43.165
‫کمی فکر کردی،

00:10:43.250 --> 00:10:47.000
‫تهِ حرفات این نشه که
‫«اتفاقی رفت توی کیفم»

00:11:00.958 --> 00:11:03.250
‫گزارش رسمی کالبدشکافی رسید

00:11:03.333 --> 00:11:06.083
‫دفتر بیل براداک.
‫باید از لیست‌مون خط بزنیمش.

00:11:06.166 --> 00:11:07.809
‫آزمایشگاه چی؟
‫لکه‌ی خون و کفش؟

00:11:07.833 --> 00:11:08.916
‫مال ایتنـه

00:11:09.000 --> 00:11:10.309
‫احتمالاً خونِ بریدگی دستشـه،

00:11:10.333 --> 00:11:12.708
‫دعوا با پدرش قبل اینکه بکُشتش

00:11:12.791 --> 00:11:14.208
‫آها

00:11:26.916 --> 00:11:28.625
‫الو

00:11:28.708 --> 00:11:30.000
‫آقای براداک

00:11:30.083 --> 00:11:31.958
‫کارآگاه‌ بوون و گیدری هستیم

00:11:32.040 --> 00:11:33.415
‫تماس گرفتن با شما

00:11:33.500 --> 00:11:35.040
‫از هفت‌خوان رستم سخت‌تره

00:11:35.125 --> 00:11:38.000
‫خودتون که می‌دونید،
‫علاوه بر کار و بار معمول،

00:11:38.083 --> 00:11:40.875
‫کلی مراحل و روند هست.
‫چه کمکی ازم بر میاد؟

00:11:40.958 --> 00:11:43.250
‫می‌دونیم روزی که
‫آدام مکینتاش به قتل رسید،

00:11:43.333 --> 00:11:45.625
‫داشته با جیک رودریگز داشتن با
‫گروه جنتری همکاری می‌کردن،

00:11:45.708 --> 00:11:47.875
‫این رو هم می‌دونیم که شما آدام رو
‫واسه جلسه‌ی دوم با اونا فرستادیش

00:11:47.958 --> 00:11:49.790
‫ولی تنها

00:11:49.875 --> 00:11:52.250
‫می‌خوایم علتش رو بدونیم.
‫آدام رو بیشتر دوست دارید؟

00:11:53.250 --> 00:11:55.665
‫رقابت بین کارمندان ضرر نداره

00:11:55.750 --> 00:11:57.083
‫سرِ این رقابت

00:11:57.165 --> 00:12:00.833
‫بین آقای رودریگز و آقای مکینتاش
‫تنشی وجود داشت؟

00:12:00.916 --> 00:12:02.541
‫اونا تفاوت‌های جذابیتِ خودشون رو
‫درک کرده بودن

00:12:02.625 --> 00:12:04.708
‫آدام اهل تفکر بود و موشکافی می‌کرد

00:12:04.791 --> 00:12:06.541
‫جنتری ازش خوشش اومد

00:12:06.625 --> 00:12:10.125
‫ظاهراً با یه شام خداحافظی
‫توی کویینز ازشون پذیرایی کرده

00:12:10.208 --> 00:12:13.791
‫احیاناً آدام نگفته بود که با
‫یکی از افراد گروه جنتری مشکلی داره؟

00:12:13.875 --> 00:12:16.166
‫اصلاً. آدمی نبود که غر بزنه

00:12:16.250 --> 00:12:19.333
‫از پرونده‌هاش مربوط به گروه جنتری،
‫چیزی هست که شاید

00:12:19.416 --> 00:12:22.458
‫- به تحقیقات ما مربوط باشه؟
‫- گمون نکنم، بعیده

00:12:22.541 --> 00:12:24.791
‫وکیل‌ها به حدس و گمان معروف نیستن

00:12:24.875 --> 00:12:26.875
‫حدس من خیلی واضحـه،
‫می‌تونم بهتون اطمینان بدم

00:12:26.958 --> 00:12:29.000
‫در ضمن تمام پرونده‌های آدام

00:12:29.083 --> 00:12:32.625
‫تحت حفاظت اصل محرمانگی وکیل-موکل
‫قرار دارن، مگر اینکه حکم قضایی صادر بشه

00:12:32.708 --> 00:12:35.208
‫از دادستانی اقدام کردیم برای حکم

00:12:35.290 --> 00:12:38.290
‫الان سعادت صحبت با چه کسی رو دارم؟

00:12:38.375 --> 00:12:40.040
‫نان گیدری

00:12:40.125 --> 00:12:43.708
‫خب، مشتاقم حکم‌تون به دستم برسه
‫تا مطابقش عمل کنم، خانم گیدری

00:12:43.790 --> 00:12:45.708
‫یا باید بگم سرکار خانم؟
‫(قبلی برای زن‌ متأهل استفاده میشه)

00:12:47.208 --> 00:12:48.415
‫کارآگاه بگید کافیه

00:12:48.500 --> 00:12:52.290
‫اگه بازم بتونم به سؤالات‌تون جواب بدم،
‫حتماً تماس بگیرید کارآگاه

00:12:53.665 --> 00:12:56.790
‫همین الان که داریم حرف می‌زنیم،
‫دارن فایل‌ها رو پاک می‌کنن

00:12:56.875 --> 00:12:58.208
‫نه که حالا مهم باشه

00:12:59.333 --> 00:13:02.500
‫شاید جیک رودریگز واقعاً حسادت می‌کرده

00:13:02.583 --> 00:13:04.833
‫قطعاً، ولی در حدی که بکُشتش؟

00:13:06.291 --> 00:13:09.666
‫نمی‌تونم این فونت مورچه‌ایت رو بخونم

00:13:09.750 --> 00:13:11.791
‫سوابق تماس‌های جیک رودریگز،
‫طبق درخواستت

00:13:11.875 --> 00:13:14.916
‫یه عالمه تماس رفت‌و‌برگشتی
‫با یه شماره‌ی ثبت‌نشده،

00:13:15.000 --> 00:13:16.500
‫بعضیاشون هم شب قتل

00:13:16.583 --> 00:13:20.291
‫یه مرد مجرد که با یه زوج جذاب
‫زیاد وقت می‌گذرونه

00:13:20.375 --> 00:13:22.958
‫مثلث پیچیده‌ایـه.
‫ممکنه ازش خوشم بیاد

00:13:23.041 --> 00:13:24.916
‫اگه واقعاً هم‌راستا با

00:13:25.000 --> 00:13:28.458
‫بقیه‌ی مدارک یا
‫کسی که دستگیر کردیم بود

00:13:28.541 --> 00:13:30.333
‫همیشه بهم ضدحال می‌زنی

00:13:30.416 --> 00:13:32.375
‫خیلی‌خب، دیگه نمی‌خوام

00:13:32.458 --> 00:13:34.665
‫کلمات «ضد» و «حال» رو جلوی من

00:13:34.750 --> 00:13:36.391
‫از زبونت بشنوم

00:13:36.415 --> 00:13:37.958
‫شنیدی؟ مرسی

00:13:38.040 --> 00:13:39.540
‫بریم

00:13:45.790 --> 00:13:47.333
‫عالیه

00:13:47.415 --> 00:13:49.750
‫حالا اتاق شده مثل بازارِ شام

00:15:08.625 --> 00:15:10.041
‫چه خوش‌تیپ شدی

00:15:10.125 --> 00:15:12.541
‫مثل یه مرد. فقط کاش
‫صاف بایستی و سینه رو بدی جلو

00:15:12.625 --> 00:15:14.041
‫خدایا

00:15:14.125 --> 00:15:15.208
‫خدا رو شکر، دارم از گشنگی می‌میرم

00:15:15.291 --> 00:15:17.041
‫- هات‌داگ با سس کچاپ
‫- حله

00:15:17.125 --> 00:15:18.805
‫من دو تا می‌خوام.
‫با سس خردل، کچاپ نه.

00:15:18.833 --> 00:15:20.184
‫- فعلاً بیا با یه ساندویچ شروع کنیم، خب؟
‫- حله

00:15:20.208 --> 00:15:23.708
‫بیخیال رفیق. اقتضای سنشـه.
‫من به این چند تا می‌خوردم؟ چهار تا؟

00:15:23.791 --> 00:15:25.708
‫آره ولی تو مدام شنا می‌کردی تا
‫بورسیه بگیری

00:15:25.791 --> 00:15:27.583
‫فرق داره

00:15:27.666 --> 00:15:29.333
‫- بکنش سه تا
‫- ردیفه

00:15:29.416 --> 00:15:33.125
‫همینـه. خودشـه. آره!

