﻿WEBVTT

00:11:20.990 --> 00:11:24.000 line:20%
‫هویی‌جیه.
‫از جایی که قبلا گفتم ادامه می‌دم.
‫من مدت خیلی زیادی رو دویدم. در انتها به یک دهکده رسیدم.
‫اون موقع خیلی به جزئیات اهمیت نمی‌دادم. فقط می‌خواستم جایی مخفی شم.
‫انتظار نداشتم واقعا جایی رو برای زندگی پیدا کنم.
‫و فکر می‌کنم اون زوج کهن سال من رو جای دخترشون می‌دونستن. چون که بچه‌هاشون
‫احتمالا خیلی وقت پیش در جنگ‌های بی‌شمار اورسوس کشته شده بودن.
‫اونا حتی رازم رو پیش خودشون نگه داشتن.
‫مطمئنم که می‌تونستم کل عمرم رو صرف جبران این مهربونی کنم.
‫افسوس که هیچوقت نکردم.

00:00:01.480 --> 00:00:04.190
‫بیدار شو... بیدار شو...

00:00:05.710 --> 00:00:07.630
‫هنوز به هوشی، درسته؟

00:00:09.060 --> 00:00:11.130
‫خیالم راحت شد. چشماتو باز کردی.

00:00:12.630 --> 00:00:14.580
‫می‌تونی صحبت کنی؟

00:00:15.180 --> 00:00:17.410
‫می‌دونی کی هستی؟

00:00:17.410 --> 00:00:19.630
‫اسمت چیه؟

00:00:19.950 --> 00:00:23.550
‫‏‫‏‫چرا داری اسلحه‌ی دابلیو رو حمل می‌کنی؟‬‬

00:00:23.550 --> 00:00:26.600
‫‏‫‏‫ببین، اون متعلق به یار کشته شده‌ی ماست.

00:00:26.600 --> 00:00:27.890
‫می‌تونی بذاری بمونه؟

00:00:27.890 --> 00:00:28.430
‫اگه بذاریش-

00:00:28.430 --> 00:00:29.270
‫دروغگو.

00:00:29.580 --> 00:00:31.650
‫دنبال فرصتی تا بهت پشت کنم.

00:00:32.140 --> 00:00:33.990
‫جواب بدی نبود.

00:00:34.550 --> 00:00:38.290
‫‏‫‏‫خیلی خب. اجازه میدم به جوخه‌ی ما ملحق شی.

00:00:38.290 --> 00:00:39.050
‫‏‫‏‫وایسا، هودرر!‬‬

00:00:39.050 --> 00:00:42.700
‫طبق رسم خودمون، یک فرصت بهش می‌دیم.

00:00:42.980 --> 00:00:45.280
‫‏‫‏‫دنبالم بیا، سارکاز بی‌نام.‬‬

00:00:45.280 --> 00:00:50.040
‫متوجهی که به دست گرفتن اسلحه‌ی مردگان چه مفهومی داره؟

00:00:50.340 --> 00:00:51.230
‫‏‫‏‫البته.‬‬

00:00:51.230 --> 00:00:51.920
‫‏‫‏‫خوبه.‬‬

00:00:52.530 --> 00:00:53.750
‫‏‫‏‫از الان به بعد، تو...

00:00:54.440 --> 00:00:56.050
‫«دابلیو» هستی.

00:00:56.630 --> 00:01:02.000
« برتر موویز – مرجع دانلود فیلم و سریال » [ bartarmoviz ]

00:01:02.030 --> 00:01:10.000
« برتر موویز – مرجع دانلود فیلم و سریال » [ bartarmoviz ]

00:00:56.630 --> 00:01:04.480 line:20%
باشد برای تمام جانان، محلی برای آرامیدن و خوابی ابدی

00:01:12.970 --> 00:01:16.790
آن گل کوچکی که پایمال کردی

00:01:17.170 --> 00:01:21.750
آیا شکست قلب تو را؟

00:01:22.320 --> 00:01:28.150
آیا به راستی به درد آورد تو را؟

00:01:29.410 --> 00:01:32.510
نه محلی که شدیم زاده

00:01:33.510 --> 00:01:36.700
نه محلی که می‌شویم غبار

00:01:37.470 --> 00:01:41.860
پس چیست که می‌توانیم انتخاب کنیم؟

00:01:43.470 --> 00:01:45.640
هر چه می‌بینی

00:01:45.640 --> 00:01:47.730
آنچه هست که می‌بینم

00:01:47.730 --> 00:01:51.690
وجودم آتش گرفته

00:01:51.870 --> 00:01:56.040
نور دوره از ما

00:01:56.040 --> 00:01:57.910
آیا نمی‌بینی؟

00:01:57.910 --> 00:02:00.050
چه دردناکه

00:02:00.050 --> 00:02:02.110
رها کردیم

00:02:02.110 --> 00:02:04.250
خطا کردیم

00:02:04.250 --> 00:02:06.300
رنجیدیم

00:02:06.300 --> 00:02:08.390
و رنجاندیم

00:02:08.390 --> 00:02:10.650
پایان این روز‌ها

00:02:10.650 --> 00:02:14.520
خواهشا، خواهشا

00:02:14.520 --> 00:02:18.390
بده ندای پایان را

00:02:26.030 --> 00:02:28.000
Hatori :ترجمه

00:02:21.980 --> 00:02:26.000
آرکنایتز
برخاستن از اخگر

00:02:28.320 --> 00:02:29.180
‫‏‫‏‫اون چیه؟‬‬

00:02:29.520 --> 00:02:31.580
‫لیست پاداش برای کشتن.

00:02:31.580 --> 00:02:33.100
‫‏‫‏‫اسم تو هم روش نوشته شده.

00:02:33.100 --> 00:02:36.570
‫‏‫‏‫«دابلیو؛ قدیمیه کارش...»

00:02:36.570 --> 00:02:37.900
‫«کارش ساخته شد.»

00:02:38.250 --> 00:02:40.520
‫«جدیده پاداشش بیشتره.»

00:02:40.820 --> 00:02:42.710
‫‏‫‏‫آب‌نبات یک رمز برای پوله.

00:02:42.710 --> 00:02:46.820
‫روی جون ما این شکلی قیمت می‌ذارن؟

00:02:46.820 --> 00:02:49.170
‫هر چه بیشتر اسم در کنی، قیمتت هم بیشتر میشه.

00:02:49.170 --> 00:02:53.390
‫میدون نبرد به ما ارزش میده و راه زنده موندن رو نشونمون میده.

00:02:53.390 --> 00:02:54.580
‫چه شاعرانه.

00:02:54.580 --> 00:02:56.220
‫‏‫‏‫این یکی رو می‌شناختی؟

00:02:56.220 --> 00:03:00.000
‫‏‫‏‫آره، گاهی هم مجبوری به این شکل یه آشنا رو سر به نیست کنی.

