﻿WEBVTT

00:00:00.200 --> 00:00:06.000
« فیلم یار  – مرجع دانلود فیلم و سریال » [ FilmYar ]

00:00:06.030 --> 00:00:14.000
« فیلم یار  – مرجع دانلود فیلم و سریال » [ FilmYar ]

00:01:35.910 --> 00:01:38.580
‫بیرون چه سرد بود.

00:01:39.270 --> 00:01:42.360
‫قطار هنوز راه نیفتاده.

00:01:42.720 --> 00:01:46.580
‫اگه این ساعت می‌خواستم پیاده برم خونه، جدی سرما می‌خوردم.

00:01:46.940 --> 00:01:48.670
‫خیلی ممنون.

00:01:52.760 --> 00:01:54.070
‫گوجو-کون...

00:01:55.380 --> 00:01:57.670
‫موندم کدومشو خریده.

00:01:59.090 --> 00:02:00.150
‫کیتاگاوا-سان؟

00:02:00.150 --> 00:02:00.960
‫هــه؟!

00:02:01.770 --> 00:02:03.730
‫می‌خوای بری حموم؟

00:02:06.750 --> 00:02:07.960
‫آله...

00:02:09.640 --> 00:02:12.140
‫فکر نکنم اینطوری... بتونم.

00:02:12.140 --> 00:02:13.450
‫البته.

00:02:13.450 --> 00:02:16.450
‫من بازی رو ادامه می‌دم، بفرما برو.

00:02:18.170 --> 00:02:19.180
‫باشه.

00:02:23.470 --> 00:02:27.410
‫چون نمی‌خوام امشب بخوابم.

00:02:31.110 --> 00:02:34.660
‫چون نمی‌خوام امشب بخوابم.

00:02:41.580 --> 00:02:43.460
‫هوم... این‌ یکی بهتره.

00:02:43.460 --> 00:02:47.430
‫موقع عکاسی خیلی ناناز بود، خوشحالم خریدمش.

00:02:47.430 --> 00:02:49.310
‫بدون شک این ‌یکی! آره!

00:02:56.550 --> 00:03:00.820
‫کارم تموم شد. گوجو-کون، می‌تونی بری.

00:03:01.110 --> 00:03:03.260
‫باشه. ممنون.

00:03:03.880 --> 00:03:06.310
‫بـ ـ برات یه دست لباس اضافه گذاشتم.

00:03:06.700 --> 00:03:10.240
‫می‌خوام لباس بشورم، می‌تونی ماشین لباس‌شویی رو روشن کنی؟

00:03:10.240 --> 00:03:12.080
‫کافیه دکمه‌شو فشار بدی.

00:03:12.340 --> 00:03:13.480
‫باشه.

00:03:21.400 --> 00:03:24.330
‫جدی نمی‌خواستم اینطوری بشه.

00:03:24.330 --> 00:03:27.250
‫ا ـ‌ اما انگار گوجو-کون می‌خواست؟

00:03:28.000 --> 00:03:31.130
‫ولی چرا یهویی انقدر مصمم شد؟

00:03:31.400 --> 00:03:34.950
‫می‌دونم قطارا حرکت نمی‌کنن، ولی من نمی‌خواستم اینطوری بشه.

00:03:34.950 --> 00:03:37.170
‫بعدشم، باید کلی چیز آماده کنم.

00:03:39.000 --> 00:03:40.700
‫موندم اون باور عامیانه درمورد...

00:03:40.700 --> 00:03:43.270
‫اینکه کاندوم بذاری توی کیف پولت پولدار می‌شی، واقعیه؟!

00:03:43.710 --> 00:03:45.410
‫بیا! گوجو-کون، یکی هم برای تو!

00:03:45.410 --> 00:03:46.520
‫گوجو-کون، برای تو!

00:03:46.520 --> 00:03:47.350
‫گوجو-کون، برای تو!

00:03:47.350 --> 00:03:49.530
‫از قبل آماده بودیم که!

00:03:51.950 --> 00:03:56.200
‫وانِ کیتاگاوا-سان چه بزرگه. خیلی حال می‌ده.

00:03:57.740 --> 00:03:59.530
‫اینجا خوابیدن چیز بدیه،

00:03:59.530 --> 00:04:03.670
‫اما بعد از اینکه فهمیدم اگه
‫ نخوابم مشکلی نیست، خیلی خیالم راحت‌تر شده.

00:04:05.220 --> 00:04:08.460
‫اینکه از چه زاویه‌ای به موضوع نگاه کنی، خیلی مهمه.

00:04:08.890 --> 00:04:10.180
‫کیتاگاوا-سان.

00:04:12.030 --> 00:04:15.790
‫واقعاً اشکالی نداره این لباس رو قرض کنم؟

00:04:15.790 --> 00:04:17.230
‫برات مگه مهم نیست؟

00:04:17.230 --> 00:04:19.280
‫نـ ـ نه بابا! مشکلی نیست.

00:04:19.280 --> 00:04:20.680
‫چیز دیگه‌ای داری؟

00:04:20.680 --> 00:04:23.060
‫لباس گرمی که اندازه‌ت بشه فقط همینو دارم.

00:04:23.670 --> 00:04:25.280
‫که اینطور.