00:15:33.208 --> 00:15:36.208
‫بفرمایید

00:15:36.290 --> 00:15:38.583
‫- می‌تونیم بدیمش به مامان
‫- خیلی ممنون

00:15:42.540 --> 00:15:43.915
‫- نوش جون
‫- مرسی

00:15:45.333 --> 00:15:47.250
‫اصلاً تا حالا ورزش کردی؟

00:15:50.833 --> 00:15:54.208
‫میشه آروم باشی؟ پنج‌تای دیگه
‫توی کمد داری

00:15:54.290 --> 00:15:55.915
‫که با این یکی مو نمی‌زنه

00:15:56.915 --> 00:15:58.208
‫ماشین نزدیکـه؟

00:15:58.290 --> 00:15:59.708
‫هوادارها متوجه رفتن‌تون نمیشن

00:15:59.790 --> 00:16:01.250
‫- مرسی
‫- ببین

00:16:01.333 --> 00:16:03.333
‫- نه، نه، نه، نه
‫- نه، نه، پیداش کردم

00:16:03.416 --> 00:16:05.166
‫مطمئنم مال توئـه

00:16:05.250 --> 00:16:06.666
‫- مرسی
‫- کمترین کاریـه که ازم بر میاد

00:16:06.750 --> 00:16:08.000
‫سریع‌تر لطفاً

00:16:32.790 --> 00:16:34.250
‫خیلی‌خب

00:16:52.875 --> 00:16:55.083
‫این ماشین عین سفینه‌ی فضایی می‌مونه

00:16:55.165 --> 00:16:57.250
‫میشه پاهات رو بیاری پایین؟

00:16:57.333 --> 00:17:00.666
‫اینطوری کمرم راحت‌تره

00:17:00.750 --> 00:17:03.333
‫حال‌به‌هم‌زن و خطرناکـه

00:17:03.416 --> 00:17:06.333
‫فقط در صورتی که راننده‌ی شل‌دستی باشی

00:17:16.375 --> 00:17:18.875
‫وای خدا

00:17:19.958 --> 00:17:22.165
‫میشه یه لطفی بهم بکنی؟
‫یه موبایل توی کیفمـه

00:17:22.250 --> 00:17:24.531
‫میشه درش بیاری و
‫وصلش کنی به کنسول؟

00:17:25.415 --> 00:17:27.333
‫چشم رئیس

00:17:31.875 --> 00:17:34.583
‫اینو از کجا آوردی؟

00:17:34.666 --> 00:17:37.291
‫توی دفترم پیداش کردم.
‫فکر کنم مال آدامـه.

00:17:37.375 --> 00:17:38.791
‫آدام؟

00:17:38.875 --> 00:17:41.375
‫آره. نیکی، فقط وصلش کن

00:17:41.458 --> 00:17:44.125
‫کلوئی، مطمئنم این با زغال کار می‌کنه

00:17:44.208 --> 00:17:46.416
‫توی کنسول یه دانگل هست

00:17:46.500 --> 00:17:48.291
‫چی‌چی؟

00:17:48.375 --> 00:17:50.041
‫شارژر همه‌کاره. زود باش

00:17:51.958 --> 00:17:54.250
‫میگی «دانگل» قند توی دلم آب میشه

00:17:57.166 --> 00:17:58.375
‫اوه

00:17:58.458 --> 00:18:00.041
‫خیلی‌خب
‫« بیل براداک »

00:18:00.125 --> 00:18:02.333
‫سلام بیل. من با خواهرم نیکول توی ماشینم

00:18:02.416 --> 00:18:04.416
‫- سلام
‫- سلام

00:18:04.500 --> 00:18:07.041
‫گوش کن، می‌خواستم قضیه‌ی
‫گروه جنتری رو پیگیری کنم

00:18:07.125 --> 00:18:09.250
‫- عالیه
‫- آره. همونطور که حدس می‌زدم،

00:18:09.333 --> 00:18:11.500
‫آدام توی فرودگاه جی‌اف‌کی
‫قرار ملاقات داشت

00:18:11.501 --> 00:18:12.958
‫می‌دونستم

00:18:13.041 --> 00:18:16.375
‫وقتی از همکارای جوون‌ترم
‫درباره‌ی کیو گاردنز پرسیدم،

00:18:16.458 --> 00:18:19.125
‫توضیح دادن که مشتری‌ها وقتی
‫میان به شهر معمولاً دوست دارن

00:18:19.208 --> 00:18:20.996
‫حال‌و‌هوای محلی رو تجربه کنن
‫«کوین: شرمنده رفیق، مجبور بودم»

00:18:21.000 --> 00:18:22.416
‫که اینطور

00:18:23.000 --> 00:18:25.000
‫بگذریم، به جایی نمی‌رسه
‫«تنظیمات موبایل»

00:18:25.083 --> 00:18:27.833
‫به اون کارآگاه‌های احمق هم که
‫صبح زنگ زده بودن گفتم

00:18:27.916 --> 00:18:31.291
‫آره، رسید لیفت رو بهشون گفته بودم. کی زنگ زد؟
‫«بازگشت به تنظیمات کارخانه»

00:18:31.375 --> 00:18:32.583
‫دو نفری ریخته بودن سرم

00:18:32.666 --> 00:18:35.125
‫ببینم، اون زن پر اِفاده لزبین نیست؟
‫«به تنظیمات کارخانه برگشت»

00:18:35.208 --> 00:18:36.291
‫- آره، چه‌جورم! با افتخار!
‫- می‌دونستم

00:18:36.375 --> 00:18:37.517
‫راستی تهدیدت کرده بودن...

00:18:37.541 --> 00:18:39.083
‫- چی شد عمل کردن؟
‫- شک دارم

00:18:39.166 --> 00:18:40.226
‫ولی یکی از آدمای کاترین
‫داره بهش رسیدگی می‎‌کنه

00:18:40.250 --> 00:18:43.208
‫گوش کن، اگه قراره دست روی دست بذارن و
‫هیچ کاری نکنن،