00:03:00.630 --> 00:03:03.760
‫بالا رفتن تعداد آب‌نبات‌ها عاقبت همچین کاریه.

00:03:03.760 --> 00:03:06.750
‫‏‫‏‫هی، بین من و قدیمیه کدوممون قوی‌تره؟

00:03:06.750 --> 00:03:07.430
‫‏‫‏‫چی؟‬‬

00:03:08.630 --> 00:03:11.280
‫بهت خوش می‌گذره... توی جنگ؟

00:03:11.280 --> 00:03:11.890
‫‏‫‏‫آره.‬‬

00:03:12.690 --> 00:03:15.100
‫‏‫‏‫اون شبیه به دابلیوی قدیمیه.

00:03:15.100 --> 00:03:17.280
‫این تعریف کمی نیست.

00:03:17.280 --> 00:03:18.900
‫‏‫‏‫واقعا خوب کارشو انجام میده.

00:03:18.900 --> 00:03:21.560
‫‏‫‏‫اما من ازش پرستاری نمی‌کنم.

00:03:21.560 --> 00:03:23.190
‫نمی‌تونی بهش اعتماد کنی؟

00:03:23.550 --> 00:03:25.750
‫توی دلش هیچی وجود نداره.

00:03:25.750 --> 00:03:28.040
‫‏‫‏‫نه وقتی که دروغ میگه؛ نه وقتی که می‌کشه.

00:03:28.040 --> 00:03:28.990
‫به عنوان یه مزدور-

00:03:28.990 --> 00:03:30.270
‫‏‫‏‫بیش از حد شایستگی داره؟

00:03:30.780 --> 00:03:34.580
‫این که ماموریت بزرگی داریم، دلیل مضاعفه که ازش استفاده نکنیم.

00:03:34.580 --> 00:03:38.340
‫من از هر چیزی که دم دستم باشه استفاده می‌کنم. صرفا همین.

00:03:38.340 --> 00:03:40.170
‫‏‫‏‫ما مزدورها خانه‌ی نداریم که بهش برگردیم.

00:03:40.480 --> 00:03:44.800
‫باید از هر چیزی استفاده کنیم تا منزلت و خونه‌ی خودمون رو به دست بیاریم.

00:03:45.080 --> 00:03:47.630
‫یکم آروم‌تر نمیشی؟ سایه‌ات داره متزلزل میشه.

00:03:47.630 --> 00:03:49.660
‫‏‫‏‫فقط به خاطر سوسو زدن نور آتیشه.

00:03:49.660 --> 00:03:52.680
‫شما سارکاز‌ها همش بلدین خودتون رو گول بزنید.

00:03:53.660 --> 00:03:54.710
‫خیلی خب.

00:03:54.710 --> 00:03:56.890
‫حالا مشتریمون کیه؟

00:03:56.890 --> 00:03:58.340
‫‏‫‏‫نمی‌تونم بگم.

00:03:58.340 --> 00:04:01.220
‫چطوره یکم به یارهات اعتماد کنی؟

00:04:01.220 --> 00:04:03.830
‫فهمیدنش مسئولیت سنگینی داره.

00:04:03.830 --> 00:04:04.570
‫‏‫‏‫هودرر...

00:04:04.570 --> 00:04:07.080
‫‏‫‏‫سعی نکن همه چیز رو تنهایی به دوش بکشی.

00:04:07.080 --> 00:04:09.250
‫‏‫‏‫در نهایت، همه مثل هم مزدوریم.

00:04:09.250 --> 00:04:10.430
‫حواسمو جمع می‌کنم.

00:04:10.430 --> 00:04:11.400
‫واقعا میگم.

00:04:11.400 --> 00:04:12.480
‫ خب؟

00:04:13.170 --> 00:04:14.120
‫مشتریمون...

00:04:14.120 --> 00:04:15.240
‫«بابل».

00:04:15.240 --> 00:04:16.660
‫چیه؟ یه شرکت؟

00:04:16.660 --> 00:04:17.880
‫‏‫‏‫کی می‌دونه.‬‬

00:04:17.880 --> 00:04:21.230
‫که اینطور. پس به تو هم اونقدرا اعتماد نداره.

00:04:21.820 --> 00:04:23.010
‫اعتماد؟

00:04:23.010 --> 00:04:26.600
‫بدون که منم از اولش به تو اعتماد نکردم.

00:04:29.130 --> 00:04:31.780
‫آب‌نبات‌های روی سر هودرر چشمت رو گرفتن، درسته؟

00:04:31.780 --> 00:04:32.640
‫‏‫‏‫شاید.‬‬

00:04:32.640 --> 00:04:35.890
‫‏‫‏‫ولی سرش هنوز از تنش جدا نشده. نظرت عوض شد؟

00:04:35.890 --> 00:04:37.020
‫معلوم نیست.

00:04:37.020 --> 00:04:38.520
‫پس چیزی هست که دنبالشی.

00:04:38.520 --> 00:04:40.580
‫‏‫‏‫نه، احتمالا مادی نیست.

00:04:40.580 --> 00:04:41.730
‫تمومش کن.

00:04:41.730 --> 00:04:42.810
‫لرزیدی.

00:04:43.210 --> 00:04:44.900
‫فکر نمی‌کردم تا این حد رو راست باشی.

00:04:44.900 --> 00:04:47.900
‫به تو مربوط نیست. بذار به حال خودم-

00:04:49.160 --> 00:04:50.280
‫اونا مال بابل هستن؟

00:04:50.280 --> 00:04:52.110
‫چقدر پولدارن.

00:04:52.110 --> 00:04:54.990
‫‏اکثر کاروان رد گم کنی هستن. تیم اصلی هم باهاشون نیست.

00:04:54.990 --> 00:04:56.830
‫پس ما هم طعمه‌ایم؟

00:04:56.830 --> 00:04:58.240
‫بسته به شرایط.

00:04:59.600 --> 00:05:01.490
‫‏‫‏‫ماموریت ما محافظت از کاروانه!‬‬

00:05:01.490 --> 00:05:03.420
‫تا رسیدن به مقصد سه روز مونده!

00:05:03.420 --> 00:05:06.920
‫اگه کسی مدرک شناسایی نداشت، بکشیدش! نیازی به اخطار نیست!

00:05:06.920 --> 00:05:08.500
‫تمام! برید سر موقعیتتون!

00:05:08.500 --> 00:05:09.380
‫چه سختگیرانه.

00:05:09.850 --> 00:05:11.680
‫‏‫‏‫کی قراره به ما حمله کنه؟‬‬

00:05:12.340 --> 00:05:13.290
‫‏‫‏‫ترسیدی.

00:05:13.290 --> 00:05:14.470
‫هه، عمرا.

00:05:14.920 --> 00:05:16.600
‫‏‫‏‫من جدا از شما می‌افتم.

00:05:16.600 --> 00:05:19.390
‫جفتتون، با جدیت ماموریت رو انجام بدین.

00:05:19.390 --> 00:05:21.800
‫اینس. این خلاف قرارداده. تمومش کن.