00:04:25.690 --> 00:04:28.430
‫دوباره دارم دست‌پاچه می‌شم.

00:04:29.780 --> 00:04:33.910
‫لباسایی که امروز پوشیدم تو ماشین لباس‌شویی‌ان، کاریش نمی‌شه کرد.

00:04:33.910 --> 00:04:36.590
‫باید به خودم بیام و بازیو ادامه بدم.

00:04:40.340 --> 00:04:41.680
‫کیتاگاوا-سان.

00:04:42.690 --> 00:04:44.040
‫چـ ـ چیه؟

00:04:44.380 --> 00:04:46.340
‫چرا اونطوری یه گوشه نشستی؟

00:04:47.180 --> 00:04:50.640
‫ها؟ جـ ـ جدی؟

00:04:50.640 --> 00:04:51.720
‫آره.

00:04:52.160 --> 00:04:56.320
‫کیتاگاوا-سان، اینجا خونه‌ی خودته. باید وسط مبل بشینی.

00:04:56.320 --> 00:05:00.180
‫ها؟ گوجو-کون با همیشه فرق کرده.

00:05:00.640 --> 00:05:03.700
‫یـ ـ یکم جسورتر شده؟

00:05:06.050 --> 00:05:09.750
‫باشه. پس میام... اونجا.

00:05:09.750 --> 00:05:10.520
‫باشه.

00:05:25.760 --> 00:05:28.640
‫می‌خوایم شروع کنیم؟

00:05:29.040 --> 00:05:32.100
‫ولی خدایی... چـ ـ چطوری اصلاً باید شروع کنیم؟

00:05:32.940 --> 00:05:36.880
‫گوجو-کون اول قراره یه‌چیزی بگه... نه؟

00:05:37.800 --> 00:05:41.690
‫مطمئنم همینطوره، ولی منطقی که بهش فکر می‌کنم...

00:05:42.070 --> 00:05:44.140
‫یهویی مراحل زیادی رو رد نمی‌کنیم؟

00:05:44.140 --> 00:05:50.120
‫مثلاً قرار رفتن، گرفتن دست هم... و بـ ـ بوس کردن هم.

00:05:50.120 --> 00:05:52.100
‫هیچ‌کدوم‌شونو انجام ندادیم!

00:05:53.460 --> 00:05:54.200
‫عا.

00:05:54.650 --> 00:05:57.210
‫پس همه‌شو قراره الان انجام بدیم؟!

00:05:57.210 --> 00:05:58.370
‫پس همه‌شو...

00:05:58.370 --> 00:05:59.380
‫قراره الان...

00:05:59.380 --> 00:06:01.030
‫انجام بدیم؟!

00:06:05.900 --> 00:06:07.780
‫آخ سرم.

00:06:14.610 --> 00:06:15.840
‫کیتاگاوا-سان!

00:06:24.550 --> 00:06:27.680
‫خوبی؟! خیلی صداش بلند بود!

00:06:28.070 --> 00:06:29.700 line:20%
‫زخمی نشدی؟

00:06:28.410 --> 00:06:29.700
‫گوجو-کون...

00:06:29.700 --> 00:06:31.020
‫خـ ـ خیلی نزدیکه!

00:06:31.020 --> 00:06:32.200
‫کیتاگاوا-سان!

00:06:41.090 --> 00:06:42.430
‫کیتاگاوا-سان؟

00:06:43.090 --> 00:06:46.070
‫گوجو-کون... وایسا.

00:06:46.720 --> 00:06:52.580
‫الان وقت خوبی نیست. مـ ـ می‌خوام اول آروم شم.

00:06:54.340 --> 00:06:56.600
‫می‌شه اول یه‌چیزی بخورم؟

00:06:57.750 --> 00:06:58.900
‫آره.

00:06:59.360 --> 00:07:01.000
‫واقعاً ببخشید.

00:07:01.560 --> 00:07:02.400
‫اشکالی نداره.

00:07:10.050 --> 00:07:11.400
‫چه خوبه!

00:07:11.400 --> 00:07:15.880
‫خیلی استرس داشتم، ولی الان
‫ که یه غذای گرم و خوب خوردم، یکم آروم شدم.

00:07:15.880 --> 00:07:17.240
‫استرس؟

00:07:18.180 --> 00:07:22.580
‫آروم موندن خیلی مهمه. باید عادی رفتار کنم.

00:07:22.580 --> 00:07:25.870
‫کیتاگاوا-سان، اشکال نداره رامن فوری بخوری؟

00:07:25.870 --> 00:07:27.070
‫مگه رژیم نیستی؟

00:07:27.070 --> 00:07:30.570
‫ر ـ رواله بابا! این‌ کالریش کم‌تره!

00:07:34.770 --> 00:07:37.220
‫رامن‌های نصفه‌‌شبی جدی خدا نیستن؟

00:07:37.220 --> 00:07:39.890
‫راستش اونقدر هم نخوردم.

00:07:39.890 --> 00:07:41.160
‫جدی؟

00:07:43.480 --> 00:07:46.020
‫بابام عاشق فیلمه،

00:07:46.020 --> 00:07:49.190
‫برای همین آخر هفته‌ها یه‌عالمه فیلم می‌بینه.