00:18:43.291 --> 00:18:45.041
‫- خوشحال میشم کاسه‌کوزه‌ها سر من بشکنه
‫- نه

00:18:45.125 --> 00:18:46.250
‫مشکلی نیست، بیل

00:18:46.333 --> 00:18:48.708
‫خیلی‌خب، اگه نظرت عوض شد،
‫پیشنهادم سر جاشـه

00:18:48.791 --> 00:18:51.083
‫- مراقب خودتون باشید
‫- باشه، ممنون

00:18:55.208 --> 00:18:57.291
‫خب، حالا فهمیدی

00:18:57.375 --> 00:18:59.291
‫آره

00:19:01.708 --> 00:19:03.083
‫نیکی

00:19:04.416 --> 00:19:06.583
‫- اون...
‫- آره، باشه

00:19:16.416 --> 00:19:18.333
‫انگار خالیـه، کلوئی

00:19:18.416 --> 00:19:20.208
‫منظورت چیه؟

00:19:20.291 --> 00:19:22.875
‫هیچ تماس و پیامکی نیست

00:19:25.375 --> 00:19:27.625
‫هیچ شماره‌ای هم توی دفتر تلفنش نیست

00:19:27.708 --> 00:19:30.291
‫فکر کنم استفاده نمی‌شده

00:19:30.375 --> 00:19:32.541
‫چه غلطی می‌کنی، آدام؟

00:19:32.625 --> 00:19:35.541
‫با یه موبایل یک‌بارمصرف خالی
‫چیکار می‌کردی؟

00:19:37.000 --> 00:19:39.791
‫اگه بگم «خرید و فروش مواد مخدر»
‫عصبانی میشی؟

00:19:41.708 --> 00:19:44.166
‫آره

00:19:44.250 --> 00:19:45.750
‫- عزیزم موا...
‫- نگو

00:19:45.833 --> 00:19:47.375
‫- ولی اگه...
‫- بسه

00:19:47.458 --> 00:19:49.083
‫- شاید این...
‫- هیس

00:19:49.166 --> 00:19:50.583
‫- واسه خدمتکارت آنالیسا بوده
‫- هیس. هیس

00:19:50.666 --> 00:19:53.791
‫شاید اون مواد مخدر
‫خرید و فروش می‌کرده

00:19:58.666 --> 00:20:00.041
‫انگار باورش شده

00:20:01.333 --> 00:20:04.333
‫مزیت حواس‌پرتی یک بیوه‌ی عزادار

00:20:05.416 --> 00:20:07.416
‫فعلاً

00:20:07.500 --> 00:20:09.708
‫پس جنتری جلسه‌اش با آدام رو تأیید کرده

00:20:09.791 --> 00:20:12.083
‫جلسه‌ای که توی دفاتر شرکت ما ثبت نشده

00:20:12.166 --> 00:20:14.291
‫آدام با تاکسی آنلاین لیفت
‫می‌رفته کوئینز

00:20:14.375 --> 00:20:17.041
‫اون هم به حساب شخصی خودش

00:20:17.125 --> 00:20:18.958
‫نکنه نقشه داشته

00:20:19.041 --> 00:20:21.625
‫جنتری رو بقاپه؟

00:20:21.708 --> 00:20:23.125
‫خب، جاه‌طلب بود

00:20:23.208 --> 00:20:25.041
‫چندین ماه بود که شک کرده بودم

00:20:25.125 --> 00:20:27.750
‫ولی جنتری واقعاً این گزینه رو مد نظر داره؟

00:20:27.833 --> 00:20:29.458
‫که از من جدا بشن؟

00:20:29.541 --> 00:20:33.083
‫خب، یکم عوضی و لاشی تشریف داری

00:20:33.166 --> 00:20:37.083
‫لاشی‌ای که خیلی وقتـه
‫گوه‌کاری‌هاشون رو لاپوشونی می‌کنه

00:20:39.875 --> 00:20:42.208
‫هر دفتر حقوقی‌ای که داشته سعی می‌کرده
‫آدام رو جذب کنه،

00:20:42.291 --> 00:20:45.250
‫می‌خواسته که جنتری رو هم
‫به عنوان مشتری با خودش بیاره

00:20:45.333 --> 00:20:47.583
‫آدام یه نمایش راه میندازه که
‫چه خدماتی می‌تونه به جنتری ارائه بده،

00:20:47.666 --> 00:20:49.666
‫توی موقعیت‌های بهتر

00:20:49.750 --> 00:20:51.958
‫اما به مذاق جنتری خوش نمیاد که

00:20:52.041 --> 00:20:54.541
‫جزئیات خصوصی‌شون

00:20:54.625 --> 00:20:57.250
‫بشه نقل و نباتِ معامله

00:20:58.375 --> 00:21:01.500
‫پس اونا ملاقات تنهایی آدام رو تأیید کردن،

00:21:01.583 --> 00:21:03.875
‫می‌دونستن به گوش من می‌رسه

00:21:03.958 --> 00:21:06.500
‫فقط به خاطر مرگش
‫مجبور شدن تأییدش کنن

00:21:06.583 --> 00:21:10.125
‫به هر حال، آدام یه خرابکاری به بار آورده
‫که باید تمیزکاری بشه

00:21:10.208 --> 00:21:12.208
‫اون‌وقت...

00:21:12.291 --> 00:21:14.125
‫لاتین‌تبارها توی
‫تمیزکاری زبان‌زد هستن؟

00:21:14.208 --> 00:21:16.875
‫خودت گفتی، نه من

00:21:16.958 --> 00:21:19.625
‫خدا می‌دونه دیگه چه رازهایی
‫توی اون خونه مخفی کرده

00:21:19.708 --> 00:21:21.583
‫خدا بیامرزتش

00:21:22.666 --> 00:21:25.541
‫پس میری سمت خونه، چون
‫سرِ راهتـه دیگه؟

00:21:25.625 --> 00:21:27.458
‫منشیت بهم گفت

00:21:27.541 --> 00:21:30.208
‫قراره وکیلی که واسه
‫ایتن معرفی کردی رو ببینی

00:21:30.291 --> 00:21:33.416
‫مطمئنم کلوئی واقعاً
‫از حمایتت ممنونـه

00:21:35.458 --> 00:21:38.583
‫در ضمن دیگه اون شلوار رو
‫توی دفتر نپوش

00:21:38.666 --> 00:21:40.708
‫حواس آدمو پرت می‌کنه

00:21:42.583 --> 00:21:43.708
‫نه

00:21:43.791 --> 00:21:46.041
‫تأیید ملاقات از سمت جنتری،
‫اونو به یه مسیر دیگه سوق داد

00:21:47.416 --> 00:21:48.750
‫الان دارم میرم اونجا

00:21:48.833 --> 00:21:50.250
‫می‌تونم امشب یه سر بیام

00:21:53.458 --> 00:21:54.476
‫اخیراً در حال مشاهده‌ی تغییرات

00:21:54.500 --> 00:21:57.333
‫در آیین‌های جفت‌گیری
‫غزال‌ها در سرنگتی بوده‌ایم

00:21:57.416 --> 00:22:00.500
‫هیچ‌وقت ندیده بودم این‌قدر سرحال و
‫پرانرژی باشن، اگه بخوام بهتر بگم

00:22:00.583 --> 00:22:02.250
‫غزال‌های پر انرژی

00:22:02.333 --> 00:22:04.250
‫صداش رو زیاد کن

00:22:04.333 --> 00:22:07.500
‫هنوز تأثیر این عوامل مشخص نیست

00:22:07.583 --> 00:22:09.125
‫9 ماه و نیم صبر کن

00:22:09.208 --> 00:22:10.500
‫تا تأثیراتش رو ببینی!

00:22:10.583 --> 00:22:13.625
‫دوره‌ی بارداری غزال با انسان فرق داره!

00:22:13.708 --> 00:22:16.250
‫ولی، تحقیقات ما نشون داده که...

00:22:16.333 --> 00:22:18.166
‫نگو که از

00:22:18.250 --> 00:22:20.750
‫دوره‌ی بارداری غزال‌ها چیزی می‌دونی

00:22:20.833 --> 00:22:22.517
‫می‌دونم. چرا باید
‫همچین چیزی رو از خودم ببافم؟

00:22:22.541 --> 00:22:24.083
‫ولی آخه

00:22:24.166 --> 00:22:25.916
‫چرا باید همچین چیزی رو بدونی؟

00:22:26.000 --> 00:22:27.416
‫خیلی چیزها می‌دونم

00:22:28.500 --> 00:22:30.208
‫باشه، رئیس

00:22:30.291 --> 00:22:32.166
‫- یه چیزهایی می‌دونم
‫- صد درصد

00:22:32.250 --> 00:22:34.041
‫عصر بخیر.
‫در ساعاتِ پایانی شبِ جمعه

00:22:34.125 --> 00:22:36.500
‫وکیل آدام مکینتاش در منزل خود
‫واقع در لانگ آیلند، به طرز وحشیانه‌ای

00:22:36.583 --> 00:22:37.916
‫با ضربات چاقو به قتل رسید

00:22:38.000 --> 00:22:41.625
‫به میشل سندرز زنگ بزن

00:22:41.708 --> 00:22:43.333
‫متأسفم. متوجه نشدم

00:22:43.416 --> 00:22:46.625
‫به میشل سندرز زنگ بزن

00:22:46.708 --> 00:22:49.000
‫در حال تماس با میچل سمپسون

00:22:49.083 --> 00:22:51.125
‫نه، میچل نه، لامصب!

00:22:51.208 --> 00:22:54.166
‫گفتم با میشل سندرز تماس بگیر

00:22:54.250 --> 00:22:55.875
‫خیلی‌خب حالا. خودم برات زنگ می‌زنم، باشه؟

00:22:55.958 --> 00:22:56.875
‫متأسفم

00:22:56.958 --> 00:22:58.708
‫- مخاطبی با نام میشل سمپسون پیدا نشد
‫- لامصب

00:22:58.791 --> 00:23:01.625
‫میشه به میشل سندرزِ وامونده زنگ بزنی؟
‫لعنتی!