00:05:21.800 --> 00:05:23.150
‫داخل بارشون...

00:05:23.150 --> 00:05:23.840
‫اون...

00:05:23.840 --> 00:05:24.610
‫‏‫‏‫اینس.‬‬

00:05:24.610 --> 00:05:26.230
‫‏‫‏‫چطور بگم...‬‬

00:05:28.070 --> 00:05:29.190
‫‏وضع ارتباطات؟

00:05:29.190 --> 00:05:31.170
‫فایده نداره. پارازیت انداختن.

00:05:31.170 --> 00:05:33.980
‫به نظر میاد که فقط ما زنده موندیم.

00:05:33.980 --> 00:05:37.980
‫خب، به لطفش انگار دست دشمن به کاروان اصلی نرسیده.

00:05:37.980 --> 00:05:40.790
‫گمونم بیشتر از این نتونستن اطلاعات به دست بیارن.

00:05:41.190 --> 00:05:43.710
‫‏‫‏‫باید به تیم هودرر ملحق شیم.

00:05:44.020 --> 00:05:47.630
‫دشمن مزدورای معمولی نبودن. احتمالا از کازدل هستن.

00:05:47.630 --> 00:05:49.550
‫اون... یکم زیادی ازش استفاده نمی‌کنی؟

00:05:49.820 --> 00:05:51.040
‫خب که چی؟

00:05:51.040 --> 00:05:54.260
‫با این وضع، در هر صورت کارمون تمومه.

00:05:54.570 --> 00:05:55.490
‫‏‫‏‫انتخاب کنید.

00:05:55.490 --> 00:05:58.600
‫‏‫‏‫موقعیت کاروان اصلی یا سر هودرر.‬‬

00:05:58.990 --> 00:06:02.020
‫‏‫‏‫هر کدوم از اونا رو که بدین، بهترین صحنه رو برای درخششتون آماده می‌کنیم.

00:06:02.020 --> 00:06:03.650
‫چه بزرگوار.

00:06:03.650 --> 00:06:05.780
‫هر چه ابزار بیشتری داشته باشیم، بهتره.

00:06:05.780 --> 00:06:06.610
‫‏‫‏‫ابزار؟‬‬

00:06:06.610 --> 00:06:08.570
‫‏‫‏‫منظورت وسیله یک بار مصرف نیست؟

00:06:09.120 --> 00:06:10.650
‫نخواستیم!

00:06:11.100 --> 00:06:12.150
‫‏‫‏‫نذارین فرار کنن!

00:06:13.190 --> 00:06:14.740
‫‏‫‏‫اینس!‬‬

00:06:17.240 --> 00:06:19.680
‫چه احمقایی. بزن.

00:06:34.640 --> 00:06:36.930
‫‏‫‏‫نیازی نیست اینقدر تشریفات به خرج بدی.

00:06:36.930 --> 00:06:39.670
‫‏‫‏‫داخل سفینه رو جزو کازدل به حساب نیار.

00:06:39.670 --> 00:06:41.010
‫والا... حضرت.

00:06:41.010 --> 00:06:44.390
‫خب، بفرما بشین تا صحبت کنیم، هودرر.

00:06:44.390 --> 00:06:46.530
‫‏‫‏‫دلم براش می‌سوزه.‬‬

00:06:46.530 --> 00:06:49.400
‫توی اون اتاق پر از هیولاست.

00:06:50.010 --> 00:06:54.110
‫کی فکرشو می‌کرد مشتریمون از افراد دخیل در جدال بر سر تاج و تخت کازدل باشه؟

00:06:54.650 --> 00:06:57.160
‫‏‫‏‫والاحضرت ترزا و سازمان خصوصیش.‬‬

00:06:57.160 --> 00:07:02.860
‫‏‫‏‫خب؟ وقتی داشتیم قطعات پایگاه در حال ساختشون رو می‌بردیم، گروه مقابل برامون کمین کرد؟

00:07:02.860 --> 00:07:04.160
‫اینجا اصلا چیه؟

00:07:04.160 --> 00:07:07.880
‫یک سفینه‌ی معمولی نیست. تا حالا سازه‌ای به این شکل ندیده بودم.

00:07:07.880 --> 00:07:10.420
‫‏‫‏‫هوم... البته که درب و داغونه.

00:07:10.420 --> 00:07:12.720
‫‏‫‏‫خب، فرقی که به حال ما... نداره.

00:07:12.720 --> 00:07:14.720
‫آهای، بیخیال شو.

00:07:14.720 --> 00:07:17.940
‫‏‫‏‫هه، حداقل باید یه راه فرار پیدا کنم.

00:07:22.550 --> 00:07:24.850
‫پس چشماتو باز کردی. خیالم راحت شد.

00:07:25.730 --> 00:07:29.570
‫این که تلفات از حد انتظار بیشتر شد، مسئولیتش با منه.

00:07:29.570 --> 00:07:30.480
‫‏‫‏‫عذرخواهی می‌کنم.‬‬

00:07:31.540 --> 00:07:35.240
‫‏‫‏‫اما ماموریت موفقیت‌آمیز بود. شما مزدورهای بی‌نظیری هستین.

00:07:35.590 --> 00:07:37.950
‫امیدوارم از این به بعد هم قواتون رو به ما قرض بدین.

00:07:37.950 --> 00:07:39.910
‫‏‫‏‫فعلا روی بهبودی تمرکز کنید.

00:07:40.450 --> 00:07:42.240
‫پس، تا دیداری دوباره.

00:07:44.920 --> 00:07:46.620
‫چه ترسناک.

00:07:48.750 --> 00:07:51.880
‫ای بابا، اگه بریم در‌های جدید بگیریم خیلی سریع‌تر تموم میشه!

00:07:51.880 --> 00:07:55.870
‫‏‫‏‫اما ما زخمی‌های زیادی داریم. نه نیروی انسانی داریم و نه بودجه-

00:07:55.210 --> 00:07:57.790 line:20%
‫‏‫‏‫پس سه روز وقت بده! سه روز! کل سیستم رو دوباره سر هم می‌کنم!‬‬

00:07:57.790 --> 00:07:58.590
‫‏‫‏‫می‌تونی؟

00:07:58.590 --> 00:08:00.010
‫‏‫‏‫می‌تونم! باید بتونم!

00:08:00.310 --> 00:08:04.240
‫اگه بلد نبودم از چیزی استفاده کنم با چیزی که بلدیم باهاش کار کنیم تعویضش می‌کنم! خیلی هم ساده!

00:08:04.240 --> 00:08:06.020
‫درسته. می‌سپارمش به خودت.

00:08:06.020 --> 00:08:08.440
‫دریافت شد!

00:08:09.060 --> 00:08:12.020
‫‏‫‏‫تو... دابلیو بودی، درسته؟

00:08:12.610 --> 00:08:14.230
‫‏‫‏‫والا... حضرت.