00:07:49.190 --> 00:07:54.120
‫و وقتی نصفه‌شب گشنه‌ش می‌شد و قایمکی رامن فوری درست می‌کرد،

00:07:52.770 --> 00:07:55.480 line:20%
‫عه، بابایی، داری تنهایی می‌خوری! خیلی نامردی!

00:07:54.120 --> 00:07:57.000
‫صدای جوشوندن آب همیشه بیدارم می‌کرد،

00:07:55.480 --> 00:07:57.620 line:20%
‫فقط یه قاشق! توروخدا فقط یکی!

00:07:57.620 --> 00:07:59.370
‫برای همین همیشه می‌رفتم باهاش می‌خوردم.

00:07:57.620 --> 00:07:59.370 line:20%
‫چه خوبه!

00:07:59.780 --> 00:08:02.490
‫و همیشه‌ی خدا هم خوشمزه بودن.

00:08:02.490 --> 00:08:03.440
‫راستش...

00:08:03.440 --> 00:08:06.500
‫شاید چون سرشون با بابام دعوا می‌کردم، خوشمزه بودن.

00:08:09.240 --> 00:08:11.390
‫همچین داستانای خانوادگی‌ای خیلی قشنگن.

00:08:12.520 --> 00:08:16.900
‫رژیم بسه دیگه... دلم لک زده برای سیب‌زمینی سرخ‌کرده!

00:08:16.900 --> 00:08:18.110
‫منطقیه.

00:08:38.860 --> 00:08:40.000
‫هوم؟

00:08:42.160 --> 00:08:46.570
‫یکم، حرفش بد نیست؟

00:08:46.570 --> 00:08:48.490
‫مکالمه‌شون عجیب شده.

00:08:50.050 --> 00:08:52.870
‫نکنه گزینه‌ی اشتباهی رو انتخاب کردم؟

00:08:57.270 --> 00:09:00.400
‫کل سیو‌هام غیب شدن.

00:09:01.320 --> 00:09:03.080
‫نمی‌تونم برگردم.

00:10:38.730 --> 00:10:40.160
‫صبح شده؟

00:10:41.690 --> 00:10:44.080
‫اون هیچ، ظهره؟

00:10:50.200 --> 00:10:52.960
‫وایسا! کاریم نکرد!

00:10:52.960 --> 00:10:54.410
‫گوجو-کون؟!

00:10:54.840 --> 00:10:57.400
‫ها؟!‍ تمام مدت تو هال بودی؟!

00:10:57.400 --> 00:10:58.420
‫آره.

00:10:58.420 --> 00:10:59.840
‫چرا خب؟!

00:11:05.910 --> 00:11:07.980
‫چیزی که دیشب خرید...

00:11:10.560 --> 00:11:12.290
‫نوشیدنی انرژی‌زای عادی بود؟!

00:11:12.770 --> 00:11:16.020
‫وقتی گفتی قصد نداری بخوابی، برای این بود که بازیو تموم کنی؟!

00:11:16.020 --> 00:11:19.040
‫نـ ـ نه دقیقاً.

00:11:19.040 --> 00:11:20.580
‫چی شده؟

00:11:21.880 --> 00:11:25.570
‫ظاهراً از اون آدمایی‌ام که سریع احساساتی می‌شن.

00:11:25.570 --> 00:11:30.870
‫چون این‌بار قرار نیست لباس درست کنم،
‫بیشتر هم رو داستان تمرکز کردم...

00:11:31.390 --> 00:11:35.430
‫هعی... خسته‌م.

00:11:35.430 --> 00:11:38.500
‫پس می‌خوای صبحونه یه‌چیز شیرین بخوریم؟

00:11:38.500 --> 00:11:39.690
‫صبحونه؟

00:11:42.050 --> 00:11:45.390
‫فکر نکنم فعلاً اشتها داشته باشم، نیازی نـ-

00:11:54.560 --> 00:11:56.120
‫چـــی؟!

00:12:00.740 --> 00:12:04.330
‫تمام قتل‌ها زیرِ سر میرا بود.

00:12:04.930 --> 00:12:06.060
‫درواقع...

00:12:06.750 --> 00:12:10.290
‫بقیه‌شون اصلاً وجود خارجی نداشتن.

00:12:10.290 --> 00:12:13.720
‫فقط می‌خواست زندگی خانوادگی دردناکش رو فراموش کنه.

00:12:13.720 --> 00:12:18.080
‫برای همین تو ذهنش یه خانواده‌ی جدید ساخت، اما تو واقعیت،

00:12:18.080 --> 00:12:21.120
‫تمام مدت تو تخت بیمارستان بود.

00:12:21.120 --> 00:12:25.630
‫مکالمات هذیون‌وارش هم نشونه‌ی این بود که
‫بیشتر و بیشتر داره ثبات فکری‌ش رو از دست می‌ده.

00:12:25.850 --> 00:12:27.880
‫و اون صفحه‌ی سیوهای پاک‌شده هم...

00:12:27.880 --> 00:12:31.640
‫فکر می‌کردم اگه معنیِ «نمی‌خوام به‌یاد بیارم.» رو
‫بفهمم، جدی هوش از سرم بپره.

00:12:32.480 --> 00:12:36.200
‫حس کردم مجبورم کردن توی ذهن یکی دیگه رو ببینم.