00:23:18.750 --> 00:23:21.411
‫تف توش. یعنی امروز چه
‫بلایی قراره سرمون بیاد؟

00:23:21.583 --> 00:23:23.333
‫یعنی میفته زندان؟

00:23:23.416 --> 00:23:24.875
‫نـه

00:23:24.958 --> 00:23:26.500
‫خدا به دادمون برسه، نیکی

00:23:28.291 --> 00:23:31.625
‫اگه کارِ اون باشه چی؟
‫اگه کارِ اون باشه چی؟

00:23:31.708 --> 00:23:34.000
‫اون بی‌گناهـه

00:23:34.083 --> 00:23:35.458
‫کلوئی

00:23:35.541 --> 00:23:37.291
‫خودت که می‌شناسیش

00:23:38.047 --> 00:23:39.625
‫خودت می‌دونی دیگه

00:23:40.033 --> 00:23:41.625
‫واقعاً؟

00:23:42.463 --> 00:23:43.791
‫کلوئی

00:23:45.958 --> 00:23:47.583
‫اون بی‌گناهه، عزیزم

00:23:47.666 --> 00:23:50.666
‫مطمئن باش بی‌گناهه

00:23:50.750 --> 00:23:52.958
‫می‌دونم بی‌گناهـه

00:23:53.041 --> 00:23:56.333
‫همه‌چی درست میشه

00:23:56.416 --> 00:23:58.666
‫چطوری؟ آخه چطوری؟

00:24:01.958 --> 00:24:04.333
‫فقط برو سراغِ مرحله بعدی

00:24:04.416 --> 00:24:06.791
‫یعنی چه غلطی بکنم؟

00:24:06.875 --> 00:24:09.000
‫مقصر رو پیدا کن

00:24:10.500 --> 00:24:13.500
‫- باشه
‫- باشه. خیلی‌خب

00:24:13.583 --> 00:24:16.333
‫- خیلی‌خب. باشه
‫- آره. باشه

00:24:18.083 --> 00:24:20.166
‫- سلام
‫- سلام

00:24:20.250 --> 00:24:23.416
‫سلام. از دیدنت خوشحالم

00:24:23.500 --> 00:24:26.083
‫مرسی که اومدی

00:24:26.166 --> 00:24:28.333
‫فقط بابت همین ازم تشکر می‌کنی؟

00:24:28.416 --> 00:24:31.200
‫و مرسی که پرونده رو قبول کردی

00:24:31.630 --> 00:24:34.583
‫مدیونت بودم. زنگ زدی و اومدم

00:24:34.666 --> 00:24:38.250
‫با پای خودم رفتم تو دلِ اون فاجعه

00:24:39.708 --> 00:24:41.458
‫این که دوتا خواهر با یه مرد
‫ازدواج کنن، برام جدید بود

00:24:41.541 --> 00:24:43.041
‫سیاه‌پوست‌ها از این غلطا نمی‌کنن

00:24:43.125 --> 00:24:45.208
‫از اون غلطا می‌کنیم

00:24:45.291 --> 00:24:47.500
‫- منظورت چیه؟
‫- آخه کم پیش میاد که

00:24:47.583 --> 00:24:50.083
‫یه زن با شوهرِ سابقِ خواهرش ازدواج کنه

00:24:50.166 --> 00:24:53.041
‫آهان آره خب... البته

00:24:53.125 --> 00:24:54.958
‫- اینم هست
‫- آره

00:24:55.041 --> 00:24:56.750
‫اینم هست

00:24:56.833 --> 00:24:59.250
‫ولی سر از کار پسره در نمیارم

00:24:59.333 --> 00:25:02.333
‫غیرقابل پیش‌بینیـه

00:25:02.416 --> 00:25:03.666
‫آره، شخصیت خاصِ خودش رو داره

00:25:03.750 --> 00:25:05.208
‫کلوئی خوب بارش آورده

00:25:05.291 --> 00:25:07.208
‫خب در واقع جفت‌شون...

00:25:07.291 --> 00:25:10.375
‫توی تربیتش نقش دارن. یا داشتن

00:25:10.458 --> 00:25:11.833
‫یه‌جورایی...

00:25:11.916 --> 00:25:14.916
‫خب اگه جلسه رسیدگی همون‌جوری
‫که فکر می‌کنم پیش بره،

00:25:15.000 --> 00:25:16.500
‫مامان‌ها امشب می‌برنش خونه

00:25:18.916 --> 00:25:20.500
‫چی میل دارین؟

00:25:20.583 --> 00:25:23.541
‫سالاد سزار با نون کروتون اضافه
‫و برای ایشون هم احتمالاً

00:25:23.625 --> 00:25:25.500
‫- ماهی و سبزیجات بخارپز
‫- ماهی...

00:25:26.708 --> 00:25:28.041
نمی‌خواد اندامش خراب شه

00:25:28.125 --> 00:25:29.875
‫ممنون

00:25:32.291 --> 00:25:34.083
‫آره

00:25:34.166 --> 00:25:36.625
‫خب ببخشید، یعنی الان...

00:25:36.708 --> 00:25:39.875
‫اون یکیِ مامانِ ایتن توی شهره؟

00:25:39.958 --> 00:25:41.041
‫اوهوم

00:25:41.125 --> 00:25:43.333
‫- می‌شناسیش؟
‫- آم، نه

00:25:43.416 --> 00:25:47.041
‫چند باری به همسرِ سابقِ آدام اشاره کردن

00:25:47.125 --> 00:25:48.375
از لحاظ روانی ثبات نداره

00:25:48.458 --> 00:25:50.250
‫یه دستور منع علیه‌ش گرفتن

00:25:50.333 --> 00:25:52.958
‫می‌دونی، هروقت بحثِ اون جریان می‌شد،
‫می‌پیجوندن

00:25:53.041 --> 00:25:55.875
‫و منم... خیلی پیگیر نشدم

00:25:56.916 --> 00:25:58.833
‫نمی‌دونستم شما دوتا اینقدر صمیمی بودین

00:25:58.916 --> 00:26:01.375
‫- اولش نه
‫- اوهوم

00:26:01.458 --> 00:26:03.541
‫هیچ‌کدوم‌مون با اون محیط سازگاری نداشتیم

00:26:03.625 --> 00:26:05.791
‫توی جایی مثل براداک،
‫باید توی یه دسته جا بگیری

00:26:05.875 --> 00:26:07.208
‫من پوستم تیره بود و اون فقیر

00:26:07.291 --> 00:26:09.458
‫- سفیدپوست بود ولی نه به اندازه کافی
‫- اوهوم

00:26:09.541 --> 00:26:12.125
‫اولین نسل دانشگاه‌رفته و هر دو در
‫تلاش برای اینکه بهتر از والدین‌تون باشین

00:26:12.208 --> 00:26:13.791
‫آره، می‌فهمم

00:26:13.875 --> 00:26:17.083
‫اینکه به این نقطه رسیدیم، خودش موفقیت بزرگیه

00:26:17.166 --> 00:26:19.000
‫ولی...

00:26:19.083 --> 00:26:21.708
‫به نظر هیچ‌وقت از این موفقیت لذتی نبرد

00:26:21.791 --> 00:26:23.500
‫هوم

00:26:23.583 --> 00:26:25.291
‫نه مثلِ تو

00:26:25.375 --> 00:26:28.166
‫آره، درسته. همین‌طوره

00:26:28.250 --> 00:26:30.708
‫نیازی نبود این همه راه بیای اینجا

00:26:30.791 --> 00:26:32.416
‫یه سبد پنیرِ موری کفایت می‌کرد

00:26:32.500 --> 00:26:34.500
‫نه بابا، ببین...

00:26:34.583 --> 00:26:36.125
‫در هر صورت باید میومدم

00:26:36.208 --> 00:26:38.083
‫تراس رو دارن بازسازی می‌کنن

00:26:38.166 --> 00:26:40.500
‫و آم...