00:08:14.530 --> 00:08:16.550
‫همون ترزا کافیه.

00:08:16.550 --> 00:08:18.950
‫‏‫‏‫والاحضرت... ترزا؟‬‬

00:08:19.750 --> 00:08:22.850
‫‏‫‏‫ام... ممنون که نجاتمون دادین.‬‬

00:08:22.850 --> 00:08:24.390
‫‏‫‏‫نگران بودم.‬‬

00:08:24.390 --> 00:08:26.040
‫خیالم راحت شد که چشماتو باز کردی.

00:08:26.040 --> 00:08:29.140
‫ساخت سفینه خوب پیش نمیره؟

00:08:29.140 --> 00:08:31.000
‫خیر، کمی متفاوته.

00:08:31.610 --> 00:08:34.350
‫این سفینه از ابتدا زیر زمین دفن بوده.

00:08:34.350 --> 00:08:37.800
‫ما تمام قطعاتش رو حفاری کردیم و در حال تعمیرش هستیم.

00:08:38.810 --> 00:08:40.590
‫«رودس آیلند».

00:08:40.590 --> 00:08:43.720
‫این چیزی بود که بین مدارکش پیدا کردیم. اسم این سفینه.

00:08:44.130 --> 00:08:47.340
‫‏‫‏‫نمی‌دونم دکتر و کلتسیت در موردش چه فکری می‌کنن؛

00:08:47.340 --> 00:08:50.480
‫‏‫‏‫اما من دوست دارم با اسم اصلیش صداش کنم.

00:08:50.480 --> 00:08:54.150
‫چه فایده، وقتی که اسم‌ها رو به راحتی میشه فراموش کرد؟

00:08:54.910 --> 00:08:57.950
‫تو اسم واقعی نداری، مگه نه؟

00:08:57.950 --> 00:09:01.680
‫‏‫‏‫این برای یک سارکاز که داخل کازدل متولد شده چیز عجیبی نیست-

00:09:02.240 --> 00:09:06.390
‫من نمی‌خوام فراموش کنم. نه تو و نه هیچکس رو.

00:09:06.390 --> 00:09:08.700
‫‏‫‏‫نه، نباید فراموش کنم.

00:09:09.020 --> 00:09:12.170
‫تو هم وقتی که دیگه لازم نبود «دابلیو» باشی،

00:09:12.560 --> 00:09:14.230
‫حتما به یکی نیاز پیدا می‌کنی.

00:09:14.230 --> 00:09:16.090
‫‏‫‏‫اسمی که فقط متعلق به خودته.

00:09:16.490 --> 00:09:20.060
‫‏‫‏‫تا اون زمان، می‌تونی تا هر وقت که خواستی اینجا بمونی.

00:09:20.060 --> 00:09:21.760
‫‏‫‏‫ ازت استقبال می‌کنیم.‬‬

00:09:25.040 --> 00:09:30.560
‫‏‫‏‫ام... کلتسیت سنسی می‌گفتن اونجا خطرناکه و بهتره نزدیکش نشیم.

00:09:30.560 --> 00:09:32.680
‫یکم دیگه میام بیرون.

00:09:32.680 --> 00:09:34.860
‫چشم! مراقب خودتون باشین!

00:09:39.230 --> 00:09:41.170
‫اون یکی رو نمی‌خواین ببرین؟

00:09:41.170 --> 00:09:43.730
‫به نظر میاد کاری رو که می‌خواسته پیدا کرده.

00:09:43.730 --> 00:09:44.620
‫که اینطور.

00:09:45.160 --> 00:09:49.820
‫مزدورانی که از فرودستی بیزارن، همیشه جویای آزادی و استقلال هستن.

00:09:49.820 --> 00:09:51.350
‫مایه‌ی تاسفه.

00:09:51.350 --> 00:09:55.000
‫کار شما در طی چند ماه گذشته فوق‌العاده بود.

00:09:55.490 --> 00:10:01.010
‫چیزی که جنگجویان گمراه شده‌ی سارکاز آرزوش رو دارن، همون چیزی هست که شما تعقیبش می‌کنید.

00:10:01.610 --> 00:10:04.930
‫اینم مسیری هست که شما برگزیدین. چاره‌ای جز پیشروی نیست.

00:10:06.070 --> 00:10:07.830
‫‏‫‏‫امیدوارم عاقبتش خوب باشه.

00:10:08.880 --> 00:10:10.060
‫‏‫‏‫هی، اسکاوت.‬‬

00:10:10.060 --> 00:10:10.770
‫هان؟

00:10:10.770 --> 00:10:12.240
‫‏‫‏‫ترزا کوش؟

00:10:12.240 --> 00:10:14.950
‫‏‫‏‫بازم افتادی دنبال والاحضرت؟

00:10:14.950 --> 00:10:15.520
‫عه؟

00:10:15.520 --> 00:10:16.500
‫‏‫‏‫اون چیه؟‬‬

00:10:16.500 --> 00:10:19.900
‫از جاسوسی که گیر انداختیم یه دوربین کش رفتم.

00:10:19.900 --> 00:10:23.320
‫اون... وقتی که بهش گفتیم می‌تونه بمونه خوشحال شده بود.

00:10:23.630 --> 00:10:24.990
‫چه نمک نشناس.

00:10:27.060 --> 00:10:28.080
‫بهم بگو...

00:10:28.080 --> 00:10:30.410
‫از افراد اونجا چه چیزی رو حس کردی؟

00:10:30.860 --> 00:10:36.040
‫بذار ببینم. والاحضرت غمگین بود. اما شخصیت گرمی داشت.

00:10:36.700 --> 00:10:40.300
‫به قدری که باورم نمیشه اون در مرکز این جنگ داخلی بی‌رحمانه قرار داره.

00:10:40.660 --> 00:10:44.530
‫اون پزشکه شخصیتش سرد و شبیه به یک ماشین به نظر می‌اومد.

00:10:44.530 --> 00:10:47.510
‫‏‫‏‫اما حتی یک بار هم به سارکاز‌ها نگفت «شیطان».

00:10:47.510 --> 00:10:49.600
‫همه رو به یک چشم می‌دید.

00:10:50.220 --> 00:10:52.470
‫دکتر ولی... درسته.

00:10:52.970 --> 00:10:55.370
‫اگه بخوام مثال بزنم، یک شطرنج بازه.

00:10:55.370 --> 00:10:58.310
‫‏‫‏‫تمام مبارزها در نظرش تنها مثل مهره هستن.

00:10:59.020 --> 00:11:03.520
‫‏‫‏‫به نظر می‌رسید که والاحضرت و بقیه هم این خصوصیتش رو نادیده می‌گرفتن.

00:11:03.520 --> 00:11:07.990
‫آره، اون چیزی که دکتر داره اداره می‌کنه، روند کلی جنگه.

00:11:07.990 --> 00:11:13.080
‫به دابلیو هم گفتم. این که ممکنه یک آشفتگی در داخل بابل شکل بگیره.