00:12:36.650 --> 00:12:39.830
‫واکنش‌های داغ و تازه‌ش نسبت به اولین‌باری که بازیش می‌کنه... عاشقشم!

00:12:40.340 --> 00:12:44.320
‫هی بیشتر و بیشتر بحث‌شون می‌شد،
‫و کمتر به‌صورت فردی عمل می‌کردن.

00:12:44.630 --> 00:12:48.690
‫و بعد کم کم همه تبدیل به شام شدن.

00:12:49.690 --> 00:12:54.740
‫اگه می‌خوردشون و باهاشون یکی می‌شد، خانواده‌ش در نمی‌رفتن...

00:12:54.740 --> 00:12:56.720
‫هضمش برام خیلی سخت بود.

00:12:57.130 --> 00:12:58.180
‫و تازه جا داره بگم...

00:12:58.420 --> 00:13:01.340
‫صفحه‌ی عنوانی که بعد از تموم کردن بازی میاد...

00:13:03.080 --> 00:13:06.470
‫می‌فهممش! اون صفحه شاهکار نیست؟!

00:13:06.960 --> 00:13:08.720
‫عاشقشم!

00:13:12.890 --> 00:13:14.450
‫راستی...

00:13:14.450 --> 00:13:17.120
‫موقعی که دنبال مکان برای بیمارستان متروکه
‫بودیم هم خیلی بهش خوش گذشت.

00:13:19.310 --> 00:13:20.460
‫تمام.

00:13:21.380 --> 00:13:24.700
‫بافت موهاشم خوب شده.

00:13:23.110 --> 00:13:27.400 line:20%
‫میرای... شیون دیگه شیون قبلی نیست!

00:13:24.700 --> 00:13:27.400
‫کار درستی کردم که موهاشو باز کردم و از اول بافتمش.

00:13:27.390 --> 00:13:29.920
‫شیون-چان! به حرفم گوش کن!

00:13:29.920 --> 00:13:30.220
‫شیون-چان! به حرفم گوش کن!

00:13:30.220 --> 00:13:31.450
‫خفه شو، میرای!

00:13:31.450 --> 00:13:34.680
‫از ریخت و قیافه‌ی نحست حالم به‌هم می‌خوره!

00:13:34.680 --> 00:13:36.660
‫چشمم که بهت میفته، می‌خوام بالا بیارم!

00:13:36.660 --> 00:13:40.750
‫بهت که گفتم! شادی ابدی نیست!

00:13:44.200 --> 00:13:45.230
‫بیا داخل.

00:13:45.990 --> 00:13:47.340
‫اونه-چان.

00:13:47.670 --> 00:13:48.810
‫چیکارم داری؟

00:13:48.810 --> 00:13:49.830
‫می‌گما...

00:13:50.110 --> 00:13:52.420
‫سوزوکا-سان ازم پرسید که شنبه...

00:13:52.980 --> 00:13:56.040
‫می‌تونیم باهاش بریم به چندتا لو ـ لوکیشن سر بزنیم.

00:13:56.040 --> 00:13:57.100
‫عا.

00:13:57.100 --> 00:13:58.330
‫یکیم اینکه...

00:13:58.330 --> 00:14:01.590
‫من بعد از خرید کردن با مارین-سان میام،

00:14:01.590 --> 00:14:04.040
‫اگه می‌شه تو زودتر برو.

00:14:04.040 --> 00:14:05.270
‫خیلی‌خب.

00:14:07.910 --> 00:14:09.950
‫کلاه‌گیسِ میرا-چان...

00:14:09.950 --> 00:14:12.750
‫قراره من بپوشمش، اما به‌خاطر من بهش حالت دادی؟!

00:14:12.750 --> 00:14:13.950
‫آره.

00:14:14.630 --> 00:14:18.200
‫تو با سوزوکا-سان و بقیه‌ حرف ‌زدی.

00:14:18.200 --> 00:14:21.080
‫برای همین خودم ترتیبش این‌یکی رو دادم.

00:14:27.390 --> 00:14:29.660
‫مرسی، اونه-چان.

00:14:31.700 --> 00:14:34.130
‫بعدش به کلاه‌گیسِ کلیر-چان حالت می‌دی؟

00:14:34.130 --> 00:14:35.620
‫می‌شه منم ببینم؟

00:14:35.620 --> 00:14:38.520
‫اگه انقدر نزدیکم وایسی، نمی‌تونم کارمو بکنم.

00:14:38.520 --> 00:14:39.990
‫چاره‌ای نیست.

00:14:43.530 --> 00:14:46.140
‫خیلی خرم.

00:14:46.140 --> 00:14:49.480
‫باورم نمی‌شه سر یه سوءتفاهم، الکی امیدوارم شدم.

00:14:49.480 --> 00:14:53.100
‫گفتم احتمالاً‌ گوجو-کون از رنگ سفید خوشش بیاد.

00:14:53.100 --> 00:14:56.530
‫برای همین جوگیر شدم و لباس‌زیر تمام سفید پوشیدم.

00:14:57.480 --> 00:14:59.340
‫سر هیچی دلم رو صابون زدم.

00:14:59.340 --> 00:15:01.450
‫آه...