00:26:40.583 --> 00:26:42.500
‫واقعاً ازت ممنونم

00:26:48.250 --> 00:26:50.083
‫حالت خوبه؟

00:26:53.375 --> 00:26:55.625
‫نمی‌دونم والا

00:26:55.708 --> 00:26:58.166
‫راستش نه

00:27:00.625 --> 00:27:02.291
‫- ببخشید
‫- ردیفه

00:27:03.416 --> 00:27:04.833
‫سلام

00:27:04.916 --> 00:27:06.458
‫باشه. الان میام

00:27:23.750 --> 00:27:26.000
‫خیلی‌خب. برو بریم

00:27:26.083 --> 00:27:28.250
‫نه، من نمیام

00:27:28.333 --> 00:27:30.541
‫- چی؟
‫- خودت برو

00:27:30.625 --> 00:27:32.625
‫فقط نذار حقت رو بخورن

00:27:34.291 --> 00:27:36.000
‫می‌دونی چیه؟ این‌جوری بهتره

00:27:36.083 --> 00:27:37.708
‫همون بهتر که توی ماشین بشینی

00:27:37.791 --> 00:27:39.541
‫به نفع‌مونه امروز با پلیسا درگیر نشی

00:27:39.625 --> 00:27:41.375
‫باشه

00:27:41.458 --> 00:27:43.166
‫زود برمی‌گردم

00:27:54.440 --> 00:27:58.000
‫طول تمام جراحات هشت سانتی‌متر بوده
‫به جز زخم روی گردن

00:27:58.083 --> 00:28:00.958
‫ظاهراً ضارب به زور چاقو رو کشیده بیرون

00:28:01.041 --> 00:28:02.208
‫زخمِ عمیق‌تریه

00:28:03.291 --> 00:28:04.750
‫چاقوی ساده و معمولی‌ایه

00:28:04.833 --> 00:28:07.208
‫از اونا که توی هر مغازه‌ای پیدا میشه،

00:28:07.291 --> 00:28:10.666
‫کنار پایپ و ویاگرای تقلبی

00:28:11.708 --> 00:28:14.625
‫تا حالا گیاه اپیمدیوم مصرف کردی؟

00:28:15.893 --> 00:28:16.458
‫بیا

00:28:17.500 --> 00:28:18.875
‫الان منظورت چیه؟

00:28:18.958 --> 00:28:22.166
‫منظورم اینه که از این چیزها توی شهر ریخته

00:28:22.250 --> 00:28:26.041
‫پس پسره خیلی راحت می‌تونسته
‫همچین چاقویی بخره

00:28:26.125 --> 00:28:27.125
‫بعد الان چاقو کجاست؟

00:28:27.208 --> 00:28:28.750
‫از شرش خلاص شده

00:28:29.916 --> 00:28:32.375
‫- چیه؟
‫- هوم

00:28:32.458 --> 00:28:34.291
‫حرفت رو بزن، بوون

00:28:34.375 --> 00:28:36.750
‫بیست دقیقه قبل از کشته شدن آدام،
‫دزدگیر از کار افتاده

00:28:36.833 --> 00:28:38.291
‫کلوئی گفته اصلاً فعالش نکرده بودن

00:28:38.375 --> 00:28:40.666
‫معمولاً آدما اینقدر راحت به پلیس دروغ نمیگن

00:28:40.750 --> 00:28:42.708
‫پس شاید دروغ نگفته

00:28:42.791 --> 00:28:44.750
‫- شاید آدام خودش دزدگیر رو فعال کرده
‫- صحیح. آره

00:28:44.833 --> 00:28:46.916
‫و پسره غیرفعالش کرده

00:28:47.000 --> 00:28:49.375
‫آدمای دیگه هم توی اون خونه رمز رو داشتن

00:29:20.916 --> 00:29:22.541
‫الان با مُرده فرقی نداره

00:29:27.291 --> 00:29:29.333
‫یادته چطوری بهت یاد دادم؟

00:29:32.911 --> 00:29:34.333
‫نیکول

00:29:34.752 --> 00:29:35.919
‫من خلاصش می‌کنم

00:29:38.666 --> 00:29:41.041
‫این‌جوری بهش لطف می‌کنیم

00:30:21.000 --> 00:30:23.083
‫بهش گفتم تمیز نگه‌ش داره

00:30:28.500 --> 00:30:31.458
‫حلقه‌ی قشنگیه. احتمالاً
‫هم‌قیمتِ ماشینِ منه

00:30:31.541 --> 00:30:34.125
‫- بیوه‌خانم اومد
‫- عه!

00:30:34.208 --> 00:30:37.375
‫باید با جفت‌تون صحبت کنم.
‫این رو توی آپارتمانم پیدا کردم

00:30:39.541 --> 00:30:41.541
‫فراداده‌ش رو در بیارین

00:30:41.625 --> 00:30:44.041
‫خانم، اینجا که اپل استور نیست

00:30:44.125 --> 00:30:45.125
‫مشخصه

00:30:46.041 --> 00:30:47.750
‫ولی گفتم شاید تیم فنی داشته باشین

00:30:47.833 --> 00:30:51.625
‫خانم تیلور، شاید شنیدنش براتون
‫سخت باشه ولی ما برای شما کار نمی‌کنیم

00:30:52.708 --> 00:30:55.666
‫اون فایل مستهجنی که به آدرس خونه‌م در
‫منهتن فرستاده بودن چی؟

00:30:55.750 --> 00:30:57.208
‫به جایی نرسیدین؟

00:30:57.291 --> 00:31:00.208
‫اثرانگشت پیدا کردیم ولی طرف شاهد داره
‫که اون شب جای دیگه بوده

00:31:00.291 --> 00:31:02.166
‫آره، تنفر از سیاست‌هاتون جرم نیست

00:31:02.250 --> 00:31:04.958
‫ولی خوشحال میشیم کمک‌تون کنیم
‫براش دستور منع بگیرین

00:31:05.690 --> 00:31:07.500
‫خب پس رسیدهای لیفت چی؟

00:31:07.583 --> 00:31:10.125
‫که رئیس و موکلِ شوهرتون تأیید کردن

00:31:10.208 --> 00:31:12.625
‫سفرهای کاری معمول بودن

00:31:12.708 --> 00:31:15.541
‫خیلی‌خب. من خودم متخصص
‫امنیت سایبری استخدام کردم

00:31:15.625 --> 00:31:17.875
‫- خب؟ خودم اقدام کردم
‫- ممنون از پیگیری‌تون

00:31:17.958 --> 00:31:22.916
‫ولی منشأ این خصومت از محلِ کار خودتونه

00:31:23.000 --> 00:31:25.791
‫و در حال حاضر ارتباطی با پرونده‌ی ما نداره

00:31:25.875 --> 00:31:27.291
‫چرا نداره؟

00:31:35.818 --> 00:31:37.267
‫[جلسه رسیدگی ایتن مکینتاش، نیم ساعت دیگه]

00:31:38.732 --> 00:31:39.958
‫ببینید، منم خودم مادرم

00:31:40.041 --> 00:31:43.458
‫و درکت می‌کنم و می‌فهمم
‫پسرت توی چه وضعیتیه

00:31:43.541 --> 00:31:46.166
‫ولی فعلاً بهتره خودمون
‫رو به جلسه رسیدگی برسونیم

00:31:46.250 --> 00:31:47.625
‫نیم ساعت دیگه شروع میشه

00:31:51.416 --> 00:31:52.666
‫تف توش

00:31:56.750 --> 00:31:57.791
‫این دیگه چه حرکتی بود؟

00:31:58.583 --> 00:32:00.708
‫بهش میگن حق‌به‌جانب بودن، رفیق

00:32:00.791 --> 00:32:02.666
‫چرا حلقه رو بهش پس ندادی؟

00:32:02.750 --> 00:32:05.375
‫یه بهونه داریم که دوباره بریم پیش‌شون

00:32:05.458 --> 00:32:06.791
‫بعید می‌دونم کلاه انتخاب خوبی باشه

00:32:06.875 --> 00:32:09.833
‫منم همین حس رو به سبیلت دارم

00:32:09.916 --> 00:32:11.375
‫فعلاً خانما!

00:32:16.458 --> 00:32:18.250
‫- سلام
‫- سلام

00:32:22.333 --> 00:32:24.625
‫خب ایتن، برنامه عوض شده

00:32:24.708 --> 00:32:26.166
‫جلسه زودتر برگزار میشه

00:32:26.250 --> 00:32:26.966
‫واسه چی؟

00:32:28.000 --> 00:32:31.500
‫گاهی همچین پرونده‌هایی
‫رو سریع‌تر پیش می‌برن

00:32:31.583 --> 00:32:33.416
‫دادگاه‌های کوچیک تجربه رسیدگی به

00:32:33.500 --> 00:32:35.041
‫پرونده‌هایی که اینقدر مورد
‫توجه قرار می‌گیرن رو ندارن

00:32:36.125 --> 00:32:38.125
‫ولی شاید به نفع‌مون باشه

00:32:39.375 --> 00:32:41.791
‫یعنی امیدواریم بتونیم
‫زودتر برت گردونیم خونه

00:32:41.875 --> 00:32:43.250
‫مامانم خبر داره؟

00:32:43.333 --> 00:32:46.541
‫آره. روال کار این‌جوریه:

00:32:46.625 --> 00:32:50.125
‫اول دادستان صحبت می‌کنه و بعد من

00:32:50.208 --> 00:32:52.833
‫این جلسه رسیدگی قبل از دادگاهه
‫و لازم نیست حرفی بزنی

00:32:52.916 --> 00:32:56.208
‫منم تمام مدت کنارتم، حله؟

00:32:59.708 --> 00:33:01.083
‫حالت چطوره؟

00:33:02.916 --> 00:33:04.791
‫نمی‌دونم

00:33:04.875 --> 00:33:06.791
‫گمونم فقط می‌ترسم

00:33:06.875 --> 00:33:10.375
‫خوبه. خیلی خوبـه.
‫قاضی هم باید این ترس رو ببینه.