00:11:13.810 --> 00:11:17.310
‫دور شدن از اونجا احتمالا بهترین تصمیمه.

00:11:24.910 --> 00:11:29.850
‫همه‌ی ما تصمیم درست رو گرفتیم. همینطور اون فرمانده‌ی بابل.

00:11:30.560 --> 00:11:33.520
‫تنها کشتن اون زن کافی بود تا نبرد خاتمه پیدا کنه.

00:11:33.520 --> 00:11:37.850
‫تو هم جوخه‌ی منو از پای در آوردی و برای همیشه ما رو ساکت کردی.

00:11:37.850 --> 00:11:40.300
‫درست همونطور که والاحضرت ترزیس می‌خواستن.

00:11:40.300 --> 00:11:43.110
‫‏‫‏‫فقط ترزا شایستگی «والاحضرت» بودن رو داره.

00:11:43.650 --> 00:11:45.310
‫‏‫‏‫ترزا...‬‬

00:11:45.310 --> 00:11:49.340
‫‏‫‏‫ما با دست‌های خودمون... خونش رو ریختیم!

00:11:49.340 --> 00:11:53.490
‫با این وجود... اون... تا آخرین لحظه...

00:11:54.540 --> 00:11:57.310
‫‏‫‏‫من... من...‬‬!

00:12:07.620 --> 00:12:09.210
‫مدتی میشه.

00:12:09.210 --> 00:12:11.890
‫‏‫‏‫آره، تقریبا نصف سال شده.

00:12:12.390 --> 00:12:15.060
‫‏‫‏‫اینجا جایی بود که اولین بار دیدیمت.

00:12:15.350 --> 00:12:17.320
احساس دلتنگی کرده بودی؟

00:12:17.320 --> 00:12:20.690
‫عمرا. صرفا آخرین هدفم اینجا بود.

00:12:21.040 --> 00:12:22.490
‫چه کار دارین؟

00:12:22.490 --> 00:12:26.930
‫‏‫‏‫نایب‌السلطنه ترزیس فراخوان صادر کرده. این که مزدور‌های باقی‌مانده فورا حاضر شن.

00:12:26.930 --> 00:12:29.400
‫احتمالا قراره به ارتش ضمیمه بشیم.

00:12:29.770 --> 00:12:32.570
‫‏‫‏‫پس همه می‌خوان با ترزیس رفیق شن و برن زیر دستش؟

00:12:32.570 --> 00:12:36.330
‫‏‫‏‫بیشتر سارکازها حتی از فکر کردن هم دست کشیدن.

00:12:36.330 --> 00:12:38.590
تو چطور با اون شاخ‌هات؟

00:12:38.590 --> 00:12:39.120
‫ها؟

00:12:39.120 --> 00:12:43.680
‫پرسیدم برای تویی که شاخ‌هاتو تراشیدی تا شبیه یک سارکاز بشی چه حسی داره؟

00:12:43.680 --> 00:12:46.090
‫‏‫‏‫درد داشت؟ خونی شدی؟

00:12:46.090 --> 00:12:47.010
‫‏‫‏‫نه.‬‬

00:12:47.010 --> 00:12:49.300
‫درسته. تو فرق داری.

00:12:49.300 --> 00:12:51.760
‫اگه همینطور به نقش بازی کردن ادامه بدی، خودتو به کشتن میدی.

00:12:52.230 --> 00:12:56.430
‫این چیزیه که خودم انتخاب کردم. برای من این تنها راهی هست که باقی مونده.

00:12:57.290 --> 00:13:01.310
‫‏‫‏‫دابلیو، الان ایستادن در برابر نایب‌السلطنه عاقبتی جز کشته شدن نداره.

00:13:01.310 --> 00:13:04.420
‫پس زودتر کارت رو بکن. مگه برای همین نیومدی اینجا؟

00:13:04.420 --> 00:13:05.570
‫فعلا گوش کن.

00:13:05.570 --> 00:13:07.980
‫ما می‌ریم به اورسوس.

00:13:07.980 --> 00:13:08.690
‫هه...؟

00:13:09.040 --> 00:13:15.580
‫سازمانی از مبتلایان در شمال اورسوس استقرار دارن که به مزدوران کازدلی دستمزد خوبی میدن.

00:13:16.020 --> 00:13:18.490
‫‏‫‏‫به نظر میاد که نایب‌السلطنه می‌خواد از این موضوع استفاده کنه.

00:13:18.490 --> 00:13:22.000
‫پس میگی با ادعای ملحق شدن به اون سازمان از کازدل خارج می‌شیم؟

00:13:22.000 --> 00:13:25.660
‫تازه، اونا جمعی از ستم‌دیده‌ها هستن.

00:13:25.660 --> 00:13:27.800
‫‏‫‏‫ممکنه بتونن الگوی خوبی برای سارکازها باشن.

00:13:28.190 --> 00:13:30.990
‫نظرت چیه؟ تو هم میای؟

00:13:30.990 --> 00:13:34.890
‫درسته. هم هیولای ماسک‌دار و هم اون پیرزن جفتشون غیب شدن.

00:13:34.890 --> 00:13:37.380
گمونم ‫‏‫‏موندن تو کازدل معنایی نداره.

00:13:37.380 --> 00:13:38.100
‫هستم.

00:13:38.410 --> 00:13:40.330
‫اما هر کاری که دلم بخواد انجام میدم.

00:13:40.330 --> 00:13:42.140
‫خودم انتخاب می‌کنم که باید چیکار کنم.

00:13:42.490 --> 00:13:44.940
‫به جز عمل به دستورات ناظرمون، هر کاری که می‌خوای بکن.

00:13:45.310 --> 00:13:48.400
‫از برگشتت استقبال می‌کنیم، دابلیو.

00:13:49.690 --> 00:13:52.190
‫اون بیرون چیکار داری می‌کنی؟

00:13:52.190 --> 00:13:54.160
‫‏‫‏‫دارم از فاجعه لذت می‌برم!‬‬

00:13:54.160 --> 00:13:55.380
‫یالا برگرد دیگه!

00:13:55.380 --> 00:13:56.660
‫صداتو نمی‌شنوم!

00:13:57.740 --> 00:14:00.040
‫اینطور نیست که عصبانی شده باشم.

00:14:00.500 --> 00:14:02.710
‫‏‫‏‫اون که همیشه دیوونه بوده؛

00:14:02.710 --> 00:14:05.630
‫‏‫‏‫اما الان عملا شده فاجعه‌ای که ظاهر یک فرد رو به خودش گرفته.

00:14:05.630 --> 00:14:08.170
‫البته گاهی هم نسبت به قبل آروم‌تر به نظر میاد.

00:14:08.170 --> 00:14:10.350
‫من دیگه ازش سر در نمیارم.

00:14:10.350 --> 00:14:12.840
‫اوه، اونم با این که کلی ازش خوشت می‌اومد.