00:15:01.990 --> 00:15:07.040
‫هنوز یه‌جوری تو شوکشم که نمی‌تونم از فکرش دربیام.

00:15:07.700 --> 00:15:09.290
‫آخه فکر کردم بالأخره می‌تونیم...

00:15:10.400 --> 00:15:12.540
‫باهم بریم تو رابطه.‫

00:15:13.350 --> 00:15:15.650
‫جدی باید...

00:15:17.070 --> 00:15:19.710
‫به گوجو-کون بگم که دوستش دارم.

00:15:19.710 --> 00:15:22.460
‫و ـ‌ و ازش بخوام که باهم قرار بذاریم.

00:15:25.020 --> 00:15:27.560
‫آره بابا، قطعاً می‌تونم بهش بگم. آب خوردنه.

00:15:28.400 --> 00:15:31.590
‫قبلاًها... خیلی راحت می‌تونستم به زبون بیارمش.

00:15:32.140 --> 00:15:36.090
‫اما اون حتی یه‌بارم واکنش درستی نشون نداده.

00:15:36.090 --> 00:15:38.910
‫تازه گوجو-کون با شدت ردش هم می‌کنه.

00:15:39.670 --> 00:15:43.700
‫بدترین حالتش اینه که احتمالاً‌ منو فقط دوست خودش می‌دونه.

00:15:45.440 --> 00:15:48.810
‫یعنی اگه بهش می‌گم که دو ـ‌ دوستش دارم...

00:15:49.430 --> 00:15:51.250
‫گوجو-کون چه جوابی می‌داد؟

00:15:53.800 --> 00:15:54.620
‫عـــه؟

00:15:55.630 --> 00:15:59.620
‫فکر می‌کردم صرفاً ازم می‌خوای برات لباس بدوزم.

00:15:59.620 --> 00:16:01.920
‫خیال می‌کردم فقط دوست همیم.

00:16:02.300 --> 00:16:05.050
‫آه... پس قضیه از این قراره.

00:16:05.050 --> 00:16:08.070
‫شرمنده. بذار خوب درموردش فکر کنم.

00:16:08.070 --> 00:16:13.240
‫ا ـ‌ امروز؟ امروز که سرم حسابی شلوغه. واقعیتش...

00:16:13.240 --> 00:16:16.730
‫آه! می‌خوام نقاشی صورت تمرین کنم، به بزرگی خودت ببخش!

00:16:16.730 --> 00:16:18.510
‫امروز هم نمی‌شه.

00:16:18.510 --> 00:16:20.230
‫گوجو، بیا بریم مک‌دونالد.

00:16:20.550 --> 00:16:22.140
‫گوجو رفته خونه.

00:16:28.250 --> 00:16:29.870
‫نمی‌تونم...

00:16:29.870 --> 00:16:32.880
‫انقدر واقعی به‌نظر میاد که اشکم در اومد.

00:16:32.880 --> 00:16:37.550
‫اتفاقاً قبلاً یه‌بار منو پیچونده.

00:16:44.340 --> 00:16:45.680
‫مارین.

00:16:45.680 --> 00:16:48.530
‫امروز رسماً جنازه‌ شدی. چته دختر؟

00:16:48.530 --> 00:16:51.640
‫خیلی افسرده‌م. هیچی هم نخوردم.

00:16:51.640 --> 00:16:52.770
‫جان من؟

00:16:53.250 --> 00:16:56.710
‫می‌دونم ناهار نخوردی، پس یعنی به‌خاطر رژیمت نبوده؟

00:16:56.710 --> 00:16:58.160
‫نووا.

00:16:58.430 --> 00:17:00.960
‫اگه یکی که احساسی بهش نداری،

00:17:00.960 --> 00:17:03.280
‫یا مثلاً دوستت ازت بخواد باهاش قرار بذاری، چیکار می‌کنی؟

00:17:03.280 --> 00:17:05.360
‫کسی بهت اعتراف کرده؟ بنازم.

00:17:05.360 --> 00:17:07.240
‫دارم می‌گم، «مثلاً».

00:17:07.930 --> 00:17:09.090
‫هوم...

00:17:10.130 --> 00:17:11.370
‫شدنی نیست.

00:17:12.000 --> 00:17:13.320
‫ناسلامتی دوستیم ها.

00:17:13.320 --> 00:17:15.390
‫عـــه؟ ولی آخه...

00:17:15.390 --> 00:17:17.060
‫مثلاً اگه کنسه-کون بهت اعتراف کنه‌ــ

00:17:17.060 --> 00:17:17.760
‫نچ.

00:17:17.760 --> 00:17:19.170
‫حتی نذاشتی جمله‌م رو تموم کنم.

00:17:20.550 --> 00:17:23.070
‫قشنگ می‌تونم تصورش کنم. اصلاً شدنی نیست.

00:17:23.070 --> 00:17:23.920
‫دقیقاً.

00:17:24.220 --> 00:17:26.800
‫آخه ما اصلاً تایپ هم نیستیم.

00:17:26.800 --> 00:17:29.720
‫مطمئنم کنسه-کون هم بهم جواب رد می‌ده.

00:17:29.720 --> 00:17:30.710
‫درسته.

00:17:30.710 --> 00:17:33.570
‫«درسته»، ها؟ ولی واقعاً همینه.