00:33:12.708 --> 00:33:14.750
‫بهشون میگم که پدرت رو خیلی دوست داشتی

00:33:15.875 --> 00:33:18.208
‫و محال بوده بخوای بلایی سرش بیاری

00:33:18.291 --> 00:33:20.916
‫حقیقت رو بهشون میگیم

00:33:21.000 --> 00:33:22.916
‫الان میاییم

00:33:26.000 --> 00:33:28.875
‫از قصد اسلحه رو برده بودم مدرسه

00:33:28.958 --> 00:33:31.458
‫می‌خواستم از شرش خلاص بشم

00:33:31.541 --> 00:33:33.291
‫می‌ترسیدم توی خونه نگه‌ش دارم

00:33:33.375 --> 00:33:35.291
‫دست‌ها پشت سر، ایتن

00:33:45.708 --> 00:33:47.541
‫یا خدا!

00:33:47.625 --> 00:33:49.916
‫بالاخره اومد!

00:33:50.000 --> 00:33:51.750
‫- وای خدایا!
‫- ده امتیاز برای

00:33:51.833 --> 00:33:53.875
‫- زیر گرفتن این عوضی
‫- از سر راه برو کنار

00:33:53.958 --> 00:33:55.250
‫- شورش رو در آوردن
‫- و الان خودرویی رو می‌بینیم

00:33:55.333 --> 00:33:58.583
‫که احتمالا کلوئی تیلور داخلشه

00:34:00.333 --> 00:34:01.708
‫حالا چیکار کنیم؟

00:34:01.791 --> 00:34:05.250
‫سرت رو بنداز پایین. یه کلمه هم حرف نزن

00:34:05.333 --> 00:34:07.708
‫ایتن رو برمی‌گردونیم خونه

00:34:09.791 --> 00:34:11.916
‫- بسیارخب
‫- آهای! خانم تیلور!

00:34:12.000 --> 00:34:13.708
‫- خانم تیلور!
‫- یه سوالی ازتون داریم

00:34:13.791 --> 00:34:15.541
‫- شما اون زمان کجا بودین؟...
‫- کلوئی، صحبتی نداری؟

00:34:17.291 --> 00:34:20.500
‫بعید می‌دونیم امروز

00:34:20.583 --> 00:34:22.250
‫- اظهار نظری کنه
‫- نمی‌دونم چطور از پسشون برمیای

00:34:35.666 --> 00:34:37.833
‫آم، جلسه‌ی رسیدگی مکینتاش.
‫خیلی‌خب

00:34:48.500 --> 00:34:50.625
‫- باید از این طرف باشه
‫- آره، بیا بریم

00:34:50.708 --> 00:34:51.833
‫خیلی‌خب

00:35:02.666 --> 00:35:04.416
‫خودشه؟

00:35:28.875 --> 00:35:30.541
‫قیام کنید

00:35:30.625 --> 00:35:33.833
‫جلسه دادگاه از این لحظه شروع میشه.
‫خانم قاضی ادلمن ریاست جلسه رو به عهده دارن

00:35:33.916 --> 00:35:37.541
‫چه جمعیتی اومده! اونم توی این هوای شرجی!
‫بشینید

00:35:43.000 --> 00:35:45.125
‫اتهام وارده به متهم، ایتن مکینتاش

00:35:45.208 --> 00:35:48.205
‫قتل درجه دو هست

00:35:48.596 --> 00:35:51.833
‫موکل‌تون در این مرحله
‫چه دفاعی از خودش داره؟

00:35:51.916 --> 00:35:54.500
‫موکلم میگه بی‌گناهه، خانم قاضی

00:35:55.075 --> 00:35:57.032
‫آقای ویلیس، وثیقه پیشنهادی‌تون چقدره؟

00:35:57.057 --> 00:35:59.916
‫ممنون خانم قاضی ولی ما
‫با پرونده‌ی غیرمعمولی سر و کار داریم

00:36:00.000 --> 00:36:02.208
‫ایتن مکینتاش در انتظار صدور حکم دادگاه

00:36:02.291 --> 00:36:04.666
‫به اتهام قتل
‫وحشیانه‌ی پدرش، آدام مکینتاشـه

00:36:04.750 --> 00:36:07.291
‫شهرستان سافک توصیه می‌کنه
‫متهم بدون وثیقه در بازداشت بمونه

00:36:07.908 --> 00:36:08.750
‫خانم قاضی

00:36:08.833 --> 00:36:09.958
‫- ایتن مکینتاش قاتل نیست
‫- یعنی چی؟!

00:36:10.041 --> 00:36:11.625
‫اون یه پسرِ هفده ساله‌ی مهربون

00:36:11.708 --> 00:36:14.375
‫و حساسه که به تازگی پدرش رو از دست داده

00:36:14.458 --> 00:36:16.416
‫وکیل مدافع می‌تونه همچنان
‫از ویژگی‌های مثبتِ موکلش بگه

00:36:16.500 --> 00:36:20.250
‫اما این چیزی از مدرک‌هایی
‫که علیه‌ش داریم کم نمی‌کنه

00:36:20.333 --> 00:36:22.250
‫چون نه تنها نمی‌تونه ثابت کنه

00:36:22.333 --> 00:36:24.041
‫در زمان قتل آدام مکینتاش،
‫اونجا حضور نداشته

00:36:24.125 --> 00:36:27.458
‫بلکه دی‌ان‌ای‌اش هم زیر
‫اثرانگشت متعلق به مقتول پیدا شده

00:36:27.541 --> 00:36:28.541
‫خب پسرشه دیگه

00:36:28.625 --> 00:36:29.708
‫و روی کفش ایتن هم لکه‌ی خون بوده

00:36:29.791 --> 00:36:31.625
‫- خونِ ایتن بوده
‫- خانم وکیل

00:36:31.708 --> 00:36:33.083
‫نظم دادگاه رو بهم نزنید

00:36:33.166 --> 00:36:36.541
‫شواهد حتی نشون میده ایتن
‫دزدگیر رو غیرفعال کرده

00:36:36.625 --> 00:36:40.000
‫و بعد یه سناریوی دزدی برای ردگم‌کنی
‫راه انداخت

00:36:40.083 --> 00:36:43.875
‫وسایلی که گزارش داده بودن دزدیده
‫شدن، بعداً همش پیشِ خودش بوده

00:36:43.958 --> 00:36:45.208
‫عجیبه که دادستان

00:36:45.291 --> 00:36:48.666
‫اشاره نکرده آلت قتاله توی اون وسایل نبوده

00:36:48.750 --> 00:36:51.291
‫خانم قاضی، دادستان به وضوح سعی داره

00:36:51.375 --> 00:36:54.083
‫منو وادار کنه دفاعیاتم رو
‫زودتر از موعد، فاش کنم

00:36:54.166 --> 00:36:57.416
‫ایتن مکینتاش الان غمگین و وحشت‌زده‌ست

00:36:57.500 --> 00:36:59.083
‫الان هم به شدت ترسیده که

00:36:59.166 --> 00:37:01.250
‫باید تاوانی جرمی رو بده

00:37:01.333 --> 00:37:03.333
‫که مرتکب نشده.
‫از این وحشت داره

00:37:03.416 --> 00:37:06.625
‫که از نامادریش جداش کنن؛

00:37:06.708 --> 00:37:08.666
‫زنی بسیار محترم و شناخته‌شده در جامعه

00:37:08.750 --> 00:37:12.000
‫که از صمیم قلب دوستش داره
‫و از بچگی بزرگش کرده

00:37:12.083 --> 00:37:14.666
‫منظورشون همون زنیه که باعث شده

00:37:14.750 --> 00:37:17.541
‫ایتن از عواقبِ کارهاش فرار کنه.
‫جسارت نباشه

00:37:18.286 --> 00:37:19.708
‫این پسر همونیه که

00:37:19.791 --> 00:37:21.375
‫وقتی به جرم حملِ مقدارِ زیادی
‫ماری‌جوانا دستگیر شد،

00:37:21.458 --> 00:37:23.875
‫تونست به دوستش پول بده تا قضیه رو
‫لاپوشونی کنه

00:37:23.958 --> 00:37:26.541
‫پسری که وقتی اسلحه با خودش به مدرسه برد،

00:37:26.625 --> 00:37:28.250
‫پدر و مادرش با کمک مالی...