00:14:12.840 --> 00:14:16.180
‫درباره بابل هم به نظر نمی‌خواد کلمه‌ای به زبون بیاره.

00:14:16.180 --> 00:14:18.050
‫تو هم قصد نداری ازش بپرسی، درسته؟

00:14:18.050 --> 00:14:20.390
‫به نظرم کار خوبی می‌کنی.

00:14:20.390 --> 00:14:22.560
‫‏‫‏‫آره، منم همینو ترجیح میدم.

00:14:22.560 --> 00:14:24.190
‫ببین چقدر شاد و شنگولی.

00:14:24.190 --> 00:14:27.110
‫داشتی ما رو هم تو اون فاجعه گیر می‌انداختی ها.

00:14:27.440 --> 00:14:29.950
‫‏‫‏‫می‌دونی، روانی بودن هم مزیت‌های خودشو داره.

00:14:29.950 --> 00:14:30.530
‫‏‫‏‫ها؟‬‬

00:14:30.530 --> 00:14:33.490
‫هر کار عجیبی هم که انجام بدی، کسی بهت مشکوک نمیشه.

00:14:33.490 --> 00:14:37.410
‫‏‫‏‫هه، ما که فقط داریم به دستوراتت عمل می‌کنیم، رئیس.

00:14:37.750 --> 00:14:41.660
‫خب، گفتی سفینه‌ی «رودس آیلند» کازدل رو ترک کرده؟

00:14:41.660 --> 00:14:45.180
‫فقط می‌تونیم بگیم که احتمالا به دست ترزیس نیفتاده.

00:14:45.180 --> 00:14:46.580
‫همین کافیه.

00:14:48.500 --> 00:14:51.960
‫خوش آمدین، مبارزان گرامی.

00:14:52.480 --> 00:14:54.470
‫از شما استقبال می‌کنیم.

00:14:54.470 --> 00:14:56.470
‫شبیهشه؟ مثل ترزاست؟

00:14:56.470 --> 00:14:57.930
‫داره حس و حالش رو میگه.

00:14:58.310 --> 00:15:02.070
‫‏‫‏‫برخلاف اندوه عمیق والاحضرت، این یکی خشمی قوی تو وجودش داره.

00:15:02.070 --> 00:15:03.770
‫با... اجازه.

00:15:05.500 --> 00:15:08.060
‫می‌خوام... چیزی بپرسم.

00:15:08.060 --> 00:15:10.070
‫درباره اتفاقی که در کازدل افتاده.

00:15:10.070 --> 00:15:12.200
‫شما هم سارکاز هستین، درسته؟

00:15:12.200 --> 00:15:12.860
‫نه تنها این...

00:15:13.160 --> 00:15:15.210
‫بلکه یک وندیگو احتمالا.

00:15:15.210 --> 00:15:16.730
‫همون نژاد باستانی.

00:15:16.730 --> 00:15:17.490
‫درسته.

00:15:17.490 --> 00:15:20.030
‫الان دیگه کسی اهمیت نمیده توی کازدل چه اتفاقی-

00:15:20.030 --> 00:15:21.280
‫ترزا...

00:15:21.910 --> 00:15:27.290
‫پیش شما... اثباتی از وجودش رو به جای گذاشته.

00:15:27.700 --> 00:15:32.840
‫نژاد ما در گذشته، خودشون رو از کازدل تبعید کردن.

00:15:32.840 --> 00:15:35.210
اما ‫‏‫‏‫من خودم رو یک سارکاز می‌دونم.

00:15:35.210 --> 00:15:38.050
‫این تا به امروز تغییری نکرده.

00:15:38.050 --> 00:15:41.390
‫می‌خوام بدونم... حقیقت رو.

00:15:41.390 --> 00:15:45.500
‫‏‫‏‫این که چه بلایی سر مردمم... و سرزمینم آمده.

00:15:49.390 --> 00:15:52.770
‫ما می‌ریم وضعیت آمیا و دوبرمن رو بررسی کنیم.

00:15:52.770 --> 00:15:53.950
‫دریافت شد.

00:15:53.950 --> 00:15:55.030
‫بریم.

00:15:56.860 --> 00:15:57.900
‫می‌تونی بیای بیرون.

00:15:58.340 --> 00:16:01.840
‫سه سالی میشه که ایس رو ندیده بودم. چطور دلت اومد؟

00:16:01.840 --> 00:16:02.830
‫شرمنده.

00:16:02.830 --> 00:16:04.970
‫‏‫‏‫خب؟ معامله می‌خواستی؟

00:16:04.970 --> 00:16:07.930
‫می‌خوام که بذاری دکتر به سلامت از اینجا خارج بشه.

00:16:07.930 --> 00:16:08.790
‫‏‫‏‫دکتر؟‬‬!

00:16:09.160 --> 00:16:10.710
‫واست گرون در میاد.

00:16:11.040 --> 00:16:13.670
‫در عوض جونم چه چیزی رو معامله کردین؟

00:16:13.670 --> 00:16:14.770
‫مهم نیست.

00:16:14.770 --> 00:16:18.590
‫برادر من، این آخر دمی اسم واقعیتو بهم بگو.

00:16:18.890 --> 00:16:20.700
‫من اسکاوت هستم.

00:16:20.700 --> 00:16:22.710
‫ما مزدور‌ها همه با اسم رمز شناخته می‌شیم.

00:16:22.710 --> 00:16:24.310
‫مگه نه، گارسین؟

00:16:24.610 --> 00:16:26.140
‫‏‫‏‫مبارز رودس!‬‬

00:16:26.570 --> 00:16:27.930
‫‏‫‏‫خودت رو معرفی کن!‬‬

00:16:28.660 --> 00:16:30.310
‫اسم من ایسه!

00:16:30.310 --> 00:16:33.110
‫‏‫‏‫اپراتور ویژه‌ی رودس، ایس!‬‬

00:16:33.110 --> 00:16:36.770
‫گارسین ناظری بود که ترزیس برای زیر نظر گرفتن ما تعیین کرد.

00:16:36.770 --> 00:16:38.890
‫حالا دابلیو تبدیل به رهبر مزدور‌ها میشه.

00:16:38.890 --> 00:16:39.990
‫جای تبریک داره.

00:16:39.990 --> 00:16:43.800
‫جوخه‌ی تو نابود شده. تا آخرین نفر.

00:16:43.800 --> 00:16:46.330
‫زمان خریدنت برای خروج دکتر هم به پایان رسید.

00:16:46.720 --> 00:16:49.250
‫داری میگی تمام اعضای تیمم رو می‌شناختی؟

00:16:49.250 --> 00:16:53.270
‫«آخه اگه افراد اشتباه رو بکشی، دردسر میشه.» اینطور گفت.

00:16:53.270 --> 00:16:55.920
‫انتظار نداشتم دابلیو به اسم دیگرون اهمیتی بده.

00:16:56.270 --> 00:16:58.730
‫فکر می‌کردم اون خودش میاد تا کارم رو تموم کنه.