00:17:34.810 --> 00:17:39.410
‫خب... اینکه معلومه. خودم از قبل می‌دونستم.

00:17:39.890 --> 00:17:41.200
‫با اجازه.

00:17:41.720 --> 00:17:43.210
‫آه! چیکار بکنم؟

00:17:43.600 --> 00:17:44.790
‫کیتاگاوا-سان.

00:17:45.580 --> 00:17:47.000
‫می‌شه برگردی خونه‌تون؟

00:17:47.830 --> 00:17:48.780
‫هان؟

00:17:48.780 --> 00:17:50.760
‫آه!‌ منظور بدی نداشتم!

00:17:51.510 --> 00:17:53.250
‫ماهی خال‌خالی سوخاری؟

00:17:53.250 --> 00:17:54.460
‫بله...

00:17:54.460 --> 00:17:58.370
‫اون روزی گفتی غذای سوخاری هوس کردی.

00:17:58.600 --> 00:18:01.390
‫گفتم احتمالاً ماهی سوخاری بهت بچسبه.

00:18:01.730 --> 00:18:04.690
‫ولی گویا نباید همچین چیزی رو برای شام بخوری.

00:18:05.390 --> 00:18:10.750
‫من تابه‌حال رژیم نگرفتم، برای همین هیچ‌وقت
‫دغدغه‌ی اینو نداشتم که بهترین زمانِ‌ غذا خوردن کِیه.

00:18:13.210 --> 00:18:16.490 line:20%
‫ولی تو قبل از اینکه باهات تماس بگیرم، اومدی...

00:18:13.690 --> 00:18:17.160
‫من... همین‌طوری روی هوا گفتم، ولی...

00:18:16.490 --> 00:18:17.740 line:20%
‫واقعاً متأسفم.

00:18:20.930 --> 00:18:23.890
‫می‌دونم این‌همه راه اومدی، ولی...

00:18:23.890 --> 00:18:24.660
‫می‌خورمش.

00:18:25.820 --> 00:18:27.250
‫هرطوری شده می‌خورمش.

00:18:27.980 --> 00:18:29.670
‫هـــه؟ ولی...

00:18:29.670 --> 00:18:31.770 line:20%
‫چیت میل و چیت دی یک وعده و یک روز تقلب در برنامه‌‌ی رژیم غذایی است
‫که می‌تواند در کاهش وزن و ایجاد انگیزه برای بعضی افراد مفید باشد.

00:18:29.670 --> 00:18:31.770
‫امروز چیت می‌کنم.

00:18:31.770 --> 00:18:32.880
‫چیت می‌کنی؟

00:18:32.880 --> 00:18:34.930
‫می‌خوای اقلاً سوخاری‌هاشو جدا کنم؟

00:18:34.930 --> 00:18:37.200
‫می‌تونم برای تو هم مثل بابابزرگ کبابش کنم.

00:18:37.200 --> 00:18:38.150
‫نه.

00:18:39.440 --> 00:18:40.950
‫می‌خوام همین‌طوری بخورمش.

00:18:48.090 --> 00:18:52.210
‫به به! سوخاری‌اش خیلی خوش‌مزه‌ست
‫و خود ماهی هم خیلی نرم و لطیفه!

00:18:52.820 --> 00:18:55.530
‫لطفاً تا می‌تونی سبزیجات بخور!

00:18:56.950 --> 00:18:58.800
‫راستی، چیزی توش هست؟

00:18:58.800 --> 00:19:00.390
‫ترشی آلو و برگ شیسو.

00:19:00.390 --> 00:19:03.200
‫اینا رو ریختم توش تا نیازی به سس یا ادویه نداشته باشه.

00:19:03.200 --> 00:19:06.230
‫واکانا، خداییش دست‌پختت خیلی بهتر شده.

00:19:06.230 --> 00:19:07.190
‫راست می‌گین؟

00:19:07.190 --> 00:19:08.130
‫آره.

00:19:08.670 --> 00:19:11.910
‫آه راستی، بابابزرگ. برای تو دایکونِ رنده‌شده داره.

00:19:11.910 --> 00:19:14.220
‫به به. به‌نظر که خوش‌مزه میاد.

00:19:14.220 --> 00:19:18.920
‫غذا خوردن مارین-چان رو که دیدم،
‫منم ماهی خال‌خالی سوخاری هوس کردم.

00:19:18.920 --> 00:19:20.260
‫پس تو هم نصفشو بخور.

00:19:20.260 --> 00:19:21.460
‫فقط نصفشو؟

00:19:22.210 --> 00:19:26.710
‫امشب غذای سوخاری داشتیم،
‫برای همین ببخشید که ‫چیزی نداریم بدم ببری خونه.

00:19:27.450 --> 00:19:28.590
‫اشکالی نداره.

00:19:29.700 --> 00:19:30.710
‫خب، پس‌ــ

00:19:35.080 --> 00:19:36.460
‫گوجو-کون...

00:19:38.120 --> 00:19:40.820
‫می‌تونی تا ایستگاه... همراهم بیای؟

00:19:42.450 --> 00:19:43.620
‫به روی چشم.

00:19:43.980 --> 00:19:46.470
‫لطفاً یه‌لحظه صبر کن، برم کتم رو بپوشم.