00:37:28.333 --> 00:37:30.375
‫سر و ته قضیه رو بهم آوردن.
‫پس از کجا معلوم که

00:37:30.458 --> 00:37:33.208
‫این پسر بعد از کشتن پدرش

00:37:34.291 --> 00:37:36.166
‫نتونه از عدالت فرار کنه؟

00:37:36.250 --> 00:37:37.666
‫ایتن مکینتاش بی‌گناهـه

00:37:37.750 --> 00:37:39.458
‫و اگه خانم قاضی نگرانی‌ای هم داشته باشن

00:37:39.541 --> 00:37:41.583
‫به راحتی میشه با پابند الکترونیک حلش کرد

00:37:43.500 --> 00:37:45.208
‫خانم قاضی، از خودتون بپرسین

00:37:45.291 --> 00:37:48.375
‫اگه این بچه سیاه‌پوست بود،

00:37:48.458 --> 00:37:50.208
‫امشب رو کجا باید می‌خوابید؟

00:37:53.810 --> 00:37:56.375
‫گمونم شما و خانم سندرز جوابش رو بدونید

00:38:03.958 --> 00:38:06.166
‫خانم وکیل، متوجه‌ام که
‫بازداشت شدن بدون قرار وثیقه

00:38:06.250 --> 00:38:08.500
‫عواقب سختی داره

00:38:09.583 --> 00:38:11.333
‫ولی از طرفی نمی‌خوام کار به جایی برسه که

00:38:11.416 --> 00:38:14.500
‫متهم رو آزاد کنیم و بعد بفهمیم

00:38:14.583 --> 00:38:17.250
‫با جت شخصی راهیِ
‫کوه‌های آلپ سوئیس شده

00:38:19.583 --> 00:38:22.666
‫بنابراین متهم بدون تعیین
‫قرار وثیقه در بازداشت می‌مونه

00:38:31.500 --> 00:38:33.000
‫- دست‌هات رو بیار پشت سرت
‫- عزیزم!

00:38:33.083 --> 00:38:34.250
‫دهنت رو ببند

00:38:34.333 --> 00:38:35.750
‫دهنت رو ببند

00:38:52.708 --> 00:38:54.500
‫- نذار این‌جوری ببیننت
‫- لعنتی

00:38:54.583 --> 00:38:56.000
‫نیکول، اینجا رو نگاه کن!

00:38:56.083 --> 00:38:58.125
‫اتفاقِ بدی افتاده؟
‫چرا اینقدر ناراحتی؟

00:38:58.208 --> 00:38:59.208
‫سوار شو

00:38:59.291 --> 00:39:00.291
‫اوضاع ایتن چطوره؟

00:39:00.375 --> 00:39:02.208
‫به نظرت چقدر احتمال داره آزاد بشه؟

00:39:02.291 --> 00:39:04.083
‫واقعاً اون مقصره؟

00:39:06.458 --> 00:39:09.333
‫وای خدایا!

00:39:11.541 --> 00:39:13.583
‫خیلی‌خب، می‌دونم ناراحتین...

00:39:13.666 --> 00:39:15.041
‫من همه‌چی رو گردن می‌گیرم

00:39:15.125 --> 00:39:16.625
‫- فکرشم نکن
‫- چی میگی واسه خودت؟ نه!

00:39:16.708 --> 00:39:19.041
‫- من کشتمش!
‫- این‌جوری اوضاع برای ایتن بدتر هم میشه

00:39:19.125 --> 00:39:21.500
‫کارآگاه‌ها رد گوشیت رو
‫زدن و می‌دونن کلِ شب حادثه

00:39:21.583 --> 00:39:23.041
‫توی اوهایو بودی. حالا گوش کنین

00:39:23.125 --> 00:39:25.375
‫یه رستوران ته خیابون
‫هست که سایه‌بون آبی داره

00:39:25.458 --> 00:39:28.375
‫اونجا منتظرم باشین تا درباره‌ی
‫اقدامات بعدی صحبت کنیم، باشه؟

00:39:28.458 --> 00:39:29.583
‫باشه

00:39:29.666 --> 00:39:31.708
‫- اونجا می‌بینیمت
‫- باشه

00:39:33.752 --> 00:39:35.665
‫- انگاری یه کابوسـه
‫- کمربندت رو ببند تا بریم

00:39:35.690 --> 00:39:36.791
‫وای خدای من!

00:39:39.250 --> 00:39:41.166
‫ببخشید، میشه لطفاً حرکت کنین؟

00:39:41.250 --> 00:39:44.166
‫چطوری توی این وضعیت لبخند می‌زنی؟

00:39:44.250 --> 00:39:45.833
‫- برین عقب
‫- ای وای!

00:39:47.041 --> 00:39:49.291
‫خب انتظار همچین نتیجه‌ای رو نداشتم

00:39:49.375 --> 00:39:51.541
‫ایتن آدام رو نکشته

00:39:51.625 --> 00:39:53.541
‫حکمِ جلسه امروز هم ثابت
‫نمی‌کنه که اون مقصر بوده

00:39:53.625 --> 00:39:54.708
‫ولی...

00:39:55.833 --> 00:39:57.416
‫ولی این فقط شروعِ

00:39:57.500 --> 00:40:00.083
‫یه پروسه‌ی طولانی و پیچیده‌ست

00:40:00.166 --> 00:40:01.625
‫گاهی اوقات رسیدگی به این پرونده‌ها
‫به تعویق میفته

00:40:01.708 --> 00:40:04.791
‫یه بار، دو بار یا حتی سه بار
‫به تاریخِ دیگه‌ای موکول میشن

00:40:04.875 --> 00:40:07.291
‫آره ولی ایتن این حق رو نداره که
‫دادگاهش سریع برگزار بشه؟

00:40:07.375 --> 00:40:10.541
‫دادگاه‌های شهرستان سر تعیین تاریخ
‫کلی معطل می‌کنن

00:40:10.625 --> 00:40:12.791
‫مخصوصاً وقتی نابغه‌ای مثل اون زنیکه
‫مسئول پرونده باشه

00:40:12.875 --> 00:40:14.791
‫قضیه‌ی دستمال‌ها چی بود؟

00:40:14.875 --> 00:40:17.333
‫این وقفه به نفع‌مونه. باید
‫از این زمان استفاده کنیم

00:40:17.416 --> 00:40:19.791
‫- تا فرضیه‌های دیگه‌ای مطرح کنیم
‫- باشه، اون ماجرای سرقتی که

00:40:19.875 --> 00:40:21.583
‫دادستان گفت رو چیکار کنیم؟

00:40:21.666 --> 00:40:22.666
‫به نظر نمی‌رسید قانع شده باشه

00:40:22.750 --> 00:40:25.125
‫آخه حق داره

00:40:25.208 --> 00:40:26.375
‫نگاه کنین

00:40:28.041 --> 00:40:30.041
‫مشخصه که اتاق یکم بهم ریخته

00:40:30.125 --> 00:40:32.250
‫کشوها باز شده، کاغذها پخشِ زمین شدن
‫و این داستانا...

00:40:32.333 --> 00:40:34.291
‫ولی پنجره از بیرون شکسته...

00:40:34.375 --> 00:40:36.250
‫آیس ماچای ارگانیک

00:40:36.333 --> 00:40:38.708
‫- ممنون
‫- مرسی

00:40:38.791 --> 00:40:42.791
‫ولی همونطور که اینجا مشخصه
‫شیشه از بیرون شکسته شده

00:40:42.875 --> 00:40:45.291
‫اونم بعد از اینکه اتاق بهم ریخته شده

00:40:45.375 --> 00:40:47.416
‫پس دادستان می‌خواست بگه که

00:40:47.500 --> 00:40:49.833
‫در واقع هیچ سرقتی اتفاق نیفتاده

00:40:50.875 --> 00:40:52.875
‫- ساختگی بوده
‫- هر کسی که آدام رو کشته

00:40:52.958 --> 00:40:55.500
‫فقط می‌خواسته اون رو دزدی جلوه بده

00:40:55.583 --> 00:40:57.625
‫وای خدایا! وای خدایا!