00:16:58.730 --> 00:17:00.850
‫‏‫‏‫گمونم براش سخته که انجامش بده.

00:17:00.850 --> 00:17:02.680
‫راست و دروغش رو نمی‌دو-

00:17:03.490 --> 00:17:05.060
‫‏‫‏‫یک سارکاز؟‬‬

00:17:05.060 --> 00:17:06.470
‫‏‫‏‫تالولا...

00:17:06.960 --> 00:17:09.850
‫سایه‌اش... دوتاست!

00:17:10.180 --> 00:17:13.480
‫که اینطور، پس آمیایی. خب، اشکالی نداره.

00:17:13.880 --> 00:17:15.860
‫هر کاری که لازم بود رو انجام دادم.

00:17:18.070 --> 00:17:21.530
‫قبلا هیچوقت به اسم خرگوش کوچولو اهمیتی نداده بودم.

00:17:21.530 --> 00:17:24.320
‫منم دوست داشتم که بذارم بری.

00:17:24.320 --> 00:17:27.600
‫‏‫‏‫متاسفم. دیگه وقتشه که آرام بگیری، دوست من.

00:17:27.600 --> 00:17:28.240
‫‏‫‏‫هودرر.‬‬

00:17:28.590 --> 00:17:31.770
‫ما سارکاز‌ها دیگه نباید اجازه بدیم کسی ازمون استفاده کنه.

00:17:31.770 --> 00:17:34.890
‫شما نباید اینجا بمونید.

00:17:34.890 --> 00:17:38.460
‫با اون چشم‌ها حقیقت رو ببین. نذار به بطالت بمیری.

00:17:38.780 --> 00:17:40.880
‫به دابلیو هم بگو.

00:17:40.880 --> 00:17:42.430
‫‏‫‏‫فهمیدم.‬‬

00:17:43.810 --> 00:17:44.890
‫‏‫‏‫چرا؟

00:17:44.890 --> 00:17:46.810
‫‏‫‏‫اسکاوت سان!

00:17:46.810 --> 00:17:48.810
‫مبارز رودس!

00:17:48.810 --> 00:17:50.900
‫صدام رو می‌شنوی؟

00:17:51.770 --> 00:17:54.110
‫گفتی شبیه به سه سال پیشه؟

00:17:54.110 --> 00:17:56.040
‫اما با ترزا فرق داره.

00:17:56.040 --> 00:17:59.480
‫تالولا می‌خواد اون بنایی که ساخته رو با دستای خودش نابود کنه!

00:17:59.480 --> 00:18:01.190
‫تو روی تالولا آرت به کار بردی؟

00:18:01.190 --> 00:18:02.360
‫باید به دابلیو بگیم!

00:18:02.360 --> 00:18:03.570
‫وایسا، اینس!

00:18:08.550 --> 00:18:11.830
‫‏‫‏‫تو اجازه دادی مزدورای فراری هم فرار کنن، درست میگم؟

00:18:11.830 --> 00:18:12.910
‫معلوم نیست.

00:18:12.910 --> 00:18:15.430
‫ریونیون حالا روی ما ریزبین‌تر شده.

00:18:15.430 --> 00:18:18.600
‫‏‫‏‫من پیش نایب‌السلطنه میرم تا موضوع گارسین رو بهش توضیح بدم.

00:18:18.600 --> 00:18:20.840
‫می‌خوای بمیری و بری دنبال اینس؟

00:18:20.840 --> 00:18:22.330
‫‏‫‏‫البته که نه.‬‬

00:18:22.860 --> 00:18:25.680
‫اون سعی داشت چیزی رو بهت بگه.

00:18:26.020 --> 00:18:27.600
‫اون دو سایه داره.

00:18:28.060 --> 00:18:30.350
‫گغت که وضعیت تالولا عجیبه.

00:18:30.820 --> 00:18:34.190
‫‏‫‏‫پس بدون میشا هم می‌تونستی هسته‌ی شهر رو حرکت بدی.

00:18:34.500 --> 00:18:37.560
‫حرکتش سهله؛ اما توقفش دشوار.

00:18:37.960 --> 00:18:42.570
‫میشا کلید لازم برای توقف رو از پدرش، سرگی، دریافت کرده بود.

00:18:42.570 --> 00:18:44.110
‫البته بدون این که خبر داشته باشه.

00:18:44.610 --> 00:18:48.660
‫گرفتن کلید برای تضمین موفقیت نقشه‌ی ما ضروری بود.

00:18:48.660 --> 00:18:50.540
‫تا این که من گند زدم و از دستش دادیم؟

00:18:50.540 --> 00:18:52.390
‫خبط تو نبود.

00:18:52.390 --> 00:18:53.810
‫‏‫‏‫اوه، چه مهربون.

00:18:53.810 --> 00:18:55.670
‫‏‫‏‫پس کلید دیگه‌ای در کار نیست؟

00:18:55.670 --> 00:18:59.570
‫نخیر. حاکم شهر چرنوبوگ، کنت بوریس، هم یک کلید داشت.

00:18:59.570 --> 00:19:02.960
‫آهان! همون یارو که مفیستو داخل شهر متروکه کبابش کرد؟

00:19:02.960 --> 00:19:04.450
‫کلید هم باهاش سوخت؟

00:19:04.450 --> 00:19:06.800
‫به دست پاتریوت بازیابی و امن نگه داشته شده.

00:19:06.800 --> 00:19:10.320
‫حالا تونستم ذره‌ای اعتمادت رو کسب کنم؟

00:19:10.320 --> 00:19:12.310
‫هر چه که باشه، لازمه تا از همدیگر حمایت کنیم.

00:19:12.750 --> 00:19:13.940
‫اینو جدی میگی؟

00:19:13.940 --> 00:19:15.480
‫‏‫‏‫البته که جدی گفتم.

00:19:21.170 --> 00:19:22.180
‫‏‫‏‫دابلیو...‬‬

00:19:22.180 --> 00:19:24.740
‫ای حشره‌ی فرومایه، رقت انگیز و نا‌به‌کار.

00:19:25.030 --> 00:19:28.820
‫‏‫‏‫شعله‌های من بال‌های تو را به آتش افکندند.

00:19:28.820 --> 00:19:31.960
‫تو بهای خیانت خویش را خواهی پرداخت.

00:19:31.960 --> 00:19:33.290
‫این دیگه چه لحنیه؟

00:19:33.290 --> 00:19:35.040
‫تو واقعا تالولایی؟

00:19:35.040 --> 00:19:35.870
‫چندشم شد!

00:19:38.120 --> 00:19:38.880
‫شوخی می‌کنی؟!

00:19:39.440 --> 00:19:44.170
‫این اسباب‌بازی‌هایی که زیر کف پنهون کرده بودی برگ برنده‌ات بودن؟

00:19:47.430 --> 00:19:48.640
‫کجا رفت؟

00:19:49.060 --> 00:19:52.430
‫قصد داری از برخورد جلوگیری کنی، دخترک سارکاز؟

00:19:52.430 --> 00:19:54.010
‫بهتره بگی «شیطان».