00:19:46.930 --> 00:19:47.820
‫باشه.

00:19:56.420 --> 00:19:59.430
‫تازگی‌ها هوا خیلی زود تاریک می‌شه.

00:19:59.430 --> 00:20:00.310
‫آره.

00:20:02.530 --> 00:20:04.260
‫راستی، اون روز،

00:20:04.260 --> 00:20:05.780
‫با موراکامی و بقیه‌ی بچه‌ها...

00:20:08.380 --> 00:20:09.680
‫کیتاگاوا-سان؟

00:20:10.410 --> 00:20:12.360
‫عا، چیزه...

00:20:13.430 --> 00:20:15.380
‫شاید یکم جا بخوری...

00:20:17.770 --> 00:20:19.000
‫من...

00:20:28.520 --> 00:20:30.390
‫می‌شه فردا بازم بیام خونه‌تون؟

00:20:33.480 --> 00:20:35.370
‫بله، البته.

00:20:42.700 --> 00:20:45.430
‫بابت غذا بهت پول می‌دم.

00:20:45.430 --> 00:20:47.460
‫چی؟!‌ لازم نیست!

00:20:47.460 --> 00:20:50.880
‫بابت لباس‌ها به اندازه‌ی کافی بهم پول می‌دی.

00:20:51.500 --> 00:20:52.450
‫آره...

00:21:02.390 --> 00:21:07.150
‫نمی‌تونستم... به صورت گوجو-کون نگاه کنم.

00:21:07.730 --> 00:21:10.760
‫همیشه با خودم گفتم که هرچه بادا باد.

00:21:10.760 --> 00:21:16.050
‫اینجوری بودم که، «نشد هم نشد. فدای سرم.»

00:21:22.430 --> 00:21:25.560
‫ولی الان همه‌ش می‌ترسم که نشه...

00:21:26.370 --> 00:21:29.140
‫من همیشه همین‌طوری بودم؟

00:21:34.940 --> 00:21:36.920
‫ای خدا، افسرده بودنی خیلی رواعصابم.

00:21:37.360 --> 00:21:40.710
‫هی، خوشگل خانوم. تک‌وتنها بیرون چیکار می‌کنی؟

00:21:40.710 --> 00:21:41.730
‫اگه حوصله‌ت سر رفته‌ــ

00:21:41.730 --> 00:21:42.980
‫دهنتو ببند.

00:21:44.480 --> 00:21:46.690
‫ایش، از این حالتم بدم میاد!

00:21:46.690 --> 00:21:49.180
‫وقتی افسرده‌م، خیلی ضعیف می‌شم و اعصابم نمی‌کشه!

00:21:50.110 --> 00:21:55.250
‫الان از نظر روانی داغونم و این هفته هم که کاسپلی گروهی داریم.

00:21:55.470 --> 00:21:57.560
‫بسمه! دیگه نمی‌تونم سر این قضیه استرس بکشم!

00:21:57.560 --> 00:21:59.040
‫بعد از کاسپلی گروهی بهش می‌گم!

00:21:59.040 --> 00:22:01.160
‫بهش می‌گم! بهش می‌گم! بی‌بروبرگرد بهش می‌گم!

00:22:01.490 --> 00:22:04.170
‫خدا شاهده به گوجو-کون می‌گم که دوستش دارم!

00:22:05.000 --> 00:22:10.000
« فیلم یار  – مرجع دانلود فیلم و سریال » [ FilmYar ]

00:22:10.030 --> 00:22:18.000
« فیلم یار  – مرجع دانلود فیلم و سریال » [ FilmYar ]

00:23:35.390 --> 00:23:36.450
‫قسمت بعدی!

00:19:50.630 --> 00:19:54.340
Tenshi Hunter &amp; Cielo :کاری از

00:01:30.020 --> 00:01:33.030
قسمت 22
‫پس الان دیگه همه‌چی رواله!؟

00:02:03.800 --> 00:02:04.810 position:20% line:50%
‫تالاپ

00:03:10.240 --> 00:03:12.080 line:20%
‫داده‌ای در دسترس نیست

00:03:56.210 --> 00:04:00.130 line:20%
‫شب رو موندن

00:07:30.340 --> 00:07:32.050 position:80% line:50%
‫۵۰ درصد کالری کم‌تر

00:08:39.990 --> 00:08:43.660 position:20% line:50%
‫شارلوت

00:08:39.990 --> 00:08:43.660 position:80% line:50%
‫می‌شه خفه‌خون بگیری؟ صدات خیلی گوش‌خراشه.

00:08:50.040 --> 00:08:50.790
‫شارلوت

00:09:04.810 --> 00:09:07.100 line:20%
‫«چون‌که ما یه خانواده‌ایم» «بیاین غذا بخوریم»

00:09:07.100 --> 00:09:09.980 line:20%
‫ماده‌ای سرخ و سیاه روی ظرف غذایم انباشته شده بود.
‫چشیدمش و پرسیدم: «هی، این چیه؟»

00:09:09.980 --> 00:09:14.070 line:20%
‫چرا؟

00:09:10.980 --> 00:09:14.070
‫نمی‌توانستم نفس بکشم، حس می‌کردم هوا از گردنم به بیرون درز می‌کند.
‫همه‌چیز دارد از هم می‌پاشد
‫فقط یک ظرف خالی باقی مانده است

00:09:14.070 --> 00:09:16.320
‫صدای فریادش می‌پیچد
‫مانند یک کرم ابریشم، به آرامی در خود فرو می‌روم.