00:40:57.708 --> 00:40:59.875
‫خب حالا همه‌ی این حرفا به کنار.
‫اون وظیفه‌ی خودش رو داره

00:40:59.958 --> 00:41:02.541
‫و وظیفه‌ی ما اینه که ثابت کنیم

00:41:02.625 --> 00:41:06.000
‫کارِ ایتن نبوده. خب؟

00:41:07.500 --> 00:41:09.583
‫خب دیگه کی رمزِ دزدگیر رو داره؟

00:41:11.375 --> 00:41:13.833
‫نمی‌دونم. ازش استفاده نمی‌کنیم.
‫اصلاً فعالش نمی‌کنیم.

00:41:13.916 --> 00:41:15.708
‫واضحاً آدام فعالش کرده

00:41:15.791 --> 00:41:17.750
‫و به نظر نمیاد ایتن بی‌خبر بوده باشه

00:41:18.708 --> 00:41:20.916
‫نمی... نمی‌دونم...

00:41:21.000 --> 00:41:22.625
‫خدمتکار... خدمتکارمون بلده

00:41:22.708 --> 00:41:24.708
‫خدمتکار دیگه توی لیست مظنونین نیست

00:41:25.708 --> 00:41:27.708
‫خب کی می‌تونیم ایتن رو ببینیم؟

00:41:31.333 --> 00:41:33.666
‫در بازه‌ی ساعت ملاقات،

00:41:33.750 --> 00:41:36.916
‫قیم قانونی ایتن می‌تونه بره دیدنش

00:41:39.291 --> 00:41:42.375
‫پس یعنی من نمی‌تونم ببینمش

00:41:42.458 --> 00:41:44.000
‫فعلاً نه

00:41:44.083 --> 00:41:45.500
‫می‌دونم ناراحت‌کننده‌ست...

00:41:45.583 --> 00:41:47.416
‫معلومه که ناراحتم
‫چون پسرم گوشه زندونه

00:41:47.500 --> 00:41:48.833
‫- متوجه‌ام
‫- ولی تو...

00:41:48.916 --> 00:41:51.375
‫هر کاری از دستت بربیاد می‌کنی
‫تا یه راه ملاقات براش جور کنی؟

00:41:51.458 --> 00:41:52.833
‫بله، البته

00:41:52.916 --> 00:41:54.458
‫چون ایتن بهش نیاز داره

00:41:54.541 --> 00:41:56.500
‫متوجه‌ام

00:42:02.083 --> 00:42:03.583
‫باید باهاتون روراست باشم

00:42:03.666 --> 00:42:07.125
‫کلوئی، تو در ظاهرِ آدمِ بی‌نقصی هستی

00:42:07.208 --> 00:42:10.750
‫حتی دوست خوبت جیک که از
‫همه‌چی خبر داره هم اینو باور کرده

00:42:10.833 --> 00:42:13.250
‫ولی همه‌ی خانواده‌ها پیچیدگی‌ها،

00:42:13.333 --> 00:42:16.958
‫رازها و خاطرات تلخِ خودشون رو دارن

00:42:17.041 --> 00:42:19.125
‫چی باعث شد ایتن با تو زندگی کنه؟

00:42:20.583 --> 00:42:23.083
‫جریان این دستور منع چیه؟

00:42:23.166 --> 00:42:25.541
‫شاید ترجیح بدین این مسائل دیگه مطرح نشن

00:42:25.625 --> 00:42:27.625
‫ولی هر اختلافی هم که بین‌تون بوده باشه،

00:42:27.708 --> 00:42:29.958
‫مشخصه اون پسر رو دوست دارین

00:42:31.000 --> 00:42:32.583
‫می‌خواین برگرده خونه؟

00:42:34.708 --> 00:42:36.625
‫پس همه‌چی رو بهم بگین

00:42:38.755 --> 00:42:46.755
‫ترجمه از: سـحـر و امیر ستارزاده
‫H1tmaN &amp; Sahar_frb

00:42:55.541 --> 00:42:56.708
‫ای بابا

00:43:47.666 --> 00:43:50.083
‫شوینده‌هات کجان؟

00:43:53.166 --> 00:43:55.166
‫من که تحملش رو ندارم

00:43:57.375 --> 00:43:59.375
‫میرم بدوم

00:44:32.416 --> 00:44:33.916
می‌تونی همراه‌مون بیای

00:44:34.000 --> 00:44:36.333
یه دورهمی خانوادگی میشه

00:44:36.416 --> 00:44:38.166
‫ترجیح میدم سرم رو بکنم توی مخلوط‌کن!

00:44:40.208 --> 00:44:41.750
‫شاید...

00:44:41.833 --> 00:44:44.875
‫شاید دفعه بعد نیکول رو بذارم خونه

00:44:47.583 --> 00:44:49.083
‫می‌دونی، نیکول...

00:44:49.166 --> 00:44:51.000
‫عمداً این کار رو می‌کنه

00:44:52.416 --> 00:44:54.416
‫خیلی خودخواهـه

00:44:54.500 --> 00:44:57.416
‫حرف تو گوشش نمیره،
‫هیچی یاد نمی‌گیره

00:44:57.500 --> 00:44:59.833
‫عقلش سر جاش نیست

00:45:01.500 --> 00:45:03.833
‫خودش خوب می‌دونه

00:45:03.916 --> 00:45:05.000
‫یعنی

00:45:05.083 --> 00:45:07.250
‫می‌خواد بهت بفهمونه خودش در جریانه؛

00:45:08.958 --> 00:45:11.458
‫با رفتارهای آزاردهنده‌ش

00:45:11.541 --> 00:45:15.375
‫توی بچگیش هم همین بود

00:45:15.458 --> 00:45:17.416
‫بالاخره ذاتِ واقعی‌شون رو نشون میدن

00:45:45.815 --> 00:45:55.815
« برتر موویز – مرجع دانلود فیلم و سریال » [ bartarmoviz ]

00:46:38.708 --> 00:46:40.083
‫آهای!

00:46:41.166 --> 00:46:45.250
‫- سلام. تو اینجا چیکار می‌کنی؟
‫- چه زری پیشِ میشل سندرز زدی؟

00:46:45.333 --> 00:46:46.625
‫چی؟

00:46:46.708 --> 00:46:50.916
‫راجع به ما و ایتن چی بهش گفتی؟

00:46:51.000 --> 00:46:53.291
‫گفتم پسرِ خوبیه

00:46:53.375 --> 00:46:55.208
‫گفتم خانواده خوشبختی هستین

00:46:55.291 --> 00:46:56.583
‫و اینکه گذشته‌ی پیچیده‌ای دارین

00:46:56.666 --> 00:46:58.208
‫همین. خودشم همه رو می‌دونست

00:46:58.291 --> 00:47:00.083
دستور منع چی؟

00:47:01.958 --> 00:47:05.625
‫کلوئی، اینو دیگه همه خبر دارن. بالاخره
‫می‌فهمه البته اگه تا الان ندیده باشه

00:47:05.708 --> 00:47:08.083
‫دیگه چی راجع به ما بهش گفتی؟

00:47:10.166 --> 00:47:11.375
‫هیچی

00:47:14.125 --> 00:47:15.583
‫به نفعته دهنت رو ببندی

00:47:15.666 --> 00:47:17.166
‫باشه

00:47:17.250 --> 00:47:18.833
‫دهنت وامونده‌ت رو ببند

00:47:18.916 --> 00:47:21.750
‫باشه. ببخشید

00:47:31.833 --> 00:47:34.250
‫میشه یه لیوان آب بهم بدی؟

00:47:34.333 --> 00:47:36.250
‫آره

00:47:36.333 --> 00:47:38.250
‫آره. حتماً

00:48:10.333 --> 00:48:12.333
‫دلم برات تنگ شده بود

00:48:28.719 --> 00:48:38.719
« برتر موویز – مرجع دانلود فیلم و سریال » [ bartarmoviz ]