00:19:54.010 --> 00:19:56.730
‫می‌خوای با یک اسم نژاد پرستانه خطاب بشی؟

00:19:56.730 --> 00:20:00.650
‫همه چون از ما می‌ترسن اینطور صدامون می‌کنن. پس ازش استقبال می‌کنم.

00:20:01.390 --> 00:20:04.220
‫می‌خواستی هم‌نوعانت رو از دست من نجات بدی؟

00:20:04.220 --> 00:20:06.530
‫‏‫‏‫چه شیطان ناز و پر‌عاطفه‌ای.

00:20:06.530 --> 00:20:10.160
‫من قراره اولین نفری باشم که اون شمشیر تو عمرش می‌شکافه؟

00:20:10.460 --> 00:20:11.490
‫نفر دوم.

00:20:11.950 --> 00:20:13.870
‫ای بابا، حیف شد.

00:20:13.870 --> 00:20:16.920
‫من یکی که اصلا نمی‌دونم تو نفر چندمم میشی.

00:20:19.440 --> 00:20:21.070
‫‏‫‏‫یلنا...‬‬

00:20:27.510 --> 00:20:31.010
‫می‌دونی به ارث بردن خنجر یک سارکاز چه مفهومی داره؟

00:20:31.010 --> 00:20:32.210
‫‏‫‏‫خفه شو، شیطان!‬‬

00:20:32.210 --> 00:20:33.730
‫‏‫‏‫تو گولش زدی، مگه نه؟

00:20:33.730 --> 00:20:37.420
‫تنها اون بیمارستان دارو‌هایی داره که می‌تونن علایم اولیه‌ی اوریپاتی رو درمان کنن.

00:20:37.420 --> 00:20:39.890
‫‏‫‏‫پس چرا اینقدر... طولش داده؟

00:20:40.330 --> 00:20:42.730
‫اون زیر آوار مونده بود و من نجاتش دادم.

00:20:43.490 --> 00:20:45.330
‫‏‫‏‫اگه من پیشش نباشم، اون...‬‬

00:20:45.330 --> 00:20:47.280
‫‏‫‏‫اون... فرار کرده؟

00:20:47.280 --> 00:20:52.280
‫تا وقتی که بر‌نگرده حقیقت رو نمی‌فهمی. بالاخره تو که بهش اعتماد نداری.

00:20:53.040 --> 00:20:55.240
‫‏‫‏‫خیلی از بالا به پایین بهش نگاه می‌کردی.

00:20:55.240 --> 00:20:56.090
‫‏‫‏‫اینطور نیست-

00:20:56.090 --> 00:20:58.160
‫‏‫‏‫تو حتی اسمشم نمی‌دونی.

00:20:59.870 --> 00:21:02.390
‫اگه دردش از تحملت بیشتر شد، بهم بگو.

00:21:02.390 --> 00:21:03.990
‫راحتت می‌کنم.

00:21:03.990 --> 00:21:05.840
‫اگه نمی‌خوای، زنده بمون و زجر بکش.

00:21:06.260 --> 00:21:09.560
‫تو اونو نجات دادی. اونم صرفا می‌خواد تو رو نجات بده.

00:21:09.560 --> 00:21:11.880
‫‏‫‏‫ربطی به جایگاه یا نسب نداره.‬

00:21:12.230 --> 00:21:16.140
‫‏‫‏‫اون خنجر رو من از جانب صاحبش بهت هدیه میدم.

00:21:17.000 --> 00:21:18.060
‫‏‫‏‫روبلف کون!

00:21:18.390 --> 00:21:20.980
‫‏‫‏‫انجامش دادم! ببین! جعبه‌ی کمک‌های ضروری!

00:21:20.980 --> 00:21:22.420
‫‏‫‏‫تو زخمی شدی-

00:21:22.420 --> 00:21:24.860
‫چیزی نیست. زودی درمانت می‌کنم.

00:21:25.200 --> 00:21:27.780
‫میگم... تو اسمت چیه؟

00:21:28.300 --> 00:21:29.360
‫چیه؟

00:21:29.360 --> 00:21:30.700
‫‏‫‏‫بالاخره پرسیدی.‬‬

00:21:30.700 --> 00:21:32.410
‫‏‫‏‫اسمم آندری‌ـه.

00:21:32.410 --> 00:21:34.440
‫‏‫‏‫ممنون، آندری.‬‬

00:21:35.410 --> 00:21:36.580
‫‏‫‏‫هان؟

00:21:36.980 --> 00:21:38.580
‫‏‫‏‫اون سارکاز کوش؟

00:21:39.550 --> 00:21:43.080
ایفای ‫نقشت به عنوان میان‌ پرده‌ی طنز قابل تحمل بود.

00:21:44.990 --> 00:21:46.490
‫‏‫‏‫هی، هودرر.‬‬

00:21:46.490 --> 00:21:49.710
‫‏‫‏‫تو گفتی میدون نبرد به ما ارزش میده.

00:21:49.710 --> 00:21:52.180
‫‏‫‏‫دابلیو، تو می‌خوای سارکازها رو...

00:21:52.180 --> 00:21:56.180
‫اما از الان به بعد، این ما‌ییم که ارزش خودمون رو تعیین می‌کنیم.

00:21:56.180 --> 00:21:59.140
‫از زیر سلطه‌ آزاد کنی؟

00:22:00.160 --> 00:22:02.270
‫این عجیبه؟

00:22:03.780 --> 00:22:06.240
‫‏‫‏‫عجیب... نیست، مگه نه؟

00:22:06.970 --> 00:22:09.980 line:50%
به سوی نور

00:22:10.000 --> 00:22:15.000
« برتر موویز – مرجع دانلود فیلم و سریال » [ bartarmoviz ]

00:22:15.030 --> 00:22:23.000
« برتر موویز – مرجع دانلود فیلم و سریال » [ bartarmoviz ]

00:22:11.980 --> 00:22:20.670 line:20%
آن شب، همراه با نوری به رنگ امید

00:22:20.670 --> 00:22:27.290 line:20%
تابیدی تو در برابر تیرگی

00:22:29.410 --> 00:22:38.040
دیشب، چه برق روشنی بود در چشمانت

00:22:38.040 --> 00:22:46.510
حال ‌جویند به سوی آسمان آن‌ها

00:22:46.510 --> 00:22:55.440
چرا باید تقدیر نویسد دفتر را چنین

00:22:55.440 --> 00:23:03.030
منقش به دمی که ریختند ستارگان

00:23:03.030 --> 00:23:11.720
فردا که رسد، می‌کشم به دوش اندوه را

00:23:11.720 --> 00:23:21.550
اما من همچنان در آغوش گیرم حقیقت را

00:23:21.550 --> 00:23:25.000
Hatori :ترجمه