00:09:16.320 --> 00:09:21.530
‫صدای فریادها مدام در سرم می‌پیچد.
‫چندین و چندبار صدایم را بالا می‌برم،
‫اما کم‌کم حس می‌کنم که دنیای پیرامونم محو می‌شود.
‫سپس، با من حرف زد:

00:09:21.530 --> 00:09:25.490
‫«تو به قدر کافی باهوش نیستی. برای همینه که همیشه دست‌هات رو دراز می‌کنی.»
«دست‌هات پرن، برای همینه که حتی نمی‌تونی چیزی رو که روی زمین افتاده، برداری.»

00:09:25.490 --> 00:09:30.250
‫پس از شنیدن این حرف، خرده‌تکه‌هایش را که روی زمین پراکنده شده، برمی‌دارم.

00:09:33.250 --> 00:09:36.050
‫هرگز نگاه مادرم را فراموش نمی‌کنم.
‫طوری به من نگاه می‌کرد که گویی فاسد و آلوده‌ام.
‫هرگز نگاه مادرم را

00:09:36.050 --> 00:09:37.050
‫فراموش نمی‌کنم

00:09:37.050 --> 00:09:41.050
‫گویا مادرم متوجه شده بود.
‫و مدام مرا سرزنش می‌کرد، اما من به میل خودم پاهایم را باز نکردم.
‫چکار باید می‌کردم؟

00:09:41.050 --> 00:09:46.310 line:20%
‫نمی‌دانم

00:09:42.550 --> 00:09:46.310
‫در نهایت همیشه می‌گویند: «چون‌که ما یه خانواده‌ایم.»
‫گویی هیچ اتفاقی نیفتاده است.
‫گویی هرگز آب از آب تکان نخورده است.

00:09:46.310 --> 00:09:49.560
با این حال، همچنان بخشی از من می‌خواست که مادرم
‫من را دوست داشته باشد. اما مادرم من را نجات نداد.
‫مادرم هم یک زن بود.
‫ احساس تهوع می‌کنم.

00:09:49.560 --> 00:09:52.650
‫پدرم آن روز به من گفت، «بیا اتاق‌خوابم.»
‫هرگز آن راه‌پله‌ی سرد و تاریک را که به زیرزمین منتهی می‌شد، فراموش نمی‌کنم.

00:09:52.650 --> 00:09:56.900
‫هنگامی که وارد اتاق‌خواب شدم، پدرم در اتاق را قفل کرد و از من خواست که انجیل را بخوانم.
‫«بیا اینجا.»
‫از من خواست که روی پاهایش بشینم.
‫هرگز نمی‌توانم دست‌های

00:09:56.900 --> 00:10:00.860
‫پدرم را فراموش کنم
‫از او خواهش کردم که دست بردارد، اما او گفت:
‫ «هیچ ایرادی تو این کار نیست، چون‌که ما یه خانواده‌ایم.»
‫بارها و بارها در سرم فریاد زدم.

00:10:00.860 --> 00:10:02.860
‫بارها و بارها و بارها و بارها و بارها و بارها و بارها و بارها و بارها و بارها و بارها و بارها و بارها و بارها

00:10:02.860 --> 00:10:08.620
چکار باید می‌کردم؟
‫نمی‌دانم.
‫بین پاهایم متورم و هم‌رنگ انجیر شده بود.
‫پدرم به من دستور داد: «این قضیه رو به هیچکس نگو.»
‫تنها چیزی که در آن اتاق به جا ماند، قلب شکسته‌ام بود.

00:10:08.620 --> 00:10:12.820
‫فقط فراموشش کن، فقط فراموشش کن، فقط فراموشش کن
‫چون‌که اصلاً اتفاقی نیفتاده است

00:10:18.340 --> 00:10:21.510
‫«خانواده» بارها و بارها تکرار می‌کنم. «خانواده» «ما»
‫ «خانواده‌ایم» «خانواده» «چون‌که خانواده‌ایم»

00:10:23.840 --> 00:10:26.600
‫«چون‌که خانواده‌ایم»

00:10:26.600 --> 00:10:27.600
«چون‌که خانواده‌ایم» «چون‌که خانواده‌ایم» «چون‌که خانواده‌ایم» «چون‌که خانواده‌ایم» «چون‌که خانواده‌ایم» «چون‌که خانواده‌ایم»

00:10:27.600 --> 00:10:30.600
«چون‌که خانواده‌ایم» «چون‌که خانواده‌ایم» «چون‌که خانواده‌ایم» «چون‌که خانواده‌ایم» «چون‌که خانواده‌ایم» «چون‌که خانواده‌ایم»

00:17:19.170 --> 00:17:20.550
موریتا کنسه، ۱۶ ساله، بدون حضور داشتن
‫دست رد به سینه‌اش خورد

00:23:35.010 --> 00:23:40.090 line:20%
قسمت 23
‫فکر نمی‌کردم اتفاقی خوبی برام بیفته.